از نقش ایران تا از دست رفتن کرسی سنای ایالت های سنتی جمهوری خواهان و افزایش مسلمانان در کنگره آمریکا مواردی بودند که کاربران با اشاره به آن ها ترامپ را مسخره کردند

تحقیر بازنده

نویسنده: موسویان

مترجم:


 همان طور که انتظار می رفت تداوم دست و پا زدن ترامپ در باتلاق خودساخته جنگ با ایران اثر خود را به گسترده ترین شکل ممکن بر صحنه سیاست داخلی آمریکا گذاشت و جمهوری خواهان به شکلی تاریخی در انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا از دموکرات ها شکست خوردند. نکات جالب توجه این انتخابات را اما نباید در تغییرات اتفاق افتاده در آرایش کرسی های سنا و مجلس نمایندگان تحلیل کرد؛ آنچه که این انتخابات را تاریخی کرد «نه» بزرگ آمریکایی ها به شخص ترامپ و پایمال شدن میراث او به عنوان یک سیاستمدار جمهوری خواه بود که مدعی ایجاد یک جنبش محافظه کار جدید با عنوان ماگا در فضای سیاست داخلی آمریکا بود. همین مسئله مورد توجه رسانه انگلیسی گاردین قرار گرفت و این رسانه از نتیجه انتخابات آمریکا به عنوان به صدا در آمدن ناقوس مرگ ترامپیسم یاد کرد.  
از پیروزی ضدصهیونیست ها تا سقوط قلعه های جمهوری خواهان
در حالی که ترامپ در ماه های گذشته به شدت سعی داشت تا با اسلام هراسی و تشدید حمایت ها به هر نوعی از نسل کشی صهیونیست ها در غزه از قدرت گرفتن حامیان فلسطین و مسلمانان در فضای سیاسی آمریکا جلوگیری کند و بارها به نمایندگان مسلمان کنگره و کاندیدای مسلمان سنا حمله و اهانت و تهدید به اخراج آن ها از آمریکا کرده بود؛ نتیجه عکس داد و اتفاقا این انتخابات به انتخاباتی با بیشترین تعداد نمایندگان مسلمان در کنگره تبدیل شد. از انتخاب اولین سناتور مسلمان در تاریخ آمریکا گرفته تا تداوم حضور افرادی مثل ایلهان عمر که با بیشترین اهانت و تهدید از سوی ترامپ مواجه بود. عبدل السید سناتور منتخب ایالت میشیگان که زاده آمریکا و پدرش مصری‌تبار است، پس از پیروزی در انتخابات به زبان عربی معاون ترامپ را خطاب کرد و گفت: «جی‌دی! حبیبی! یک طنزِ بسیار دلپذیر در این واقعیت نهفته است که شما طبق قانون اساسی موظفید در ماه ژانویه مراسم تحلیف مرا برگزار کنید.» این در حالی بود که جی دی ونس و ترامپ بارها او را «جهادگرا، کمونیست و حامی اخوان المسلمین» خوانده بودند.رشیده طلیب از میشیگان، ایلهان عمر از مینه سوتا، آدام حماوی از نیوجرسی، آندره کارسون از ایندیانا، لطیفه سایمون از کالیفرنیا و داریالیزا آویلا شوالیه از ایالت نیویورک دیگر نمایندگان مسلمانان و ضد صهیونیست بودند که در مجلس نمایندگان حضور خواهند داشت.
موضوع قابل توجه بعدی شکست تاریخی جمهوری خواهان در ایالت هایی مثل تگزاس، کانزاس، برخی حوزه های نبراسکا، آیووا و کارولینای جنوبی بود. در شرایطی دموکرات ها توانستند در این ایالت ها به پیروزی برسند که از این ایالت ها به عنوان قلعه های مستحکم جمهوری خواهان یاد می شد. فقط در کارولینای جنوبی که کرسی سنای این ایالت بیش از دو دهه در اختیار سناتور جمهوری خواه و چهره ضد ایرانی لیندزی گراهام بود دموکرات ها توانستند خواهر او را که به جای برادرش که به تازگی مرد شکست دهند و پس از 28 سال کرسی سنای این ایالت را کسب کنند. 
از نقش ایران در نتایج انتخابات تا تمسخر ترامپ
این شکست تاریخی بلافاصله کاربران مختلف را به سمت انتقاد و تمسخر ترامپ و جمهوری خواهان سوق داد. الکساندر برونزینی روزنامه‌نگار آمریکایی در توئیتی با اشاره به تعداد بالای مسلمانان در کنگره آمریکا نوشت: ما قصد داریم قانون اساسی را با قرآن جایگزین کنیم. مارتین دانداچ فعال سیاسی آرژانتینی با اشاره به نقش ایران در نتایج انتخابات آمریکا نوشت: ایرانی‌ها برای همیشه معادلات سیاست آمریکا را تغییر دادند. شکستی که به دونالد ترامپ تحمیل کردند، بی‌سابقه است. درافتادن با ایرانیان یک اشتباه تاریخی بود. آن‌ها ایرانیان را دست‌کم گرفتند و حالا دارند بهای این اشتباه را می‌پردازند. شان دیویس، روزنامه‌نگار آمریکایی نوشت: بر اساس نظرسنجی‌های پس از رأی‌گیری، ۷۴ درصد از رأی‌دهندگان اعلام کردند که جنگ ایران عامل اصلی و تعیین‌کننده در انتخابشان بوده است. نیکی راد فعال سیاسی آمریکایی با تمسخر ترامپ نوشت: چگونه در انتخابات شکست بخوریم؟ با ایران وارد جنگ شویم! فیلیپس اوبراین، مورخ نظامی و استاد مطالعات استراتژیک در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در پستی مجازی نوشت: از نگاه مورخان در آینده، تصمیم آمریکا برای آغاز جنگ با ایران، هم از نظر استراتژیک و هم از نظر سیاسی، بدترین تصمیم برای شروع یک جنگ در تاریخ ایالات متحده ارزیابی خواهد شد. دن باستیک استراتژیست انتخاباتی آمریکایی نوشت: جنگ ایران، بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی تمام دوران زندگی من بود. به‌طرزی غیرقابل‌تصور احمقانه بود. نویسنده پیشین برنامه دیلی شو آمریکا با کنایه به رنگ قرمز که نماد جمهوری خواهان است، نوشت: تنها چیزی که امشب سرخ شد، صورت ترامپ است. رون شیلمن طنزپرداز سیاسی آمریکایی نوشت: ترامپ باید پرونده‌های اپستین را منتشر کند تا حواس‌ها را از نتایج این انتخابات پرت کند. 
