در بازسازی جنایت فاش شد
راز آدمکشی تبعه خارجی با بیل !
نویسنده: سید خلیل سجادپور
مترجم:

جوانی افغانستانی که پسردایی اش را درمحل کار ساختمانی با ضربات وحشتناک بیل به قتل رسانده بود،هنگام بازسازی صحنه جنایت،رازاین ماجرای هولناک را فاش کرد وگفت:پسردایی ام خمار بود وآن روز پیک نیک هم گاز نداشت به همین خاطر ...
به گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان،ماجرای تکان دهنده این جنایت دلهره آور روزدهم خرداد گذشته زمانی آغازشدکه «بصیر» مرد افغانستانی ساکن درایران، با پسردایی خود به مشاجره پرداخت.آن ها که کارگرساختمانی در ابرده بودند،قصد داشتند زیرزمین یک ساختمان ویلایی را سرامیک کنند اما مشاجره لفظی آنان ناگهان به نزاعی حیرت آورکشید و«بصیر»با ضربات وحشتناک بیل،هموطن خود را نقش برزمین کرد. طولی نکشید که جوان مجروح به درمانگاه انتقال یافت اما به تشخیص پزشکان و به دلیل وخامت حالش به بیمارستان امدادی طالقانی اعزام شد.درهمین حال کادردرمانی در حالی «ابراهیم-م»را بستری کردند که او به کما رفته بود و هوشیاری سطح پایینی داشت. ازسوی دیگربا فرار«بصیر» ازصحنه جرم ،پرونده ای دریکی از شعبه های دادیاری طرقبه وشاندیزتشکیل شد و ماجرای مذکورمورد رسیدگی قانونی قرارگرفت اما حدود20روز بعد،جوان مجروح براثر عوارض ناشی ازاصابت جسم سخت به ناحیه سر،جان باخت و بدین ترتیب پرونده ای جنایی درشعبه سوم دادسرای عمومی وانقلاب طرقبه و شاندیز گشوده شد.
گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان حاکی است:با توجه به اهمیت وحساسیت این ماجرای جنایی،بلافاصله قاضی رضا احمدی(قاضی ویژه قتل عمد)دستورهای محرمانه ای را برای دستگیری «بصیر»(متهم به قتل)صادرکرد وگروهی از کارآگاهان زبده پلیس آگاهی به سرپرستی سروان فیاضی،رصدهای اطلاعاتی را آغازکردند اما دیگردیر شده و عامل جنایت از مشهد گریخته بود. ازطرف دیگر فرضیه فرارمتهم به افغانستان قوت گرفت و مقام قضایی به منظور مسدود کردن راه های فرار،دستورداد تا تصاویرمتهم به قتل دراختیارمراکز انتظامی و مرزبانی قرارگیرد ولی خیلی زودردزنی های پلیس نشان دادکه «بصیر» (مرد28ساله)به تهران گریخته و به طورمخفیانه در یک مکان نامعلوم زندگی می کند. این گونه بود که عملیات کارآگاهان با نظارت مستقیم سرگرد عظیمی مقدم(رئیس آگاهی) وارد مرحله جدیدی شد و کارآگاهان با بهره گیری ازتجربیات قاضی ویژه قتل عمد درصدد بازگرداندن متهم فراری به مشهد برآمدند.
بالاخره با گذشت حدود3ماه ازاین ماجرای دلهره آور،«بصیر»که تصور می کرد آب ها ازآسیاب افتاده است،شبانه راهی روستای مایوان شد و درآن جا به چوپانی پرداخت. دراین شرایط ،وی زیرچتراطلاعاتی کارآگاهان قرارگرفت و درحالی که مشغول چوپانی بود دریک اقدام غافلگیرانه دستگیر و به مقرانتظامی منتقل شد.
بنابراین گزارش ،این جوان28 ساله که فکرنمی کرد به همین راحتی حلقه های قانون دستانش را لمس کند ابتدا به انکارجنایت پرداخت و مدعی شد که پسردایی اش را نکشته و تنها با او مشاجره کرده است اما خیلی زود مقدمات بازسازی صحنه قتل فراهم شد و متهم جوان ،در ساختمان محل وقوع جنایت،مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد.
او که دیگر همه راه های انکار را دربرابر سوالات پیچیده وتخصصی قاضی ویژه قتل عمد بسته می دید،به ناچار لب به اعتراف گشود و زوایای پنهان این جنایت هولناک را فاش کرد.
«بصیر»که از وقوع این حادثه تلخ ابراز ندامت داشت با بیان این که «قصد قتل هموطن خود را نداشتم!» به قاضی رضا احمدی گفت: پسردایی ام ازمدتی قبل به مصرف موادمخدراعتیاد پیدا کرده بود و مواد مخدرسنتی می کشید. من هم به پدرش موضوع را اطلاع دادم و از او خواستم تا «ابراهیم» را دریکی ازمراکز ترک اعتیاد (کمپ)بستری کنیم ولی این موضوع به گوش ابراهیم رسید و او از این ماجرا بسیار ناراحت شد تا این که روزحادثه (دهم خرداد)هنگامی که مشغول کار سرامیک درساختمان بودیم او تصمیم گرفت تا مواد مصرف کند ولی متاسفانه گازپیک نیک تمام شده بود و او درهمان حالت خماری باقی ماند! به همین دلیل مدام بهانه جویی می کرد و مرا مورد سرزنش قرار می داد که چرا اعتیاد او را به پدرش خبرداده ام! من هم که عصبانی شده بودم به او گفتم:خوب کاری کردم! مصرف نکن!هربارکه سرکار می آییم تو اول بساط موادکشی را پهن می کنی! و ... اما او هم که ازجملات من به شدت ناراحت بود قصد داشت شمشه آلومینیومی (ابزارکار ساختمانی)را بردارد و به طرف من حمله کند! من هم که اوضاع را این گونه دیدم، بیل را از درون بشکه حاوی ملات سیمان بیرون کشیدم و ضرباتی به سر وگردن وپاهایش زدم که دسته بیل شکست و او نقش برزمین شد.دراین وضعیت ترسیدم واز آن جا فرارکردم.
اما تا روزی که خبرمرگ ابراهیم را شنیدم هنوزدرمشهد بودم بعد از این که متوجه مرگ او شدم به تهران گریختم و بعد هم به روستای مایوان رفتم تا به صورت ناشناس و با تغییر چهره زندگی کنم که نمی دانم پلیس چگونه مرا شناسایی کرد ...
براساس گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان ،درپی اعترافات صریح متهم،وی با دستور قاضی شعبه سوم دادسرای عمومی وانقلاب طرقبه و شاندیز،بیلی را به دست گرفت و صحنه جنایت خود را به صورت نمادین،بازسازی کرد. سپس وی با صدور قرار قانونی روانه زندان شد تا این پرونده جنایی نیزدیگر مراحل اداری را طی کند. تصاویر دیگر این ماجرای جنایی را در صفحه اینستاگرامی «حادثه جو» ببینید.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


