عزیز مردم مکران

امروز هفتمین روز عروج سردار شهید حاج حسین ظریفی فرمانده قرارگاه شهید سجاد سراوان در سیستان و بلوچستان است؛ شخصیت و منش این شهید را در گفت و گو با برادر و همرزمش مرور کردیم

نویسنده: هانیه غلامی

مترجم:

​​​​​​​

زندگی برای مردان بزرگ و پاکباخته، پرده‌ای است که حقیقت عظمت درون و بزرگی روحشان را از نگاه اهل غفلت پنهان می‌دارد. سردار شهید حاج حسین ظریفی مصداق بارز و درخشان همین انسان‌هاست؛ گمنام و بی‌ادعا در زمین و آوازه‌مند و بلندآوازه در ملکوت آسمان‌ها. او همچون عاشقی بی‌قرار، از میدان‌های سخت رزم و حماسه تا کپرنشینان محروم سیستان و بلوچستان، معنی راستین عشق به وطن و خدمت بی‌منت به خلق را معنا کرد. شهید حسین ظریفی، بهترین و پربارترین سال‌های جوانی‌اش را در جبهه‌های دفاع مقدس، دوشادوش دلاورمردان این مرزوبوم برای حراست از کیان ایران اسلامی سپری کرد و همواره آرامش و امنیت هموطنانش را بر آسایش خویش مقدم شمرد. هنگامی که پای پاسداری از امنیت جنوب‌شرق کشور و مبارزه بی‌امان با تروریست‌های کوردل به میان می‌آمد، لحظه‌ای تردید به دل راه نمی‌داد. او هیچ‌گاه فرماندهی نبود که تنها در پشت سنگرها یا اتاق‌های فرمان بنشیند و دیگران را به خط مقدم فرستد؛ بلکه همواره پیش‌قراول و جلودار نیروهای پاسدار و بسیجی بود و پیشاپیش همه در خط مقدم خطر می‌کرد. دستگیری و به زانو درآوردن جلیل قنبرزهی، ایدئولوگ خبیث گروهک‌های تکفیری و تروریستی، شاهکار بزرگی بود که تنها از دلاوری شجاع چون حاج حسین ظریفی برمی‌آمد. اما بزرگی روح او تنها به رزم بی‌امانش در میدان‌های نبرد محدود نمی‌شد؛ مردم محروم جنوب‌شرق کشور هم صلابت رزم او را در رویارویی با دشمن به چشم دیدند و هم عطوفت و لطافت قلبی را لمس کردند که بی‌پروا همسفره همه می‌شد و بزرگ‌ترین دغدغه‌اش رساندن آب و آبادانی به دورافتاده‌ترین آبادی‌های سیستان و بلوچستان بود. خدمت به مردم با تاروپود جانش سرشته شده بود؛ چنان‌که در جهادآباد سراوان، به جای نشستن در اتاق فرماندهی، خود بی‌محابا به قلب خطر زد و در همان میدان نبرد، جام نوشین شهادت را سر کشید و مزد سال‌ها مجاهدت خالصانه‌اش را از معبود خویش دریافت کرد.
فرمانده میدان ، یاور محرومان
باید سال ها از این سردار رشید وطن گفت و شنید و نوشت تا شاید بتوان گوشه ای از خدمت خالصانه او را بازگو کرد. با برادرش که همکلام می شویم  در توصیف او می گوید: «خداوند متعال هرگاه اراده کند بنده‌ای را عزیز گرداند، می شود. این شهید بزرگوار روستازاده ای دردآشنا بود، انصافا برای مردم سیستان و بلوچستان واقعا زحمت کشید خدمات ارزنده ای را ارائه داد و  توصیه می کرد ادامه پیدا کند. در گفت وگو با سران و بزرگان طوایف بلوچستان و سراوان، همگی بر این نکته متفق‌القول بودند که تحولی که این شهید بزرگوار در آن منطقه ایجاد کرد، در تاریخ آن دیار بی‌سابقه بوده است. وی نه‌ تنها در دل مردم استان خراسان به ویژه مردم گناباد، بلکه در میان اهالی آن خطه نیز جایگاهی بس والا یافت که ما به آن افتخار می کنیم، آن هم به خاطر خدماتی که ایشان ارائه داد. پاداش چهل‌وپنج سال مجاهدت خالصانه در راه مبارزه با دشمن و خدمت به مردم، جز فیض شهادت نمی‌توانست باشد.» او با اشاره به علاقه مردم بلوچستان به این شهید والامقام بیان می کند: «بزرگان بلوچستان از جمله حاج آقای سادات امام جمعه اهل‌سنت به شهید ارادت داشت همگی تأکید داشتند که با حضور ایشان، برکت به زندگی و سفره مردم بازگشت. یقیناً زحمات صادقانه ایشان نزد خداوند محفوظ خواهد ماند و این راه پرقدرت ادامه خواهد یافت.» برادر شهید در باب خصایل اخلاقی حاج حسین ادامه می دهد: «شهید بسیار صبور بود و همواره ما را به مردم‌داری و همراهی با اقشار مختلف جامعه توصیه می‌کرد تا بتوانیم این راه را ادامه بدهیم.» 
خدمت همه جانبه به وطن تا حرم
همرزم شهید نیز در گفت و گو با «خراسان» از حاج حسین می گوید: «او سردار رشید اسلام و مدافع حق و حقیقت بود، در 8 سال دفاع مقدس جنگید. این شهید والامقام، از تیربارچی بودن و فرماندهی دسته شروع کرد و تا جایی که مسئولیت فرماندهی گردان امام حسین(ع) و سپس واحد اطلاعات و عملیات لشکر ویژه شهدا را بر عهده گرفت و با درایت و شجاعت به ایفای نقش پرداخت.» همرزم شهید تأمل می کند، می خواهد بهترین واژه ها را برای آنچه در کلام نمی گنجد انتخاب کند و ادامه می دهد: «پس از پایان جنگ، فصل نوین خدمت‌رسانی او با تمرکز بر فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در استان سیستان و بلوچستان گشوده شد. طی 10 سال حضور در زاهدان و سیستان و بلوچستان با اجرای بالغ بر ۱۳۵۵ پروژه عمرانی و زیرساختی، از جمله حفر ۲۷ حلقه چاه آب، ساخت بیش از 30 مدرسه  و گره‌گشایی از مشکلات محرومان، تحولی چشمگیر در سطح معیشت مردم آن منطقه ایجاد کرد.»
همرزم شهید روایتش را این گونه ادامه می دهد: «روحیه جهادی و سلحشوری شهید عزیز به مرزهای داخلی محدود نشد و با حضور شش‌ماهه در جبهه دفاع از حرم در سوریه، تجلی دیگری از ایثار را به نمایش گذاشت. در جریان یکی از عملیات‌ها، زمانی که یکی از نیروهای تحت امرش دچار مجروحیت شد، بی‌درنگ برای نجات او به دل خطر زد و خود نیز دچار مجروحیت‌های بسیار شدید شد. این شهید بزرگوار که از دامان پاک روستا برخاسته بود، از دوران کودکی تا لحظه شهادت، خود را خدمتگزار مردم و نظام اسلامی می‌دانست. با اعتقادی راسخ به آرمان‌های امام خمینی(ره) و تبعیت محض از فرامین مقام معظم رهبری، سراسر عمر خویش را در مسیر جهاد و خدمت به مردم محروم سپری کرد و با اخلاص تمام، الگویی از یک انقلابیِ همواره‌در‌صحنه باقی ماند.»
10 صفحه اول