برخی کاربران نیز با انتشار تصاویری از کلاه قرمز نماد ماگا و جمهوری خواهان طرفدار ترامپ واکنش رئیس جمهور آمریکا به پیروزی دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای و تهدید وی به وتوی لوایح و قوانین این توئیت ترامپ را مورد تمسخر قرار دادند. تصاویری از کلاه ترامپی را منتشر کرده و عبارت های مختلفی مثل بازنده، استیضاح، اردک لنگ، بی بی (نتانیاهو)، زندان، کودک آزار و نه به ترامپ لعنتی را روی آن نوشتند و به این صورت رفتار غیردموکراتیک رئیس جمهور آمریکا را مسخره کردند.
​​​​​​​
تحلیل مرتبط
نسبت ما با نتایج انتخابات کنگره آمریکا
به فضل الهی و با پایمردی و ایستادگی ملت ایران، فرزندان این سرزمین در نیروهای مسلح و جان فشانی مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن، دارودسته جنایتکار ترامپ اولین سیلی داخلی را به محکم ترین شکل ممکن دریافت کردند و شگفت آن که این شکست در روز 13 آبان که یادآور یکی دیگر از سیلی های ملت ایران بر صورت استکبار آمریکایی بود اتفاق افتاد و جمهوری خواهان اکثریت را در هر دو مجلس سنا و نمایندگان به دموکرات ها واگذار کردند. در این زمینه نکاتی درخور ذکر است: 
1 این پیروزی برای دموکرات ها یک پیروزی تاریخی است. آن ها برای اولین بار توانستند یک مسلمان را به سنا بفرستند و در ایالت هایی مچ جمهوری خواهان را خواباندند که سال ها محل جولان نمایندگان جمهوری خواه بوده است. دموکرات‌ها برای نخستین بار از سال ۱۹۸۸ کرسی سنای ایالت تگزاس و برای نخستین بار از سال ۱۹۳۲ کرسی سنای ایالت کانزاس را به دست آوردند و به حدود یک قرن نفوذ جمهوری خواهان در این ایالت پایان دادند. 
2  مطابق اعلام چهره ها، رسانه ها و حتی اعتراف خود ترامپ، مهم ترین عامل شکست شدید جمهوری خواهان افزایش قیمت بنزین و هزینه های زندگی در آمریکا یا اثرگذاری ایران بر اقتصاد آمریکا با بستن تنگه هرمز بوده است. بدین ترتیب ماه ها دروغگویی ترامپ و ارتش آمریکا درباره کنترل تنگه هرمز مشخص شد و طنین سیلی نیروهای مسلح به ارتش آمریکا در تنگه هرمز به خاک آمریکا رسید. 
3  در دو سال باقی مانده از عمر دولت ترامپ، دموکرات ها با در اختیار داشتن 54 کرسی در سنا (جمهوری خواهان 43 کرسی) و 225 کرسی در مجلس نمایندگان (جمهوری خواهان 136 کرسی) توانایی قابل توجهی در ایجاد محدودیت و افزایش فشارها بر دولت ترامپ خواهند داشت؛ هر چند که هرگونه تلاش برای استیضاح شخص ترامپ به همراهی جمهوری خواهان نیز نیاز خواهد داشت. همان طور که اخیرا خود ترامپ نیز بدان اشاره کرده بود پیروزی دموکرات ها احتمالا او را به مرد وتوها تبدیل خواهد کرد و مجبور به استفاده شدید از حق وتوی رئیس جمهور خواهد شد. در نهایت این موضوع می تواند به یک بده بستان سیاسی میان جمهوری خواهان و دموکرات ها منجر شود (موارد مشابهی در تاریخ وجود دارد) تا به نحوی این دوسال نیز بگذرد.
4 از طرفی اصلا بعید نیست که دموکرات ها از این پیروزی برای عمیق تر کردن چاه جنگ ایران برای ترامپ و جمهوری خواهان نیز استفاده کنند تا احتمال پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری 2028 را شدیدا افزایش دهند. در چنین حالتی میل سیاسی لازم برای طولانی شدن جنگ با ایران احتمالا تا پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ ایجاد می شود. 
5  همان طور که رهبر انقلاب نیز در پیام خود به مناسبت 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی اشاره کردند: «کسانی که اندک امیدی به جابه جایی حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند سخت در اشتباه اند». لذا تحولات سیاسی اخیر در آمریکا به هیچ وجه نباید بر سیاست ایران در قبال جنگ اثر بگذارد. سایه جنگ صرفا با تداوم فشارها در بعد سیاسی، اقتصادی و نظامی بر آمریکا و متحدانش و نفوذ منطقه ای او از سر کشور برداشته می شود. 
6  همان طور که بارها مورد اشاره رهبر شهید انقلاب و رهبر رشید انقلاب هم قرار گرفته است و ترامپ و دیگر چهره های سیاسی غرب هم بدان اذعان دارند؛ نبرد ایران اسلامی با دشمن مستکبر آمریکایی یک نبرد وجودی و تمدنی است و پیروزی هایی از جنس آنچه در انتخابات آمریکا رخ داد در کنار تحولات دیگر صرفا رفت و برگشت های عادی مسیر نبرد است. این پیروزی ها یا شکست های کوچک به هیچ وجه نباید مسئولان را از توجه به حقیقت ماهوی این رویارویی تاریخی غافل کند. 



