
با انتشار خبر درگذشت ریو موراکامی، نویسنده ژاپنی و خالق آثاری چون «آبی تقریباً شفاف» و «آدیش»، بار دیگر این پرسش مطرح میشود که آیا نسل هنرمندانی که میتوانستند تصویری ماندگار از هنر زمانه خود بسازند، آرامآرام به پایان میرسد؟ موراکامی در ۷۴سالگی درگذشت. او در آثارش به سراغ بخشهای تاریک جامعه معاصر، خشونت، تنهایی و بحران هویت جوانان میرفت؛ او نوشته هایش را به صدایی متفاوت در ادبیات ژاپن تبدیل کرد.
پیشتر، درگذشت چهرههای بزرگی از هنر جهان نیز چنین احساسی مبنی بر خالی شدن جهان از هنرمندان تاثیرگذار را برانگیخته بود؛ گویی با رفتن هر هنرمند برجسته، پرونده بخشی از یک دوران تاریخی بسته میشود. اما آیا واقعاً دیگر هنرمندی در ابعاد پیکاسو، دیوید هاکنی یا اندی وارهول ظهور نخواهد کرد؟
شاید پاسخ را باید در تغییر جهان جستوجو کرد، نه کاهش استعدادها. نسلهای پیشین برای رسیدن به شهرت جهانی، مسیر طولانیتری را طی میکردند؛ مسیری که در آن خلق اثر، نقد، انتشار و گذر زمان نقش مهمی داشت. امروز اما شبکههای اجتماعی و الگوریتمها، همزمان میلیونها اثر را پیش چشم مخاطب میگذارند. دیدهشدن آسانتر شده، اما ماندگاری همچنان دشوار است.
شاید مسئله این نیست که هنرمندان بزرگ کمتر شدهاند؛ مسئله این است که فرصت تبدیل شدن به چهرهای مرجع برای چند نسل، میان انبوه صداها و تصاویر پراکنده شده است.حقیقت این است که ما در عصر فقدان استعدادها زندگی نمیکنیم؛ در عصر فراوانیِ بیوقفه آثار زندگی میکنیم؛ دورانی که ستارهها بیشتر شدهاند، اما فرصت اسطوره شدن کمتر به دست میآید.