در جست‌وجوی منطق پیوند امت و امام

امروز، 17 شهریور زادروز  آیت ا... سید مجتبی خامنه ای است؛ ما در نوشتاری تحلیلی، منطق دلدادگی و پیوند قلبی مردم با رهبرجوان انقلاب را رمزگشایی کردیم

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:

​​​​​​​
توی محوطه، چند نفری در رفت و آمد بودند؛ دخترک هفت هشت ساله را دیدم که دوان دوان به طرف عکس آقا مجتبی که روی دیوار نصب بود، دوید و عکس را بوسید. همه آدم‎های آن‎جا سرشان توی لاک خودشان بود، فکر می کنم من تنها نفری بودم که این احساس عاطفه آن کودک به عکس رهبر را دیدم. دخترک، عکس را بوسید و به طرف مادرش برگشت. آن جا نه دوربین بود، نه جایزه و نه پاداشی؛ اما این محبت و عاطفه و ارادت‎ورزی که این روزها از آن فراوان صحبت می شود، یک جلوه عینی داشت. قطعا آن کودک، درباره این محبت اش به رهبرش، برایمان نمی تواند استدلال بیاورد  و فلسفه ای طرح کند  اما با رفتارش نشانمان داد که فرزند همین مردم و همین آب و خاک است. البته که آن سوتر، آن نوجوان عراقی با پرس و جوهایش از سلامت «سید مجتبی»، بسیاری را که آن ویدئوی کوتاه را دیدند، تحت تاثیر قرار داد؛ موضوعی که نشان دهنده نفوذ محبت رهبر جوان در میان قلب های امتی است که دل در گرو اسلام ناب دارند.آری؛ اینان همان فرزندان روح ا... بزرگ، فرزندان خامنه ای شهید و حالا فرزندان رهبرجوان و حکیم انقلاب اند.
امروز 17 شهریورماه، سالروز ولادت آیت ا... سید مجتبی خامنه ای است. ما به این بهانه، تلاش می کنیم این رابطه‌ متفاوت امت و امام را که همچون پدیده‌ ای جدید و شیرین در تاریخ انقلاب است، واکاوی کنیم. 
گذار از شناخت پیشینی به اصالت قلبی
تاریخ انقلاب اسلامی با نام‌های بزرگ پیوند خورده است. امام خمینی(ره) و رهبر شهید، چهره‌هایی بودند که مردم دهه‌ها با سلوک، کلام و کنش‌های سیاسی‌شان زیسته بودند؛ پیوند مردم با آنان، حاصل شناخت طولانی‌مدت بود. اما درباره آیت ا... سیدمجتبی خامنه‌ای، با پدیده‌ای متفاوت روبه‌رو هستیم. بخش بزرگی از جامعه، او را نه از قاب‌های پرزرق‌وبرق رسانه‌ای، بلکه در غیبت از انظار شناخته‌اند. این‌جا شناخت، مقدم بر پذیرش نبوده است؛ بلکه مردم به حکم فطرتی که ریشه در اعتماد به میراث انقلاب دارد، زعامت او را به قلب پذیرفتند. این، گذار از رابطه مبتنی بر مشاهده به رابطه مبتنی بر اعتماد ساختاری است. مردم در فقدان حضورِ کثیر رسانه‌ای، حکمت نهفته در سکوت و استمرار گفتمان اصیل انقلاب را در او یافتند و با ایمانی از جنس همان ایمانی که طیب حاج‌رضایی را به مرید نادیده‌ امام بدل کرد، او را برگزیدند.
رمزگشایی از محبت؛ چرا او؟
اما علت این محبت جوشان مردم و امت آزادی خواه اسلامی چیست؟ پاسخ در یک واژه نهفته است؛ «اصالت». مردم ایران و امت اسلامی که سال‌ها در کوران حوادث، صداقت و ثبات قدم را در سیمای امام راحل و رهبر شهید مشاهده کرده بودند، اکنون در آیت‌ا... سید مجتبی خامنه‌ای، همان خلوص و تعهد به اسلام ناب و حکمت را می‌بینند. محبت مردم به او، محصول دوگانه زهد سیاسی و سیاست‌ورزی تمدنی است. او برای مردم، فرزند استقامت است که البته امید به آن است که هرچه زودتر،  رهبر جوان را ما مردم در میان خودمان ببینیم و دوشادوش او برای اعتلای وطن و این خاک پرگهر گام برداریم. 
  حکمت نگاشته؛ پلی میان رهبر و دل‌ها
در این میان، پیام‌های مکتوب ایشان، نقشِ پل ارتباطی میان فکر و قلب را ایفا می‌کنند. پیام‌های ایشان در موضوعات گوناگون، از وحدت اسلامی گرفته تا مسائل حاکمیتی، برخلاف رسانه‌های پرهیاهو، از اطناب بیهوده تهی و از «عطر حکمت و تدبیر» سرشار است. این نوشته‌ها، تنها ابلاغیه‌های سیاسی نیستند، بلکه منشورهای راهبردی برای نسل جدیدی است که به دنبال معنا می‌گردد. هر گزاره در این پیام‌ها، با دقت یک فقیه و با نگاه یک استراتژیست تنظیم شده تا در این زمانه‌ سخت، همچون قطبی در میان تلاطم‌ها، جهت و مسیر را به امت نشان دهد؛ گویی هر پیام، گامی است در جهت تثبیت آن پیوند ناگسستنی که میان رهبری و ارادت مردم برقرار گشته است. پس، این پیوند میان مردم و رهبر و در نگاهی فراتر، پیوند میان امت و امام را نمی‌توان صرفاً با تحلیل‌های جامعه‌شناختی و سیاسی کلاسیک شرح و تفسیر کرد. بلکه این یک کشش وجودی است. وقتی دخترکی هشت‌ساله یا نوجوانی در عراق، فرسنگ‌ها دورتر ارادتی چنین عمیق ابراز می‌کند، یعنی پیام انقلاب از مرزهای جغرافیایی و حتی از مرزهای حضور فیزیکی عبور کرده است.   



