printlogo


شاهنامه را از انحصار پژوهش ادبی بیرون بیاوریم!
محمد بهبودی‌نیا

 با کمی تأمل در علوم روز به این واقعیت مهم می رسیم که شاهنامه را باید از حصار پژوهش های صرفا ادبی بیرون آورد؛ این باور دکتر محمد رسولی، نویسنده، شاهنامه‌پژوه و حقوقدان است که معتقد است این اثر ارزشمند، فراتر از یک شاهکار ادبی، گنجینه‌ای از دانش تاریخی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی و علمی ایران باستان است. این در حالی است که  بسیاری از وکلا، جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و مردم ، نسبت به پیوند عمیق  علوم روز با شاهنامه هنوز آگاهی لازم را ندارند  و از کنار ظرفیت‌های پژوهشی و اهمیت این پژوهش ها به راحتی می‌گذرند. با دکتر محمد رسولی درباره این پیوندهای کمتر دیده‌شده گفت‌وگو کرده‌ایم. 
​​​​​​​
جناب رسولی، شما درباره ارتباط بینارشته ای شاهنامه و بسیاری از علوم تا امروز سخنرانی های فراوانی داشته اید. لطفا درباره دلایل اهمیت توجه به این موضوع توضیح دهید. 
بیش از هزار سال از خلق شاهنامه می گذرد، اما این اثر هنوز در برخی زمینه‌ها مهجور مانده است و بیشتر تحقیقات درباره آن در حوزه ویژگی های ادبی بوده است. به همین دلیل، عموم مردم شاهنامه را اثری صرفاً ادبی می‌شناسند،  در حالی که این اثر ماندگار حکیم توس را می‌توان منبعی معتبر برای آشنایی با علوم مختلف، فرهنگ و تاریخ ایران باستان به شمار آورد. حکیم ابوالقاسم فردوسی اثر ماندگارش را بر اساس منابعی منثور که از گذشتگان به دست او رسیده بود، از نثر به نظم درآورد. به عبارتی روشن‌تر، شاهنامه فشرده‌ای از علوم، رفتار و فرهنگ های رایج در ایران باستان است که باید به پژوهش آن پرداخت.
پژوهش در لایه‌های پنهان شاهنامه در حوزه هایی که به آن اشاره کردید، چه دستاوردی برای مردم روزگار ما دارد؟
پژوهشگران ما در بسیاری از موارد، از کنار برخی بیت‌های شاهنامه به‌راحتی عبور کرده‌اند؛ در حالی که این بیت‌ها به تحلیل و بررسی نیاز دارد. از این طریق می‌توان اطلاعات ارزشمندی درباره علوم مختلف، نحوه زندگی مردم، تفکر، فرهنگ و قوانین اجرایی آن‌ها در هزاران سال پیش به دست آورد. اهمیت همین  موضوع، لزوم ورود رشته‌های مختلف علمی به پژوهش‌های شاهنامه را گوشزد می‌کند.
کسی نمی‌تواند شاهنامه‌شناس باشد، اما تاریخ‎دان نباشد. وقتی تاریخ ندانیم، درباره شخصیت‌های مختلف شاهنامه، از جمله کی کاووس و دیگران، دچار اشتباه می‌شویم. این اشتباهات باعث انحراف در شناخت این اثر و روایت های آن می‌شود.
آنچه از تاریخ ایران باستان به دست دقیقی توسی رسیده، نشان می‌دهد که شاهنامه ساخته‌وپرداخته ذهن فردوسی نیست. بخشی از این اثر، کتابی تاریخی، اجتماعی و سیاسی درباره ایران در عهد کهن و باستان است که به پیش از مادها برمی‌گردد. با این حساب، می‌توان تصور کرد که چه میزان اطلاعات در زمینه‌های مختلف تاریخ ایران در این کتاب وجود دارد .شاهنامه می‌تواند به بسیاری از پرسش‌های تاریخی ما که بی‌پاسخ مانده‌اند، پاسخ دهد.
