«یوز» ایرانی با زبان جهانی

رضا ارژنگی کارگردان پویانمایی «یوز» در گفت‌وگو با خراسان از موفقیت این انیمیشن در روسیه و ضعف‌های پویانمایی‌های ایرانی می‌گوید

نویسنده: مائده کاشیان

مترجم:


پویانمایی «یوز» اولین ساخته رضا ارژنگی، نیمه مهر 1404 در سینماها به نمایش درآمد و با استقبال خوب مخاطبان کودک و نوجوان، موفق شد با فروش 96 میلیارد و 808 میلیونی، همچنین جذب یک میلیون و 579 هزار تماشاگر، در جایگاه هفتم گیشه قرار بگیرد و مسیر موفقیت پویانمایی‌های سینمایی در گیشه را ادامه دهد. «یوز» 27 فروردین‌ امسال به روسیه سفر کرد و اکران موفقی را پشت سر گذاشته است. به همین بهانه، با رضا ارژنگی درباره رسیدن به زبان جهانی در پویانمایی‌های ایرانی، نقاط ضعف پویانمایی ها و ساخت آن ها با هویت ایرانی گفت‌وگو کردیم.


پس از استقبال تماشاگران از «یوز» در داخل کشور، به نظرتان دلیل موفقیت آن در خارج از ایران چیست؟
«یوز» قصه بسیار ساده‌ای داشت و اتفاقا از نظر تکنیکال چیز عجیب و غریبی نبود، ما قصد داریم در کارهای بعدی‌مان از تکنیک‌های پیشرفته‌تری برای ساخت انیمیشن استفاده کنیم. فکر می‌کنم طیفی از مخاطبان «یوز» که کودکان بودند، همین سادگی در طراحی و فیلم نامه را دوست داشتند، منتهی من خودم به عنوان سازنده فکر می‌کنم که باید سطح کیفی انیمیشن‌های داخلی را به شدت بالا ببریم و این پیشرفت می‌تواند از فیلم نامه شروع شود که نیاز به سخت‌افزار خاصی هم ندارد. بعد از داستان‌های قوی‌، سراغ تکنیک‌های پیشرفته‌تر برای ساخت برویم.
کودکان خارج از ایران، به پویانمایی‌هایی با کیفیت بالا دسترسی دارند، در این شرایط این که با پویانمایی ایرانی ارتباط برقرار کنند، اتفاق مهمی است.
اشتراکاتی در کودکان وجود دارد، آن‌ها طراحی‌های گرد، فانتزی و ارگانیک را دوست دارند، ارگانیک یعنی مثلا یک شخصیت تپل که شکل هندسی اصلی آن یک دایره است؛ بچه‌ها این سادگی در طراحی را بهتر درک می‌کنند. اگر یک صحنه پر از جزئیات، نورپردازی‌شده با بافت‌های آن چنانی و باکیفیت را به بزرگ سال نشان بدهید، لذت می‌برد، اما فهم آن برای کودک سخت است و باید بزرگتر شود تا بتواند این حد از جزئیات را درک کند. به همین دلیل رنگ‌ها را کاهش می‌دهیم، خطوط را ساده می‌کنیم، از اشکال هندسی ساده و ابتدایی استفاده می‌کنیم تا کودک سریع تر ارتباط برقرار کند. به نظر من، شاید این نکته برای دیده شدن انیمیشن اهمیت داشته است.
از ابتدا هدف‌گذاری‌تان این بود که مخاطب خارجی هم کار را بپسندد و این مسیر طراحی شده بود؟
بله، معمولا انیمیشن‌های ایرانی در ایران اتفاق می‌افتد، به همین دلیل من برون‌مرزی فکر می‌کنم. می‌خواستیم کاراکتر نهایتا به ایران برسد، اما ابتدا جای دیگری باشد، سفر کند، کمی از این حال و هوای تک‌لوکیشنی بیرون بیاییم و پویانمایی ما کمی جهانی‌تر و عمومی‌تر شود. یک تجربه بسیار ساده است، اما خیلی استقبال شده است.
پس می‌توان ایران را در اثری با زبان جهانی، معرفی کرد؟
بله این کار را آمریکایی‌ها هنوز هم انجام می‌دهند. نگاهی به ماشین تولید هالیوود بیندازید؛ دارد با ساختن ابرقهرمان‌ها، برای بچه‌ها آرزوسازی می‌کند، یعنی می‌گوید ببینید این ویژن و افق است، باید این طور فکر کنید. کاری به خوب یا بد بودن آن ندارم، اما این کاری است که انجام می‌دهند. کشورها به فکر منافع خودشان هستند و طبیعتا آن‌ها فرهنگ غرب را تبلیغ می‌کنند، مهم این است که ما چه کردیم؟ آیا سریال یا فیلمی درباره یک شخصیت اصیل ایرانی که به آن افتخار کنیم، ساختیم؟
