راز سطح نبرد بالاتر
چگونه نیروهای مسلح کشورمان با ابتکار عمل و هوشمندی ضمن تعریف سطح جدیدی برای میدان، ابتکار عمل را از دشمن گرفتند و چگونه می شود این راهبرد را ارتقا داد؟نویسنده: هاشمی
مترجم:
محمد مخبر، دستیار رهبر شهید در توئیتی نوشت: نفت ۱۰۰ دلاری تا این لحظه صرفاً نتیجه اختلال در روند حمل و نقل آن است نه تولید. آتشی که آمریکا در حال روشن کردن آن در میادین نفت و گاز منطقه است، شعلههایش دامن همه جهان را خواهد گرفت. نیروهای مسلح ما قطعا با ابتکار عمل و هوشمندی، میدان و سطح بازی را یک پله بالاتر از دشمن تعریف میکنند. در این باره 3 موضوع شایان ذکر است:
1آمریکایی ها پس از شروع آتش بس، بلافاصله سعی کردند تا ابتکار عمل را به دست بگیرند و با این فرض که ایران در این دوران با ترس از شکست آتش بس با قضیه منفعلانه برخورد می کند، وارد صحنه شدند و ضمن محاصره دریایی ایران، شروع به بازکردن کریدورهای جدید در تنگه هرمز و پیگیری طرح های خلع سلاح یا تشدید فشار بر جبهه مقاومت با هدف تضعیف ایران برای دور بعدی نبرد کردند؛ موضوعی که با مقاومت ایران مواجه شد و درنهایت آمریکایی ها را مجبور به پذیرش تفاهمی کرد که عمدتا به نفع ایران ارزیابی شد. البته پذیرش سندی با این بندها اتفاقا با این هدف از سوی ترامپ انجام شد تا او ضمن فرصت داشتن برای تجدید قوای نظامی، کاهش کسری مخازن نفت آمریکا و تداوم مسیر فشار بر تنگه و مقاومت برای جنگ بعدی آماده شود و در این مسیر هم انتظار داشت که با توجه به این که ایران آورده هایی از این تفاهم خواهد داشت، در قبال سیاست تشدید تنش آمریکا منفعل خواهد بود و میلی به تصاعد تنش نخواهد داشت. اما این تجربه هم مثل تجربه آتش بس نه تنها هیچ آورده ای برای ترامپ نداشت، بلکه اتفاقا برعکس هم عمل کرد. چون در زمان برقراری تفاهم، ایران نه تنها بیش از 80 میلیون بشکه نفت صادر کرد و واردات کالاهای موردنیازش ازجمله کالاهای اساسی را انجام داد بلکه در پاسخ به رفتارهای تجاوزکارانه ترامپ اقدام به بستن تنگه کرد و هم کشتی های متخلف و هم مبدأ حملات آمریکا را زیر ضرب برد. این در حالی بود که به گزارش آژانس بینالمللی انرژی، ذخایر راهبردی آمریکا بعد از امضای تفاهم با ایران در بازه ۲۸ خرداد تا ۱۲ تیرماه نه تنها افزایش نداشته بلکه ۱۱.۷ میلیون بشکه هم کاهش پیدا کرد. مجموع این موارد بود که ترامپ را مجبور به از بین بردن تفاهم کرد.
2 باید توجه داشت که در مسیر آتش بس تا برهم خوردن تفاهم اگرچه در نهایت معادله مدنظر ترامپ حاکم نشد و ما با حفظ دست بالاتر متاثر از پیروزی در نبرد رمضان وارد دور جدید مواجهه با آمریکا شدیم؛ اما همچنان این طرف مقابل بود که با یک بازیگری فعال و ترکیبی در حال تلاش برای حاکم کردن معادله مدنظر خود بود و بازیگری ما در این مدت چه در بعد سیاسی و چه در بعد نظامی، صرفا در فاز واکنش و صدور پاسخ به طرف آمریکایی بود. یعنی ما در نهایت در همان سطح اقدام به پاسخ می کردیم و پاسخ خود را در میدان بازی که دشمن طرح ریزی اولیه آن را برعهده داشت، صادر می کردیم. البته باید توجه داشت که ما از زمان شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 به جز در مواردی مثل بستن تنگه هرمز و منطقه ای کردن جنگ، همین گونه عمل کرده ایم. موضوعی که اتفاقا در تضاد با سیاست منطقه ای ما و مسیر تولد جبهه مقاومت بود. البته که این موضوع نه متاثر از تغییر در دکترین امنیتی نظامی ما بلکه به علت مسائلی مثل شدت و سرعت تحولات منطقه ای و محدودیت های نظامی، سیاسی و اجتماعی پی گرفته شده بود.
