بهیاد پرویز، نابغهای طغیانگر
قلیچخانی یکی از بهترینهای تاریخ آسیا بود که توسط رژیم شاه به حقش در فوتبال نرسیدنویسنده:
مترجم:
دوم خرداد ۱۴۰۵، درست ۱۵ سال پس از خاموشی ناصر حجازی، فوتبال ایران یکی دیگر از اسطورههای بیتکرار خود را از دست داد؛ پرویز قلیچخانی، «کاپیتانِ نافرمان»، در حالی چشم از جهان فروبست که میراث او فراتر از آمار و ارقام، داستانی از تضاد میان نبوغ ورزشی و تقابل با استبداد شاه بود.قلیچخانی نه فقط یک فوتبالیست، که تجسم کامل یک بازیکن بود؛ کسی که در تمام پستها، از دفاع تا خط حمله، نبوغی یگانه داشت. او تنها بازیکن تاریخ فوتبال آسیاست که سه بار جام ملتها را بالای سر برده؛ رکوردی که با هوش بازی، قدرت بدنی و شوتهای سرکشاش در بازیهای سرنوشتسازی همچون فینال ۱۳۴۷ مقابل رژیم صهیونیستی رقم خورد. او در ۱۹ سالگی به تیم ملی رسید و با ۶۶ بازی ملی، دومین بازیکن تاریخ فوتبال ایران تا پیش از انقلاب بود.اما تراژدی قلیچخانی، حسرت پیراهنهای بزرگی بود که هرگز بر تن نکرد. پیشنهادهای تیمهای بزرگی چون بایرن مونیخ، به دلیل کارشکنیهای سیستماتیک رژیم شاه و عدم صدور گذرنامه، هرگز به قرارداد منجر نشد. در دورانی که ورزشکاران به ابزاری برای تبلیغات رژیم شاه بدل شده بودند، قلیچخانی با تکیه بر اصالت خانوادگیاش در محلههای فقیرنشین تهران، ترجیح داد منش خاص خودش را جایگزین «مصلحتاندیشی» کند.برخلاف فوتبالیستهای امروز که شهرتشان بیش از آنکه حاصل نبوغ فنی باشد، وامدار فضای مجازی است، قلیچخانی با گوشت و پوست خود هزینه «بودن» را پرداخت. از درگیری با تیمسار خسروانی در باشگاه تاج تا امتناع از بوسیدن دست شاه؛ اینها تنها بخش کوچکی از چالشهای او با ساختار قدرت بود. او قبل از انقلاب بهای سنگینی برای دیدگاههای سیاسیاش پرداخت؛ بارها بازداشت، شکنجه روانی، بازجویی و حتی تهدید همسر به تجاوز، گواه این حقیقت است که او در چه زمانهای زیست و چه تقابلی با وضعیت حاکم داشت. حتی اعترافات تلویزیونی تحمیلشده پس از شکنجههای ساواک نیز نتوانست تصویر فوتبالیستی عصیانگر را در ذهن مردم خدشهدار کند. قلیچخانی در حافظه تاریخی ورزش ایران، تندیس یک قهرمان تراژیک است، بازیکنی که اگر در نسلهای بعدی بود، نمیشد روی عملکرد فنیاش قیمتی گذاشت. حتی وقتی نقدهای جدی به باورهایش داشته باشیم هم نمیتوانیم فراموش کنیم فوتبال ایران با رفتن او نه فقط مهجورترین نابغه تمام دورانش را از دست داد، بلکه مرور زندگی او افسوسهایی را زنده میکند؛ قلیچخانی در زمانی که بیشتر بازیکنان دیپلم هم نداشتند دانشگاه رفت، در مقایسه با نسل خودشیفته امروزی باسوادتر بود و توانمندتر، اما بازهم همان زمان از جام جهانی 1978 کنار گذاشته شد.
10 صفحه اول


