
روز گذشته سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در سفر به آذربایجان شرقی از تلاش دولت چهاردهم برای تکمیل موزه فرش تبریز در همین دولت خبر داد. او دو راهکار برای تأمین اعتبار این پروژه مطرح کرد: مشارکت اتاق بازرگانی و اتاق فرش تبریز یا جذب سرمایهگذار. به گفته وزیر، برآورد اولیه تکمیل موزه در سال گذشته ۴۵۰ میلیارد تومان بوده و اکنون باید با توجه به شرایط روز، هزینه آن دوباره محاسبه شود. صالحیامیری تأکید کرد: «سیاست قطعی دولت و وزارت میراثفرهنگی این است که موزه فرش تبریز بهعنوان یکی از افتخارات ملی ایران در همین دولت تکمیل شود.»
این وعده در شرایطی مطرح میشود که فرش ایرانی، با وجود اعتبار تاریخی و هنری در جهان، سالهاست با عقبنشینی جدی در بازارهای بینالمللی روبهروست. در مقابل، کشورهایی مانند هند، پاکستان و ترکیه سهم بیشتری از این بازار را به دست آوردهاند.
در چنین شرایطی، تکمیل موزه فرش تبریز اقدامی ارزشمند است؛ اما نباید تصور کرد که ساخت موزه بهتنهایی میتواند جایگاه ازدسترفته هنر فرشبافی ایران را احیا کند. موزه باید محل معرفی تاریخ، تنوع نقشها، شیوههای بافت و مهارت استادکاران این هنر باشد؛ فضایی که گردشگر را با این هنر آشنا کند و نسل جوان را به شناخت و ادامه آن ترغیب کند. مهمتر از آن، این مجموعه باید با زندگی امروز بافندگان کم تعداد و فعالان بازار فرش ارتباط داشته باشد.
پیشنهاد مشارکت اتاق بازرگانی و اتاق فرش یا جذب سرمایهگذار نیز نیازمند شفافیت است. سهم این موزه - هنر از فضا و امکانات باید بهگونهای تعریف شود که کارکرد فرهنگی آن زیر سایه فعالیتهای اقتصادی قرار نگیرد. سرمایهگذاری زمانی به سود میراث فرهنگی است که به حفظ و معرفی آن کمک کند.
از طرفی نباید تنها به راه اندازی فرش- موزه دلخوش ماند؛ زیرا فرشبافی هنری زنده است که بقای آن به رونق کارگاهها، حمایت از بافندگان، دسترسی به بازارهای جهانی و شناخت سلیقه نسل جدید وابسته است.