3 بسته شدن تنگه باب المندب و ورود انصارا... یمن به معادله جنگ انرژی اما موضوعی است که می توان آن را به عنوان نشانه ای از تعریف سطح بازی بالاتر برای دشمن در زمینه اقتصادی دانست. از خاطر نبرید که این ایران بود که با شکستن محاصره یمن اولین دومینوی تحولات اخیر یمن و عربستان را که منجر به بسته شدن تنگه باب المندب شد، انداخت. حملات اخیر ایران نیز نه متاثر از نوع و شدت حملات آمریکا بلکه صرفا بر اساس پیشبرد اهداف عملیاتی میز جنگ امرا و سرداران ایرانی تنظیم می شود. انهدام شدید ظرفیت های راداری و پدافندی در پایگاه های آمریکا در منطقه، انجام عملیات ویژه توسط تیپ نوهد تکاوران ارتش در کردستان عراق و هدف قراردادن دقیق سوله های حامل تسلیحات جدید منتقل شده به این پایگاه ها و هلاکت تعداد قابل توجهی از سربازان ارتش تروریست آمریکا و تاکید سپاه بر لاپوشانی تعداد کشته ها از سوی پنتاگون و برخی حملات خاص که آمریکایی ها را مجبور به صدور پیام مستقیم برای سپاه می کند (جزئیات آن در روزهای آینده روشن می شود) همگی حکایت از تعریف سطح بازی بالاتر در زمینه نظامی دارند.
البته محور مقاومت توانایی ایجاد سطح بازی بالاتر در محورهای گسترده دیگری را هم به صورت ترکیبی دارد؛ موضوعی که ضمن فرسایش توانایی های اقتصادی، نظامی، سیاسی و حتی اجتماعی دشمن به شدت تمرکز آن ها را نیز مخدوش می کند. از کابل های اینترنت در خلیجفارس و دریای سرخ گرفته تا حمله موشکی به بندر ینبع در غرب عربستان، غرق کردن کشتی در کانال سوئز، تخریب پل ملک فهد و تهدید به تصرف بحرین، تهدید به حمله زمینی به کویت یا تصرف جزیره بوبیان، تغییر در دکترین هسته ای و خروج از ان پی تی و موارد متعدد دیگر که هر یک این موارد می تواند موضوع بحث جدی و بررسی های کارشناسی باشد. دیشب نیز فرمانده قرار گاه خاتم اعلام کرد که در ازای شهادت هر شهروند ایرانی ، یک سرباز آمریکایی به درک واصل خواهد شد.
1آمریکایی ها پس از شروع آتش بس، بلافاصله سعی کردند تا ابتکار عمل را به دست بگیرند و با این فرض که ایران در این دوران با ترس از شکست آتش بس با قضیه منفعلانه برخورد می کند، وارد صحنه شدند و ضمن محاصره دریایی ایران، شروع به بازکردن کریدورهای جدید در تنگه هرمز و پیگیری طرح های خلع سلاح یا تشدید فشار بر جبهه مقاومت با هدف تضعیف ایران برای دور بعدی نبرد کردند؛ موضوعی که با مقاومت ایران مواجه شد و درنهایت آمریکایی ها را مجبور به پذیرش تفاهمی کرد که عمدتا به نفع ایران ارزیابی شد. البته پذیرش سندی با این بندها اتفاقا با این هدف از سوی ترامپ انجام شد تا او ضمن فرصت داشتن برای تجدید قوای نظامی، کاهش کسری مخازن نفت آمریکا و تداوم مسیر فشار بر تنگه و مقاومت برای جنگ بعدی آماده شود و در این مسیر هم انتظار داشت که با توجه به این که ایران آورده هایی از این تفاهم خواهد داشت، در قبال سیاست تشدید تنش آمریکا منفعل خواهد بود و میلی به تصاعد تنش نخواهد داشت. اما این تجربه هم مثل تجربه آتش بس نه تنها هیچ آورده ای برای ترامپ نداشت، بلکه اتفاقا برعکس هم عمل کرد. چون در زمان برقراری تفاهم، ایران نه تنها بیش از 80 میلیون بشکه نفت صادر کرد و واردات کالاهای موردنیازش ازجمله کالاهای اساسی را انجام داد بلکه در پاسخ به رفتارهای تجاوزکارانه ترامپ اقدام به بستن تنگه کرد و هم کشتی های متخلف و هم مبدأ حملات آمریکا را زیر ضرب برد. این در حالی بود که به گزارش آژانس بینالمللی انرژی، ذخایر راهبردی آمریکا بعد از امضای تفاهم با ایران در بازه ۲۸ خرداد تا ۱۲ تیرماه نه تنها افزایش نداشته بلکه ۱۱.۷ میلیون بشکه هم کاهش پیدا کرد. مجموع این موارد بود که ترامپ را مجبور به از بین بردن تفاهم کرد.
