printlogo


چرا می گوییم مأموریت گادی آیزنکوت برای تشکیل دولت سخت است؟ 4 سناریوی پیش روی او چیست؟
دولتِ گذار یا کلید بازگشت نتانیاهو؟
 سبحان حافظی

​​​​​​​
  اسحاق هرتزوگ، رئیس‌ رژیم اسرائیل، سرانجام گادی آیزنکوت را مأمور تشکیل دولت کرد؛ تصمیمی که آخرین تلاش برای شکستن بن‌بست سیاسی در کنست تلقی می‌شود. اما این مأموریت ساده نیست: اگر آیزنکوت در بازه یک تا یک‌ونیم‌ماهه آینده نتواند اکثریت لازم را بسیج کند، مأموریت به بنیامین نتانیاهو واگذار می‌شود و در صورت ناکامی او نیز اسرائیل به سمت انتخابات مجدد می‌رود. یعنی مأموریت آیزنکوت هم فرصتی برای تغییر است و هم شمشیری دوسو که می‌تواند به بازگشت نتانیاهو یا فرورفتن دوباره اسرائیل در گرداب انتخابات منتهی شود.
 4سناریو پیش روی آیزنکوت
1️⃣ دولت اقلیت با «تور امنیتی» عربی: اگر آستانه ۶۱ کرسی به دست نیاید، آیزنکوت ممکن است دولتی اقلیت تشکیل دهد که از خارج توسط احزاب عربی حمایت می‌شود. «القائمة المشتركة» و «القائمة الموحدة» آمادگی خود را اعلام کرده‌اند، مشروط به تضمین‌هایی مانند توقف تخریب خانه‌ها، مبارزه با جرم و ایجاد افق سیاسی با فلسطینیان. این گزینه با مخالفت بنت و لیبرمن مواجه و شکننده خواهد بود.
2️⃣ ائتلاف با احزاب حریدی: آیزنکوت ورود رسمی احزاب عربی به کابینه را رد کرده و ترجیح می‌دهد با جذب حریدی‌ها به ۶۱ کرسی برسد. مانع اصلی، قانون خدمت اجباری نظامی است؛ آیزنکوت بر خدمت اجباری تأکید دارد و حریدی‌ها خواستار معافیت گسترده طلاب دینی‌اند. حریدی‌ها همچنین نگران‌اند پس از ورود به دولت، تصویب قانون به تعویق بیفتد و برگ برنده‌شان از دست برود.
3️⃣ دولت وحدت ملی با حضور نتانیاهو:  دولتی متشکل از لیکود و «یاشار» که نتانیاهو و رئیس‌جمهور ترویج می‌کنند. مانع اصلی بی‌اعتمادی متقابل آیزنکوت و نتانیاهو است؛ آیزنکوت پیشنهاد نتانیاهو را «چرخش تبلیغاتی» خوانده و شرط گذاشته نتانیاهو ابتدا احزاب افراطی مانند بن‌گویر را کنار بگذارد. نتانیاهو چنین شرطی را نمی‌پذیرد و حزب آیزنکوت نیز «دولت چرخشی» را رد کرده است.
4️⃣ بن‌بست و انتخابات مجدد: اگر آیزنکوت در مهلت ۲۸ روزه، با امکان ۱۴ روز تمدید، نتواند ائتلاف پایدار بسازد، اسرائیل به سمت انتخابات مجدد می‌رود. مانع ساختاری روشن است: تقسیم تقریباً مساوی بلوک‌ها و نقش تعیین‌کننده احزاب عرب و حریدی، تشکیل ائتلاف پایدار را بدون امتیازات دردناک تقریباً غیرممکن می‌کند. در این حالت نتانیاهو نخست‌وزیر موقت می‌ماند و از مزیت‌های دوران تصدی بهره می‌برد.
دولت مستعجل، نه بادوام
حتی اگر آیزنکوت موفق شود، شواهد نشان می‌دهد کابینه او به احتمال زیاد دولتی مستعجل و شکننده خواهد بود. دولت اقلیتی بدون حضور رسمی احزاب عرب، برای هر رأی اعتماد یا تصویب بودجه به حمایت خارجی نیاز دارد و از فقدان مشروعیت ملی گسترده رنج می‌برد. لیبرمن چنین دولتی را «مملو از خطر» و در معرض «باج‌خواهی هر نماینده تک‌نفره» توصیف کرده و دوام زیاد آن را بعید دانسته است. اولین بحران جدی، از تصویب بودجه تا اختلاف بر سر قانون خدمت سربازی، می‌تواند دولت را فرو بپاشد.
تنها عوامل ضعیفی که ممکن است عمر دولت را موقتاً طولانی‌تر کنند، ترس احزاب از هزینه‌های سیاسی انتخابات مجدد، فشار خارجی به‌ویژه آمریکا برای حفظ ثبات، و وجود تهدیدات امنیتی مشترک است. اما تنها مسیر واقع‌بینانه برای دوام بیشتر، تبدیل شدن به «دولت وحدت ملی گسترده» با حضور لیکود است که به دلیل بی‌اعتمادی آیزنکوت و نتانیاهو بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.
جمع‌بندی
آنچه از تحلیل تحولات کنست برمی‌آید این است که کابینه آیزنکوت در بهترین حالت یک «دولت گذار» خواهد بود؛ دولتی که برای شکستن بن‌بست سیاسی شکل می‌گیرد و با اولین بحران جدی فرومی‌پاشد. عمر میانگین چنین دولت‌هایی در اسرائیل معمولاً کمتر از یک سال است و پایان آن یا به انتخابات زودهنگام یا به بازگشت نتانیاهو منجر می‌شود. بنابراین، مأموریت آیزنکوت بیشتر شبیه آزمونی کوتاه برای عبور از بن‌بست است تا آغاز یک دوره پایدار؛ آزمونی که نتیجه آن، سرنوشت سیاسی اسرائیل را برای ماه‌های آینده تعیین خواهد کرد.