در شاهنامه نمادهایی مثل ضحاک و سیمرغ را مشاهده می کنیم و همین موضوع در بین برخی از مردم این تصور را ایجاد کرده که شاهنامه بر اساس افسانه هاست و نمی توان بر این اساس تحقیقات تاریخی موثقی را روی آن انجام داد. نظر شما چیست؟
موافقم. چون شاهنامه را برخی افراد، اثری اسطوره‌ای می‌دانند، پژوهش تاریخی درباره آن تا حدود زیادی نادیده گرفته شده است. وقتی گفته می‌شود روی دوش ضحاک دو مار وجود داشته، اگر از منظر میان‌رشته‌ای وارد بحث شویم، نمادشناسی ما را به عمق تاریخ می‌برد و آن موقع است که  می‌توان این احتمال را بررسی کرد که ضحاک به‌جای ایران نشسته و دماوند و سبلان نماد این مارها باشند. همچنین می‌توان زمان فعالیت آتشفشان دماوند را از نظر تاریخی بررسی کرد. بر اساس این دیدگاه، دماوند حدود ۵۵۰۰ سال پیش فعال بوده و ضحاک نیز در همان زمان زندگی می‌کرده است. این داده‌ها می‌توانند پیوندهای تاریخی را تأیید کنند. در ادامه، داده‌های باستان‌شناسی نیز وارد بحث می‌شوند.
نماد دیگر، سیمرغ است که می‌توان آن را نماد سرپزشک آن دوران دانست و در ادامه، نام سینوهه نیز به میان می‌آید.
تا بیست سال پیش، بخش‌های زیادی از شاهنامه را افسانه می‌دانستند؛ در صورتی که با این رویکرد پژوهشی می‌توان بررسی کرد که این بخش‌ها چه ریشه‌هایی در تاریخ دارند و در چه مواردی به‌صورت نماد بیان شده‌اند.
برخی می‌پرسند مدت پادشاهی جمشید ۷۰۰ سال و ضحاک هزار سال بیان شده ، در حالی که عمر انسان به این اندازه نمی‌رسد و  با همین استناد رای به افسانه بودن این افراد در شاهنامه می دهند. در پاسخ می‌توان گفت همان‌طور که قاجاریه نام یک حکومت است و قاجار را نمی‌توان نام یک فرد قلمداد کرد، درباره ضحاک نیز این احتمال وجود  دارد که چند ضحاک یا سلسله ضحاکیه مقصود این روایت شاهنامه است.  وقتی این موارد را ندانیم، شاهنامه را افسانه قلمداد می‌کنیم.
حقوق در شاهنامه چه جایگاهی دارد؟
علم حقوق از جنبه های مختلف در شاهنامه قابل پژوهش است؛ مثلا از منظر واژه شناسی درباره فره ایزدی باید گفت این مفهوم دقیقاً در حوزه حقوق عمومی قرار می‌گیرد. کسی که حقوق عمومی خوانده باشد، می‌تواند متن شاهنامه را به‌خوبی و عمیق‌تر درک کند. فره ایزدی بر اساس تعریف حقوق عمومی، به معنای مقبولیت حکومت است. هر شاهنامه‌پژوهی که این کلید مفهومی حقوقی را در اختیار داشته باشد، هنگام مواجهه با این واژه، بهتر می‌تواند به عمق مفهوم پی ببرد.
درباره چگونگی ورود روان‌شناس ها به پژوهش در شاهنامه هم توضیح دهید. 
در شاهنامه، رفتارهای شخصیت‌ها را می‌توان از منظر روان‌شناسی بررسی کرد. این موضوع یکی دیگر از جنبه‌هایی است که جای پژوهش فراوان دارد؛ از روابط عاشقانه و واکنش های دوطرف بگیرید تا حضورشخصیت های مختلف در میدان جنگ و  حکومت‌داری، چرایی فرار از جنگ و دلایل خطاهای رفتاری افراد .با مطالعه روان هر فرد در شاهنامه می‌توان به عمق بیشتری دست یافت و حتی تحولات رفتاری انسان را مورد پژوهش قرار داد؛ بسیاری از موضوعات را بهتر شناخت و گنج‌های نهفته در دل این اثر را بیش از پیش نمایان کرد.
از نظر شما امروز که در وضعیت جنگی قرار داریم،  چه پیام هایی را از شاهنامه می توانیم دریافت کنیم؟ 
همین می تواند موضوعی برای پژوهش تاریخ نگاران باشد. شاهنامه برای ایجاد انسجام ملی نوشته شده است؛ اثری که تبارهای مختلف ایران را به یکدیگر پیوند می‌دهد و می‌توان آن را شاهکاری وحدت‌آفرین دانست.  شرایط  کنونی  ما بارها در تاریخ ایران تکرار شده است. اگر تاریخ‌نگاران این بخش‌ها را به مردم معرفی و حکومت‌های ایران را از نظر تاریخی بررسی کنند، می‌توانند به مردم یادآوری کنند که ایرانیان در دوره‌های جنگ و بحران چگونه و با چه رفتارهایی توانسته‌اند از گذرگاه‌های دشوار تاریخی عبور کنند.