زبان و خط فارسی در طول تاریخ، فراتر از مرزهای سیاسی ایران، پیونددهنده ملتها و حامل میراثی مشترک در بخش بزرگی از آسیا بوده است؛ میراثی که در سدههای اخیر، با تغییر سیاستهای زبانی، فرهنگی و تحولات سیاسی، بخشهایی از گستره تاریخی خود را از دست داده است. در تاجیکستان، تغییر خط فارسی به سیریلیک همچنان از مهمترین موانع ارتباط مستقیم با میراث مکتوب فارسی به شمار میرود. در افغانستان نیز وضعیت خط و زبان فارسی پس از روی کار آمدن حکومت طالبان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. با این حال، مشاهدات پژوهشگران در این دو کشور نشانههایی از تداوم علاقه به زبان و ادبیات فارسی را به وضوح نشان می دهد. طی هفتههای گذشته (مهرماه 1405) هیئتی از استادان زبان و ادبیات فارسی و شاعران ایرانی به افغانستان سفر کردند. با دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی و مدیر خردسرای فردوسی که تا امروز بارها به تاجیکستان و افغانستان سفر کرده و در سفرمهر ماه هم حضور داشته است، درباره آخرین مشاهدات میدانی اش از وضعیت زبان و خط فارسی در این دو کشور گفت و گو کرده ایم.

جناب دکتر یاحقی؛ امروز می خواهیم درباره آخرین وضعیت زبان و خط فارسی در کشورهای فارسی زبان گفت و گو کنیم. اما قبل از آن، لطفا درباره گستره زبان فارسی در گذشته توضیح مختصری دهید.
گستره زبان و خط فارسی در گذشته بسیار پهناور بوده و از مرزهای چین تا سواحل مدیترانه، زبان عمومی و بینالمللی به شمار می آمده ولی سیاستمداران همواره از این امپراتوری بزرگ فرهنگی میترسیدند و هرجا دستشان رسیده، به ایجاد شکافهایی میان فارسیزبانان دست زده اند.
نخستین بار وقتی انگلیسیها وارد هندوستان شدند و انبوه کتابهای فارسی را در این کشور دیدند، وارد عمل شدند و به بهانه تقویت زبانهای محلی موفق شدند کمکم زبان فارسی را از میدان به در کنند. زبان اردو را که در کنار زبان فارسی در این کشور وجود داشت، علم کردند و زبان فارسی را پس زدند و به این ترتیب، شبهقاره هند را که عظمتی داشت، عملاً از پیکره زبان فارسی جدا کردند. بعد هم زبان انگلیسی را در این کشور جایگزین کردند و کار به جایی رسید که امروز حتی زبان اردو هم در این کشور کاربرد آنچنانی ندارد.
اما کار به همینجا ختم نشد؛ روسها هم در دوره تزار سعی کردند عظمت زبان فارسی را بشکنند و ازبکها، قرقیزها و ترکمنها را به سمت استفاده از زبان محلی خودشان سوق دادند و در این سرزمینها کار به جایی رسید که نامی از زبان فارسی نماند. روس ها در تاجیکستان هم همین سیاستگذاری را اجرایی کردند؛ اما تاجیکها در برابر تغییر زبان ایستادگی زیادی انجام دادند. با وجود این، اگرچه زبان فارسی ماند اما خط در این سرزمین از فارسی به سیریلیک تغییر کرد.
خوشبختانه امروز وضعیت در تاجیکستان سر و سامان پیدا کرده و به دستور امامعلی رحمان، رئیسجمهور این کشور، دستورهایی برای آموزش خط فارسی داده شده که امیدوارکننده است؛ آخرین مشاهدات میدانی شما در تاجیکستان چه بوده است؟
دولت فعلی تاجیکستان به ریاست امامعلی رحمان امروز نگاه مهرورزانهای به زبان فارسی دارد و امامعلی رحمان رسما اعلام کرده که ما باید به خط نیاکان (فارسی) برگردیم. من هر سال چندین بار به تاجیکستان میروم و اشتیاق تاجیکستانیها را برای آموزش زبان فارسی ستودنی میدانم. برای پیشرفت بیشتر کار، ما هم در خردسرای فردوسی بارها آمادگیمان را برای آموزش خط فارسی و رواج این خط در تاجیکستان اعلام کرده ایم.
یکی از حوزه های دیگر زبان فارسی، افغانستان است که با روی کارآمدن طالبان، فارسی ستیزی در این کشور به اوج خود رسید. با توجه به سفر اخیرتان به افغانستان لطفا برایمان بگویید آیا هنوز این فارسیستیزی ادامه دارد؟
پشتون که از زبانهای قدیم ایران است، نه هویت و نه ادبیات و شاخصهای دارد. طبعاً پشتونها که طالبان هم از همین قوم هستند دلشان میخواهد خودشان را نشان دهند و به زبانشان هویت دهند، ولی چون این زبان متن و تاریخ ویژهای ندارد، در حد محاوره کاربرد دارد و نه بیشتر. درباره جایگزین شدن پشتون به جای فارسی توسط طالبان، اقداماتی را این حکومت در دستورکار قرار داده بود. اما آنچه من در سفرهای اخیرم به این کشور دیده ام گویای این موضوع بود که هماکنون خط و زبان فارسی در برخی شهرها و دانشگاهها وجود دارد. این یک واقعیت است که طالبان اگر بخواهند زبان پشتون را بشناسند، باید به منابع فارسی مراجعه کنند.
در سفرهای اخیرتان به افغانستان، چرخشی از سمت طالبان در زمینه بازگشت به زبان فارسی مشاهده کردهاید؟
در سالهای اولیه حکومت طالبان،آنها به فکر تغییر زبان فارسی به پشتون بودند و تا حدود زیادی فارسی را پس زده بودند، ولی در سالهای اخیر کمکم احساس نیاز به فارسی را احساس کرده اند. تصور من این است که طالبان هم ناگزیر خواهند شد این شرایط را بپذیرند که کشور افغانستان نیازمند زبان فارسی است . نمونه این چرخش هم دعوت از شاعران و استادان ایرانی که فارسیزبان هستند به این کشور است. خردسرای فردوسی نیز در این میانه تمام تلاش خود را برای خدمت به زبان فارسی به کار بسته است. البته نباید انتظار داشت که طالبان همهچیز را کنار بگذارند و فارسی را همین امروز بهصورت مطلق بپذیرند؛ ولی به مرور زمان این اتفاق خواهد افتاد، چون همه ما می دانیم زبان فارسی بینهایت قدرتمند است.
همین قدمی که در ماه گذشته برداشته شد، یعنی سفر شاعران فارسیزبان و استادان زبان فارسی به افغانستان، شعرخوانی به زبان فارسی و حضور شاعران افغانستان و استادان دانشگاههای افغانستان، در حالی که طالبان هم نظارهگر این مراسم بودند، گویای این است که طالبان احساس نیاز به فارسی را پیدا کردهاند. در این سفر من دیدم که طالبان خیلی با احترام با شاعران و استادان زبان و ادبیات فارسی برخورد میکردند.