2 باید توجه داشت که در مسیر آتش بس تا برهم خوردن تفاهم اگرچه در نهایت معادله مدنظر ترامپ حاکم نشد و ما با حفظ دست بالاتر متاثر از پیروزی در نبرد رمضان وارد دور جدید مواجهه با آمریکا شدیم؛ اما همچنان این طرف مقابل بود که با یک بازیگری فعال و ترکیبی در حال تلاش برای حاکم کردن معادله مدنظر خود بود و بازیگری ما در این مدت چه در بعد سیاسی و چه در بعد نظامی، صرفا در فاز واکنش و صدور پاسخ به طرف آمریکایی بود. یعنی ما در نهایت در همان سطح اقدام به پاسخ می کردیم و پاسخ خود را در میدان بازی که دشمن طرح ریزی اولیه آن را برعهده داشت، صادر می کردیم. البته باید توجه داشت که ما از زمان شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 به جز در مواردی مثل بستن تنگه هرمز و منطقه ای کردن جنگ، همین گونه عمل کرده ایم. موضوعی که اتفاقا در تضاد با سیاست منطقه ای ما و مسیر تولد جبهه مقاومت بود. البته که این موضوع نه متاثر از تغییر در دکترین امنیتی نظامی ما بلکه به علت مسائلی مثل شدت و سرعت تحولات منطقه ای و محدودیت های نظامی، سیاسی و اجتماعی پی گرفته شده بود.
3 بسته شدن تنگه باب المندب و ورود انصارا... یمن به معادله جنگ انرژی اما موضوعی است که می توان آن را به عنوان نشانه ای از تعریف سطح بازی بالاتر برای دشمن در زمینه اقتصادی دانست. از خاطر نبرید که این ایران بود که با شکستن محاصره یمن اولین دومینوی تحولات اخیر یمن و عربستان را که منجر به بسته شدن تنگه باب المندب شد، انداخت. حملات اخیر ایران نیز نه متاثر از نوع و شدت حملات آمریکا بلکه صرفا بر اساس پیشبرد اهداف عملیاتی میز جنگ امرا و سرداران ایرانی تنظیم می شود. انهدام شدید ظرفیت های راداری و پدافندی در پایگاه های آمریکا در منطقه، انجام عملیات ویژه توسط تیپ نوهد تکاوران ارتش در کردستان عراق و هدف قراردادن دقیق سوله های حامل تسلیحات جدید منتقل شده به این پایگاه ها و هلاکت تعداد قابل توجهی از سربازان ارتش تروریست آمریکا و تاکید سپاه بر لاپوشانی تعداد کشته ها از سوی پنتاگون و برخی حملات خاص که آمریکایی ها را مجبور به صدور پیام مستقیم برای سپاه می کند (جزئیات آن در روزهای آینده روشن می شود) همگی حکایت از تعریف سطح بازی بالاتر در زمینه نظامی دارند.
البته محور مقاومت توانایی ایجاد سطح بازی بالاتر در محورهای گسترده دیگری را هم به صورت ترکیبی دارد؛ موضوعی که ضمن فرسایش توانایی های اقتصادی، نظامی، سیاسی و حتی اجتماعی دشمن به شدت تمرکز آن ها را نیز مخدوش می کند. از کابل های اینترنت در خلیجفارس و دریای سرخ گرفته تا حمله موشکی به بندر ینبع در غرب عربستان، غرق کردن کشتی در کانال سوئز، تخریب پل ملک فهد و تهدید به تصرف بحرین، تهدید به حمله زمینی به کویت یا تصرف جزیره بوبیان، تغییر در دکترین هسته ای و خروج از ان پی تی و موارد متعدد دیگر که هر یک این موارد می تواند موضوع بحث جدی و بررسی های کارشناسی باشد. دیشب نیز فرمانده قرار گاه خاتم اعلام کرد که در ازای شهادت هر شهروند ایرانی ، یک سرباز آمریکایی به درک واصل خواهد شد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