فرمول مهار ترامپ با شوک خزانه داری
پیروزی دموکرات‌ها در کنگره به معنای پایان تهدید واشنگتن نیست؛ چرا تنگه هرمز ضامن «بازدارندگی پایدار» ایران باقی می‌ماند؟

محمد حقگو
​​​​​​​ تغییر ریل قدرت در کنگره آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر و شکست سنگین جمهوری‌خواهان، محصول مستقیم زلزله تورم سوخت ناشی از بحران تنگه هرمز و گازوئیل بود. با این حال، این رخداد نباید به یک «خوش‌خیالی کاذب» در داخل بینجامد. تجربه نشان داده دونالد ترامپ در دو سال باقی مانده ریاست‌جمهوری خود—چه در اصطکاک با کنگره دموکرات و چه در توافقی پشت‌پرده بر سر پرونده‌های خارجی—ممکن است برای فرار روبه‌جلو، پدال تنش نظامی و امنیتی با ایران را محکم‌تر بفشارد. در چنین مختصاتی، تنها معادله‌ای که می‌تواند ضامن «بازدارندگی پایدار» باشد، هدف‌گیری مستقیم ماشین تأمین مالی جنگ در واشنگتن است؛ وضعیتی که هزینه استقراض و نرخ بهره آن‌چنان بالا بماند که شلیک هر موشک و اعزام هر ناوگروه، عملاً ترازنامه وال‌استریت و خزانه‌داری آمریکا را هدف قرار دهد.