​​​​​​​
و البته مهم است که مخاطب خارجی هم با این اثر ارتباط برقرار کند.
ما همه در وهله اول انسان هستیم، اشتراکات ظاهری کلی داریم و با یک سری تمهیدات می‌توانیم با هم ارتباط برقرار کنیم، فیلم ساختن یکی از این‌هاست. اتفاقا وقتی در ایران مثلا یک فیلم کوتاه برای دیده شدن در خارج ایران می‌سازید، هرچه بخواهید از ایرانی بودن خودتان فاصله بگیرید و بگویید حتما شخصیت‌هایم در ناکجاآباد باشد، این تفکر اشتباهی است، می‌روند در جشنواره‌ها و می‌بینند که اصلا کارشان دیده نمی‌شود. در جشنواره‌ها و حتی عموم مخاطبان در خارج از ایران، تشنه هستند که ببینند در این سوی کره زمین، مردم دنیا را چطور می‌بینند، درباره عشق چطور فکر می‌کنند، به جنگ چه نگاهی دارند، ایثار، دوست داشتن و مخصوصا خانواده در ایران به چه شکل است. وقتی می‌خواهیم ادای دیگران را دربیاوریم در هیچ‌جا پذیرفته نیست، اما زمانی که می‌گوییم این جا ایران است، این یک یوزپلنگ ایرانی است و ... کنجکاوی برانگیخته می‌شود. نمی‌گویم حتما همه جا فرش ایرانی پهن کنید، نه! ما خیلی گل‌درشت عمل می‌کنیم، مثبت و منفی را مطلق می‌بینیم و طرف مقابل پس می‌زند.
چطور می‌توانیم پویانمایی‌های بیشتری با زبان جهانی تولید کنیم؟
باید دخالت مدیرانی که درکی از سینما و سرگرمی ندارند کمتر شود، بخش خصوصی پای کار بیاید و با خودش انسانیت، آدمیت، خانواده، مدنیت؛ چیزی که متعلق به همه مردم دنیاست، بیاورد.
با وجود همه مشکلات، موافق هستید که امروزه کیفیت پویانمایی‌های ایرانی بسیار پیشرفت کرده‌؟
بله، نرم‌افزارها و امکاناتی که آمده بی‌تاثیر نبوده. من بچه‌هایی را سراغ دارم که خارج از ایران در ورک‌شاپ شرکت کردند، انیمیت و پویانمایی خودشان را تقویت کردند، آموزش‌هایی ویدئویی دیده‌اند. ما تا یک حدی می‌توانیم خودمان را به‌روز کنیم، اما وقتی یک فیلم نامه می‌نویسم و این قدر آن را تغییر می‌دهند که تبدیل به فیلم دیگری می‌شود، این را چطور می‌خواهیم درست کنیم؟ پیشرفت تکنیکال اتفاق می‌افتد و بچه‌ها دانش لازم را دارند، ما درگیر مسائل بسیار اولیه‌تر هستیم.
درباره پویانمایی جدیدتان توضیح بدهید.
داستان از دل شاهنامه است و از ایران می‌رویم به ژاپن، اما با یک زبان مدرن! چون تا اسم شاهنامه می‌آید، همه می‌خواهند یک اسبی بگذارند، رستمی بیاورند، شمشیری دستش بدهند و همه تصورشان از این که باید از شاهنامه فیلم بسازیم چنین چیز ساده‌ای است که به ذهن هرکسی می‌رسد. کار جدید هم داستان بسیار انسانی دارد و من خودم بیشر از «یوز» آن را دوست دارم، حوزه هنری هم در پذیرفتن طرح‌های جدید و تعامل فوق‌العاده عمل کرده است.
کار در چه مرحله‌ای است؟
در مرحله مدل‌سازی شخصیت است، ما باید این مرحله را خیلی‌وقت پیش پشت سر می‌گذاشتیم، اما به دلیل جنگ و قطع ارتباط‌مان با بچه‌ها، متاسفانه مراحل کار با تاخیر سه، چهار ماهه جلو می‌رود. 30 ماه زمان لازم داشتیم و سه، چهار ماه از این زمان‌بندی عقب هستیم، اما تحت هیچ شرایطی متوقف نشدیم و مشغول کار هستیم.
10 صفحه اول