بنزین بر سر دوراهی
پرونده قیمت و سهمیهبندی حاملهای انرژی بار دیگر به کانون تحولات سیاستگذاری اقتصادی بازگشته است؛ اما اینبار دامنه ماجرا صرفاً بنزین خودروهای سواری نیست. ابلاغ مصوبه جلسه ۲۲ مهرماه هیئت وزیران از سوی معاون اول رئیسجمهور، سازوکار مدیریت تقاضا و قیمتگذاری سوخت را وارد فاز جدیدی کرده است. بر اساس این مصوبه که با پیشنهاد مشترک وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه تدوین شده، یک «کارگروه ویژه انرژی» اختیارات گستردهای برای بازبینی و اصلاح سهمیه و نرخ فرآوردههای نفتی و حتی گاز طبیعی در بخشهای مختلف مصرف به دست آورده است. اگرچه در این مصوبه عددی بهعنوان نرخ قطعی اعلام نشده، اما تغییر معنادار در کانون تصمیمگیری نشان میدهد سیاستگذار به دنبال بازطراحی چارچوب تخصیص انرژی است.
تغییر سازوکار تصمیمگیری؛ اختیارات کارگروه تا کجاست؟
در ادبیات اقتصاد سیاسی، مرجع تصمیمگیر و حدود اختیارات آن به اندازه خود «نرخ نهایی» اهمیت دارد. کارگروه ویژه انرژی با ترکیبی از نمایندگان وزارتخانههای نفت، کشور، امور اقتصادی و دارایی، اطلاعات، سازمان برنامه و بودجه، سازمانهای بهینهسازی و دبیرخانه اطلاعرسانی دولت تشکیل شده است. حضور نهادهای اجتماعی، امنیتی و رسانهای در کنار بخشهای اقتصادی، نشانه روشنی است از این که دولت به حساسیت ابعاد غیراقتصادی ماجرا واقف است.
با این حال، فقدان سازوکار شفاف و مشخص نبودن آییننامه اجرایی، سؤالاتی کلیدی را پیش روی کارشناسان قرار میدهد: آیا پیش از هرگونه تغییر در سهمیه یا قیمت، مطالعات کارشناسی و پیوستهای ارزیابی اثرات تورمی منتشر خواهد شد؟ حدود اختیارات کارگروه در بازتعریف نرخها چگونه است و مسئولیت پاسخگویی در صورت بروز انحراف در اهداف کنترل تورم و رفاه با کدام دستگاه خواهد بود؟ تا پیش از تدوین و انتشار اسناد پشتیبان، صرف استناد به عبارت «رعایت ملاحظات اجتماعی» نگرانی افکار عمومی را کاهش نمیدهد.
فشار تاریخی ناترازی و تجربه بنزین سهنرخی
برای ارزیابی انگیزه دولت در واگذاری این اختیارات، باید به تراز منفی انرژی نگریست. بر اساس گزارش تحلیلی تابناک، مصرف روزانه بنزین به محدوده ۱۳۴ میلیون لیتر رسیده و شکاف میان ظرفیت تولید متعارف پالایشگاهها و حجم مصرف، وابستگی به واردات سوخت و روشهای جبرانی را تشدید کرده است. بر اساس آمارهای منتسب به دادههای ارزی، هزینه واردات بنزین در سال گذشته بالغ بر ۲.۹ میلیارد دلار بوده؛ رقمی قابلتوجه که توان ارزی کشور را به چالش میکشد.سیاستگذار پیشتر و در شهریورماه، با اصلاح نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان برای سوختگیری خارج از سهمیه، گام نخست تغییر رفتار مصرفکننده را با حفظ سهمیههای یارانهای ۶۰ لیتر (۱۵۰۰ تومان) و ۵۰ لیتر (۳۰۰۰ تومان) آزمود. مصوبه تازه امتداد همان رویکرد است؛ با این تمایز که اینبار گازوئیل، نفت سفید و گاز طبیعی نیز به دایره مانور تصمیمگیری افزوده شدهاند. اما مسئله پایهای پابرجاست: آیا راهحل خروج از بنبست ناترازی، صرفاً جابهجایی متغیر قیمت است؟
دومینوی تورم و سرنوشت مشاغل وابسته به حملونقل
سوخت در ساختار اقتصادی ایران، یک حامل واسطهای با ضریب سرایت بالاست. هرگونه دستکاری در نرخ یا حجم سهمیهها بهسرعت بر هزینه شبکه لجستیک و توزیع مویرگی کالا، تاکسیهای اینترنتی و رفتوآمدهای کاری روزمره اثر میگذارد. برای خانوارهایی با درآمد ثابت و شاغلانی نظیر رانندگان باری و درونشهری، کاهش سهمیه یا رشد قیمت سوخت مستقیماً حاشیه درآمد و قدرت خرید را نشانه میرود.
در این میان دولت باید به چندین پرسش بیپاسخ واکنش نشان دهد:
آیا سازوکار جبرانی شفاف و واریز مابهازای نقدی یا اعتباری برای رانندگان حملونقل عمومی و باری تعریف شده است؟
وضعیت شهرهای کوچک و مناطق فاقد خطوط مترو و اتوبوسرانی گسترده چگونه مدیریت میشود؟
چه تضمینی وجود دارد که درآمدهای حاصل از بازنگری قیمتها به نوسازی زیرساخت حملونقل عمومی و افزایش ایمنی ناوگان اختصاص یابد؟
اصلاح الگوی مصرف یا تحمیل هزینه خودروهای پرمصرف؟
منطق مدیریت مصرف و تحدید هدررفت منابع غیرقابلانکار است؛ اما کارایی هر ابزار قیمتی مشروط به وجود «کالای جانشین» و «کشش قیمتی متناسب» است.
مصرفکننده ایرانی سالهاست ناچار به استفاده از ناوگان خودرویی با فناوری قدیمی و میانگین مصرف ۸ تا ۱۰ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است. تا زمانی که ساختار تولید خودروهای پرمصرف تغییر نکند و دسترسی مردم به شبکه ریلی و ناوگان حملونقل درونشهری فراگیر نشود، سیاستهای قیمتی تنها اصابت مستقیم به هزینه سبد معیشت خواهد داشت.
اختیار جدید هیئت دولت به کارگروه ویژه انرژی، یک مجوز اداری است، نه تضمینی برای حل ریشهای ناترازی. مردم صرفاً مصرفکننده بنزین نیستند؛ آن ها تامینکننده نهایی هزینههای اقتصاد کشورند. پیش از اتخاذ هر تصمیمی درباره بازنگری در سهمیهها یا نرخها، سیاستگذار باید ثابت کند که این مصوبه قرار است آغازگر زنجیرهای از اصلاحات واقعی-شامل ارتقای کیفیت سوخت، تنوعبخشی به سبد حملونقل و مقابله با ناکارآمدی صنعت خودرو-باشد، نه سازوکاری برای فرافکنی کسریهای مزمن بودجه به سمت سفره خانوار.