صورتحسابی که ترامپ را در سراشیبی قرار داد

محاسبات کاخ سفید، پیش از آن‌که پای صندوق‌های رأی به چالش کشیده شود، در پمپ‌بنزین‌ها، شبکه ترانزیت کالا و تالارهای وال‌استریت شکست خورد. ایران طی ماه‌های گذشته با فعال‌سازی اهرم‌های انرژی پیرامون تنگه هرمز—که با تنگنای جهانی عرضه گازوئیل ناشی از آسیب پالایشگاه‌های روسیه هم‌افزا شد—پاشنه‌آشیل واقعی اقتصاد غرب را نشانه رفت. این مانور دقیق مالی، فدرال‌رزرو را در تله «رکود یا تورم بیشتر» گرفتار ساخت؛ به گونه‌ای که مهار قیمت‌ها تنها با قفل کردن اقتصاد در نرخ‌های بهره بالاتر و سیاست انقباضی ممکن شد. جدول رو به رو ، سند عینی صورت‌حسابی است که کارزار ترامپ ناچار شد پای صندوق رأی تسویه کند.
 ارقام این جدول به وضوح نشان دادند که چگونه شوک سوخت، پایگاه رأی ترامپ را ذوب کرد. اما پرسش حیاتی برای اتاق‌های تصمیم‌گیری در تهران این است: آیا هدف ایران صرفاً باخت جمهوری‌خواهان بود، یا ایجاد قفلی ساختاری بر ماشین نظامی آمریکا؟ پاسخ در درک یک پدیده استراتژیک نهفته است: «لحظه لیز تراس» در نیویورک.
بازسازی «کابوس لیز تراس» در نیویورک؛ مثلثی که واشنگتن را قفل می‌کند
در پاییز ۲۰۲۲ در لندن، رویدادی رخ داد که دکترین‌های کلاسیک مالی را باطل کرد. در شرایط عادی، بازارها نقش ضربه‌گیر یکدیگر را دارند: با ریزش بورس، سرمایه‌ها به پناهگاه اوراق قرضه می‌روند و با افزایش سود اوراق، تقاضا برای خرید ارز ملی بالا می‌رود. اما در پدیده‌ای موسوم به «لحظه لیز تراس»، این پیش‌فرض نابود شد و مثلث سه‌گانه «ارز ملی»، «اوراق بدهی» و «شاخص سهام» به شکل زنجیره‌ای و همزمان فرو ریخت. تصویر این لحظه برای آمریکا به این صورت می تواند باشد. 
1. حراج در بازار اوراق بدهی: با کاهش اعتماد نسبت به آینده دلار و قطعیت تداوم تورم انرژی، خریداران نهادی و بانک‌های مرکزی خارجی به جای خرید، دست به حراج سنگین اوراق می‌زنند. سقوط قیمت اوراق، بازدهی آن‌ها را تا سطوح بحرانی بالا می‌برد و هزینه استقراض دولت را به شدت افزایش می دهد.
2. تخلیه حباب وال‌استریت: با پرواز نرخ بهره بدون ریسک به بالای ۵ درصد، نگهداری سهام پرریسک دیگر توجیه ندارد. همزمان، هزینه بهره بدهی بنگاه‌های تولیدی و بانکی جهش یافته و حباب بورس می‌ترکد.
3. کاهش اعتبار دلار برای پناهگاه امن: در شرایط عادی، با جهش نرخ بهره، دلار تقویت می‌شد؛ اما در سناریوی لیز تراس و شرایط حاد بحران اعتبار بدهی، بازار به این نتیجه می‌رسد که بدهی آمریکا از نقطه بازگشت عبور کرده است. در نتیجه سرمایه‌ها به پناهگاه اسکناس سبز نمی‌روند و به‌جای بازچرخانی دلارهای نفتی در دارایی‌های آمریکا، طلا و کالاهای پایه اوج می‌گیرند و هژمونی دلار تَرَک برمی‌دارد. 
در لندن ۲۰۲۲، این فاجعه سه‌گانه نخست‌وزیر وقت بریتانیا را ظرف ۴۴ روز ساقط کرد. نمونه آزمایشی این شوک در واشنگتن، در ۲ آوریل ۲۰۲۵ در پی تشدید جنگ تعرفه‌ای رخ داد؛ جایی که افت همزمان دلار، اوراق و سهام، کاخ سفید را وادار به ترمز اضطراری کرد. بازسازی این کابوس در نیویورک یعنی محروم کردن واشنگتن از کارت اعتباری نامحدودش.