پیوند بیناذهنی و رابطه قلبی بين مردم و رهبرى

آیت ا... احمد مبلغی عضو مجلس خبرگان رهبری

​​​​​​​

در دستگاه فکری ـ سیاسی، می توان از مفهومی سخن گفت که معمولا در تحلیل های سیاسی کمتر دیده می شود: رابطه دلی؛ رابطه ای که در آن، میان مردم و رهبری، چیزی بیش از یک نسبت رسمی و ساختاری شکل می گیرد؛ نوعی پیوند بیناذهنی که در ساحت حضور خود را آشکار می کند.
دل، فقط جایگاه احساس نیست؛ ساحت گشودگی انسان به وجدان اجتماعی است. دل، محل تلاقی جان با جهان است؛ نوعی هوشمندی وجودی که گاهی پیش از آنکه «عقل تحلیلی» فرصت کند جهان را اندازه بگیرد و برای آن نقشه بکشد، به سوی آنچه اصیل است جهت می گیرد؛ به سوی صداقت، معنويت، ديانت، محبت، مسئولیت، آرامش و زیبایی.
قانون دل، جهت یافتگی به سوی چیزی است که به انسان امکان بودن می دهد؛ چیزی که در حضور آن، انسان احساس می کند می تواند خود باشد، بی آنکه از خود بیگانه شود. از همین رو، وقتی دل، صداقت هوشمندانه و هوشمندی صادقانه  را در رهبرى کشف می کند، رهبر  به محور ساختار حركت اجتماعى تبديل می شود.
 راز پیوندی که امروز میان مردم و رهبر عزيز انقلاب اسلامى شکل گرفته است، همین است.
اگر در جامعه، دل به صحنه بیاید و دریچه های آن به روی سیاست و حکمرانی گشوده شود، مناسبات مردم و رهبری افزون بر «اقتدار ساختاری» به «نفوذ وجودی» ارتقا می یابد  و ثمره چنین رابطه ای در ساحت ظهور و حضور اجتماعی ملت بسیار گسترده می‌گردد و این صداقت و زیبایی، خود به بازتولید صداقت و زیبایی در ساختارهای عمومی و اجتماعی می‌انجامد.
ملت، اگر در  بعثت اجتماعی خود اصالت بودن با رهبری خود را تجربه کند، می تواند همان اصالت را در مناسبات خود بازتولید کند و ساختاری را بسازد که برای جهان خیره کننده است.
در این صورت، می توان از نقش تسهیل‎گرانه رهبری سخن به میان آورد؛ رهبرى در این صورت هم «هدایت کننده» است، و هم تسهیل کننده ظهور معنا در جامعه.
تعبیر «ملت مبعوث شده» را  باید در همین افق فهمید؛ به معنای ملتی که در یک لحظه تاریخی، احساس می کند باید از خود فراتر رود، مسئولیت تاریخی خود را به یاد آورد و در ساحت حضور، از پراکندگی به همبستگی، از اضطراب به امید، از واکنش به کنش،  از ترس به مقاومت تمدن ساز و حیات بخش و از انفعال به ایستادگی هوشمندانه و عزت بخش در برابر دشمنان غیرانسانی و بی‌رحم استکباری که امروز آمریکا سردمدار آن است، برسد.
در نقطه اوج این بعثت، رهبری ای قرار دارد که «معنا» را «مبنا» قرار داده است؛ و در سوی دیگر، ملتی ایستاده که پیکره واقعی و ملموس آن معناست؛ ملتی که معنا را فقط دریافت نمی کند، بلکه آن را در زندگی اجتماعی خود بازسازی و مجسم می سازد. در این‎جا، رهبری کاشف و حامل معناست، و ملت، عرصه تحقق و بازآفرینی آن. از همین رو، میان رهبر و ملت، رابطه ای یک سویه شکل نمی گیرد؛ معنا در این رفت و برگشت، از جان رهبری به متن جامعه می رود و از متن جامعه، دوباره جان می گیرد.
محبت عمومی ملت به رهبر خود هیجانى مقطعی نيست؛ این محبت، یک موقعیت تاریخی بزرگ و سرمایه ای کم نظیر است؛ سرمایه ای که از سوی رهبر عزیز انقلاب هوشمندانه و مسئولانه با صداقت، تواضع، خدمت به مردم و پاسداری از آرامش و وحدت جامعه پاسخ داده شده است. 
اگر بخواهیم همه این سخن را در یک جمله خلاصه کنيم، باید بگوییم: آنچه امروز دیده می شود، نوعی «شناختن با دل» و سپس «اعتماد کردن با امید» است؛ مردمی که در میان پیچیدگی های زمانه و شرایط مقاومت کنونی در برابر دشمن، در وجود رهبر عزيز خود حضرت آیت ا... سید مجتبی خامنه‌ای مد ظله العالى نشانه‌های نیرومند  تداوم  راه، آرامش  پناه و امید به آینده ای بهتر را می بینند.
​​​​​​​
10 صفحه اول