«سرخ و سیاه» به رنگ سفید

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​
سریال «سرخ و سیاه» که روز جمعه شروع شد، شروعی خوب و قدرتمند دارد و جزئیات آن یک کل موفق را شکل می‌دهد و امید می‌رود تبدیل به یکی از سریال‌های شاخص شبکه نمایش خانگی شود. این اثر از همان لحظه ابتدایی مخاطب را با خود همراه می‌کند و جایی به پایان می‌رسد که اشتیاق تماشا برای دنبال‌کردن قسمت بعدی به وجود می‌آید. به گزارش سینما ۱۲۰، فیلم نامه «سرخ و سیاه» را ارسلان امیری و آیدا پناهنده نوشته‌اند. قصه در دوران قاجار می‌گذرد و بر اساس یک دیالوگ پی می‌بریم که زمان روایت مربوط به سال ۱۲۸۷ است که ساختمان مجلس شورای ملی توسط قزاقان مسلح روس به توپ بسته شد. بلافاصله به نابسامانی کشور و اوضاع وخیم جامعه اشاره می‌شود. بعد از آن قصه به کمی عقب می‌رود و زنی از زنان محبوس (با بازی پردیس پورعابدینی) خاطره‌ای تعریف می‌کند. بیشتر قسمت اول «سرخ و سیاه» در این خاطره جا دارد که مربوط است به سرگذشت «نوروز» جوانی هنرمند و برازنده با بازی علی شادمان. نویسندگان فیلم نامه در این بخش عشق خواهر حاکم شهر به «نوروز» و اتفاق تلخی را که برای کولی‌ها رخ داده است،تعریف می‌کنند. قصه جذاب است و شوق‌برانگیز؛ یعنی با وجود تلخی‌ها، شیوه روایت آمیخته به زندگی و سرخوشی هم هست. گره‌افکنی‌ها و نقاط عطف نیز به‌درستی جانمایی شده‌اند و فیلم نامه قسمت آغازین با عنوان «جان شیفته» اصولی و استوار است.

  چیره‌دستی کارگردان
آیدا پناهنده دارای سابقه‌ای موفق در کارگردانی است. چه زمانی که فیلم کوتاه و مستند می‌ساخت و چه زمانی که روی صندلی کارگردانی فیلم تلویزیونی و فیلم سینمایی نشسته است. «قصه داوود و قمری» و «آبروی ازدست‌رفته آقای صادقی» جزو تله‌فیلم‌های شاخص او هستند. «ناهید»، «اسرافیل» و «تی تی» فیلم‌های سینمایی پناهنده در مقام کارگردان هستند که زن‌ها موتیف آنها بوده‌اند و هر سه ساختاری قوی و محتوایی مؤثر و عاری از شعار دارند. سهم او از کارگردانی سریال تا پیش از «سرخ و سیاه» یک مورد یعنی اثر تحسین‌شده «در انتهای شب» است. این سریال، رابطه و عشق را با نگاهی متفاوت و قابل‌لمس به تصویر کشید و جزو بهترین‌های شبکه خانگی لقب دارد. او با پختگی بیشتر و کامل‌تر سراغ «سرخ و سیاه» رفته و حالا تسلطش بر یک اثر تاریخی را به رخ کشیده.

   بازی‌های درخشان
یکی از ویژگی‌های کارگردانی آیدا پناهنده، گرفتن بازی‌های خوب است و این امر بارها اثبات شده. همین اتفاق برای گروه بازیگران اصلی و فرعی «سرخ و سیاه» نیز رخ داده است. علی شادمان در قامت «نوروز» احوالات شاعر مسلک و احساسی و انسانی شخصیت را درست و منطقی به تصویر کشیده. شادی و غم و نگرانی نمودی ملموس در بازی و چهره این مرد نقاش و خطاط دارد و «نوروز» فعلاً در کارنامه شادمان موقعیتی ممتاز کسب کرده. پارسا پیروزفر حاکم شهر است و به‌خوبی توانسته استبداد او را ترسیم کند و ردای شخصیتی تاریخی بر قامت این بازیگر خوش نشسته است. پردیس پورعابدینی رنج تاریخی یک زن را طوری انتقال می‌دهد که احساسات مخاطب را برمی‌انگیزد. رضا بهبودی بازیگری است با کارنامه موفق و حالا به‌عنوان برادر کمال‌گرای «نوروز» وجوه سیاه‌وسفید کاراکتر را با کیفیت بالا ارائه داده. مریم کاظمی در ترسیم دایه مهربان‌تر از مادر موفق است و ندا جبرائیلی حضوری موفق در نقش کولی شاد و عاشق و سپس دل‌شکسته دارد.

   فضاسازی معقول
بازآفرینی یک دوره تاریخی «ظاهراً» نباید کاری سخت باشد. لوکیشن و لباس و دیگر ابزارها به همراه فناوری امکان‌هایی هستند که برای این موضوع در اختیار فیلم ساز قرار دارند. کار سخت‌تر جایی است که اثر باید بتواند اتمسفر آن دوران را به باور مخاطب بنشاند. «سرخ و سیاه» از همان سکانس ابتدایی به گذشته‌ای دور می‌رود و این مهم حاصل نشده است مگر به‌خاطر توجه دقیق به جزئیات. از قضا جزئیات لوکیشن‌های مختلف مثل دربار، خیابان، خانه نوروز و… زیاد هستند و چیدمان متناسب با هر کدام انتخاب شده است. لباس‌ها نیز انطباق کامل با موقعیت شخصیت‌ها دارند و این‌ها به‌اضافه نورپردازی دقیق، فضاسازی را معقول کرده و به کمک تأثیرگذاری دوچندان قصه آمده. طبعاً سهم دیگر عوامل فنی مثل فیلم برداری، نور، تدوین و… را نباید نادیده گرفت.
10 صفحه اول