​​​​​​​
پاشنه‌آشیل ۳۶ تریلیون دلاری
قطعاً تصویر بالا به راحتی قابل ترسیم نیست. اما نمی توان گفت که حرکت در آن سو نیز ممکن نیست. امروز کوه بدهی فدرال آمریکا از ۳۶ تریلیون دلار عبور کرده و داده‌های مالی حاکی از افت شدید «خالص خرید رسمی خارجی‌ها» (بانک‌های مرکزی و صندوق‌های توسعه‌ای بلندمدت) است. تا پیش از این، رشد چند غول فناوری و هوش مصنوعی وال‌استریت توانسته بود شاخص‌ها را تصنعی سرپا نگه دارد؛ در حالی که زیر پوست اقتصاد، بخش مسکن، بانک‌های منطقه‌ای و صنایع زیر بار نرخ‌های بهره بالا به نفس‌نفس افتاده‌اند.
در این شرایط، ادامه راهبرد نامتقارن انرژی ایران و منجمد کردن تورم در سطوح بالا، فدرال‌رزرو را وادار می‌کند نرخ بهره را در اوج نگه دارد. با رسیدن نرخ بهره اوراق به نزدیکی ۵ درصد، خروج سرمایه از وال‌استریت تسریع شده و خزانه‌داری به مرور (و با سررسید شدن بدهی های قدیمی) در تله‌ای گرفتار می‌شود که هزینه سالانه بدهی آن به بالای ۱.۳ تریلیون دلار می‌رسد؛ رقمی که از کل بودجه نظامی پنتاگون نیز فراتر خواهد رفت! در چنین شرایطی، دولت آمریکا حتی توان مالی اداره تعهدات جاری خود را نخواهد داشت، چه رسد به تأمین مالی یک جنگ منطقه‌ای جدید و پایه های یک بازدارندگی پایدار در آن شرایط امکان شکل گیری خواهد داشت. 
دموکرات‌ها فرشته نجات نیستند؛ مهار ترامپ در کجاست؟
این جاست که باید با یک خطای ادراکی خطرناک در محافل سیاسی داخلی مقابله کرد. تکیه بر این فرض غیرعقلانی که ورود اکثریت دموکرات به کنگره، خودبه‌خود مانع تحرکات نظامی علیه ایران می‌شود، خطایی محاسباتی است. حتی می توان این برآورد را داشت که رئیس جمهور مستقر آمریکا که در سیاست داخلی هم اینک در حال زمین‌گیرشدن است، با تکیه بر اختیارات فرماندهی کل قوا، بیش از هر زمان مستعد «ماجراجویی نظامی خارجی برای فرار روبه‌جلو» است.
در نتیجه فرمول مهار ترامپ زخمی، دخیل بستن به راهروهای کنگره نیست؛ در قفل کردن حساب بانکی او در خزانه‌داری آمریکا نهفته است. 
اگر ایران تحت تأثیر سیگنال‌های دیپلماتیک یا توافق‌های شکننده، اهرم تنگه هرمز  را سست کند، تورم انرژی تخلیه شده، فدرال‌رزرو نرخ بهره را تعدیل می‌کند و خزانه‌داری با دستی بازتر، مجدد بستر مالی لشکرکشی‌ها را فراهم می‌سازد.
روشن است که این دکترین به معنای انسداد کور یا خودتحریمی آبراه نیست، بلکه بر مدیریت هوشمند این تنگه استوار است؛ ابزاری که بدون درگیر کردن شریان‌های حیاتی تجارت ملی، جریان سوخت غرب را گران و متزلزل نگه می‌دارد. تنگه هرمز یک شاهراه ساده عبوری نیست؛ وثیقه زنده‌ای است که به شکل معکوس، به‌عنوان رگولاتور نرخ بهره در نیویورک عمل می‌کند. تا زمانی که هزینه استقراض واشنگتن زیر فشار این اهرم در مرز بحران بماند، هر اراده‌ای برای حمله نظامی، پیش از اتاق جنگ، پشت ترازنامه ورشکسته خزانه‌داری متوقف خواهد شد.

10 صفحه اول