سارا دیدار در گفت و گو با «خراسان» از بی توجهی مسئولان استان گلایه کرد

بی‌مهری به دختر ملی‌پوش خراسانی

نویسنده: رستگار

مترجم:

​​​​​​​
همیشه از حمایت از ورزش بانوان سخن گفته می‌شود، اما آن‌گونه که در عمل دیده می‌شود، برخی از دختران سخت‌کوش خراسانی احساس می‌کنند فراموش شده‌اند. سارا دیدار، بازیکن نیشابوری تیم ملی فوتبال بانوان ایران، یکی از آن‌هاست که این روزها از بی‌توجهی مسئولان استان گلایه دارد. وی در گفت‌وگو با خراسان رضوی می‌گوید: در طول سال‌های فعالیتم پنج قهرمانی و یک نایب‌قهرمانی کسب کرده‌ام و در این سن رزومه قابل قبولی برای خودم و فوتبال بانوان کشور ساخته‌ام، اما انتظار داشتم مسئولان استانی برخوردی متفاوت با من داشته باشند. 
هیچ استقبالی از من نشد و تنها نهادی که بعد از بازگشت از استرالیا دعوتم کرد، تولیت آستان قدس بود که برایم ارزش معنوی ویژه‌ای داشت. دیدار با اشاره به سختی‌های مسیر ادامه می‌دهد: هرچه سن ورزشکار بالاتر می‌رود، مشکلاتش هم بیشتر می‌شود. در فوتبال آقایان شرایط مالی و حمایتی بهتر است، اما در فوتبال بانوان شرایط فرق می کند، من هزینه های تمرین را خودم پرداخت می کنم. 
من انتظار دارم در استانی مثل خراسان رضوی بتوانیم از امکانات موجود استفاده کنیم؛ این امکانات حق ماست. این بازیکن تیم ملی درباره شرایط خراسان رضوی در مقایسه با سایر استان‌ها می‌گوید: بعضی از هم‌تیمی‌هایم در استان‌های خودشان مورد تجلیل قرار گرفتند و از حمایت برخوردار شدند. این برای من خوشحال‌کننده است اما در عین حال تلخ، چون باعث می‌شود بیشتر به بی‌توجهی در استان خودم فکر کنم. دیدار بیان می کند: فعلاً لیگ تعطیل است، اما من تمرین‌هایم را رها نکرده‌ام. با تمام فشارها، هدف دارم و دنبال آن هستم. وی درباره حاشیه‌های سفر تیم ملی به استرالیا نیز می‌گوید: بعد از بازگشت، مشکل خاصی برای من پیش نیامد و حتی اگر پیامدی هم داشته باشد، اهمیتی ندارد. 
ما تصمیم خودمان را گرفتیم و پایش ایستادیم. طبیعی است که همه با یک تصمیم موافق نباشند. در پایان صحبتش با لحنی گلایه‌آمیز می‌گوید: مسئولان استان واقعاً من را دلسرد کردند. مدت‌ها صبر کردم تا شاید از طرف آن‌ها حرکتی ببینم، اما برخی چیزها اگر از زمانشان بگذرند، دیگر ارزش سابق را ندارند. با همه این گلایه ها، سارا دیدار تأکید می‌کند: همچنان با انگیزه تمرین می‌کنم و به آینده امیدوار هستم، اهداف مشخصی دارم و مطمئنم به آن‌ها می‌رسم؛ شاید دیرتر، اما حتماً اتفاق می‌افتد.
10 صفحه اول