بیش از 40 سال مردم را خندانده ام
گفتوگو با کمدین و اینفلوئنسر مشهدی که میخواهد رکورد گینس را به نفع کودکان بیمار بزندنویسنده: علیرضا کاردار | روزنامهنگار
مترجم:
حسین راستین، هنرمند طناز و پرسابقه مشهدی که به گفته خودش بیش از 40 سال مردم را میخنداند، چندی پیش مهمان روزنامه خراسان بود. او که چند سال است با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند، با روحیه بالا و همان شوخطبعی همیشگی، از کار و زندگی و بیماری و خانواده و... برایمان صحبت کرد. آقای راستین را با دوربین مخفیها و گزارشهایی که از سطح شهر میگیرد، بیشتر میشناسیم. او که در فضای مجازی هم بسیار فعال است این روزها میخواهد رکورد کامنت در اینستاگرام را بزند تا با ثبت آن در گینس، عوایدش را برای درمان بیماران بیبضاعت و مخصوصا کودکان خرج کند. این کمدین مشهدی در آخر هم مثل مصاحبههای معروفش، میکروفن «خراسان» را در دست گرفت و در تحریریه و چاپخانه با همکاران روزنامه مصاحبه کرد که در فضای مجازی روزنامه منتشر شد، آن هم چه مصاحبهای! با هم این گفتوگو را که گاهی شاد و گاهی غمگین شده است، میخوانیم.

از روغن شترمرغ تا کلیپ کمدی
خودش را برای آن دسته از مخاطبان روزنامه که احیانا نمیشناسند این طور معرفی میکند: «حسین راستین هستم، بازیگر و برنامهساز. از سال 1362 کار هنری انجام میدهم و حدود 35 است در شبکههای خراسان، نسیم، جامجم، نمایش و... برنامه اجرا میکنم. با روزنامه خراسان خیلی خاطره دارم. خودم شخصا با روزنامه خیلی حال میکردم و حالم خوش بوده است. یک زمانی در روزنامه، حوادث، جدولها و نیازمندیها و استخدامیهایش را خیلی میخواندم.» حدود 20 سال پیش پشت صحنه سریال میلان دوم که از شبکه خراسان پخش میشد، با آقای راستین آشنا شدم. سریالی که همان زمان مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. با ذکر این خاطره از او میپرسم آن زمان شما در کار روغن شترمرغ بودید، چه خبر از شترمرغها؟! میخندد و میگوید: «آن زمان در سریال میلان دوم به سفارش مپ و برای بازیافت، نقش یک پاکبان را بازی میکردم. عضو انجمن شترمرغداران خراسان بودم و تبلیغاتش را انجام میدادم. شترمرغ هم آن زمان تازه روی بورس آمده بود. میگفتند روغنش برای دردهای عضلانی و برای پوست مفید است. با این که خودم در این کار بودم ولی نمیدانم چرا سفید نشدم! اما بعد بازار اشباع شد و تقلب زیاد شد و این کار را رها کردم.»

آغاز بیماری سخت
میرسیم به بحث بیماریاش. میگویم شما به سرطان مبتلا شده بودید، درباره آن صحبت میکنید؟ پاسخ میدهد: «سال 1402 یک دفعه درد شدیدی به سراغم آمد. طوری بود که اصلا نمیتوانستم بنشینم. پیش چند دکتر رفتم. آندوسکوپی و کلونوسکوپی و آزمایش انجام دادم. برای جواب آزمایش پیش دکتر رفتم، گفت آقای راستین تنها آمدی؟ گفتم بله، یک جواب است دیگر. همان موقع همسرم تماس گرفت و گوشی را دادم به دکتر. پشت تلفن شنیدم که آقای دکتر گفت اگر عمل نکند، 6 ماه دیگر بیشتر مهمان ما نیست. این را که شنیدم انگار آب سرد روی سرم ریختند. از بیمارستان تا خانه پیاده آمدم و یک بسته سیگار کشیدم. از بس اعصابم داغون بود. به خانه رسیدم، همسرم گفت برای چه گریه میکنی؟ خودش هم زد زیر گریه و من باز همسرم را دلداری میدادم که شاید تشخیص اشتباه بوده است. عمهام هم آنجا بود و گفت پیش آقای دکتر مهدی مسگرانی در بیمارستان موسی بن جعفر(ع) هم برو. فردا نوبت گرفتم و رفتم. تا آقای دکتر من را دید گفت به! آقای راستین، کو دوربینت؟ گفتم دوربین برای چی؟ آمدهام ویزیتم کنید. گفت مگر تو هم مریض میشوی؟! گفتم ما هم آدمیم! آقای دکتر گفت اگر جای شما باشم همین امروز بستری میشوم و عمل میکنم. خلاصه عمل کردم. چند ساعت در اتاق عمل بودم. بعدا دکتر گفت اگر امروز عمل نمیکردی شنبه باید میرفتی کارهای دفنت را انجام میدادی. انسداد کامل روده بوده است. سه سال است درگیر شیمی درمانی و پرتودرمانی هستم. دو دفعه زیر عمل جراحی رفتم. ولی خدایی یک روز هم کارم را تعطیل نکردم. روی تخت بیمارستان بودم و طنز ضبط میکردم. هنوز هم خیلی عوارض دارم.» میگویم مخاطبهای روزنامه دعا میکنند تا هرچه زودتر سلامت کامل به دست بیاورید.
مردم خیلی لطف دارند
وقتی این کمدین مشهدی وارد سالن روزنامه شد، همکاران او را میشناختند و خوش و بش میکردند. خودش از ابراز لطف مردم چنین میگوید: «زن و بچهام با من در خیابان راه نمیروند ازبس مردم لطف دارند و عکس میگیرند و حرف میزنند. وقتی در بیمارستان امام رضا(ع) بستری بودم نگهبانی و پرستارها میگفتند آقای راستین کی مرخص میشوی؟ چون آن بخشی که بودم قرق من بود! مردم خیلی لطف داشتند. بخش خالی نمیشد. با این که حتی به فالوئرهایم هم نگفته بودم که در بیمارستان هستم. (میخندد و میگوید) نه که سیاه هستم، از هر 10 نفر، 9 نفر من را میشناسند و یک عکسالعملی نشان میدهند و خندهای میکنند. وایرال شدن ویدئوهایم خیلی بالاست. مثلا تا 170 میلیون ویو خوردهاند. بعضی پستها خیلی دیده شدند، مثلا گزارشها یا آیتمهای طلاق و دادگاه، دوربین مخفیهایم، یا شعله هندی که آن را مشهدی کرده بودیم. همسرم بنده خدا دیگر با این شرایط کنار آمده، نزدیک 35 سال است که عادت کرده و چارهای هم ندارد! ولی خدایی همیشه گفتهام من از سه چیز خیلی شانس آوردهام، یکی پدر و مادر خیلی خوبی داشتهام. یکی زن خیلی خوبی دارم. خانمم فوقالعاده عالی است. یکی هم بچههای خوبی دارم. به جز اینها به چیز دیگری هم نیاز ندارم.»

ثبت رکورد کامنت اینستاگرام
چند وقت پیش پستی از آقای راستین در اینستاگرام دیدیم که میگفت هدفش زدن رکورد کامنت است. درباره آن میگوید: «دوستان میگویند در کارهای خیر شریک بشو. ولی حقیقتا از نظر اقتصادی آن طور که مردم فکر میکنند نیستم. هرچه درآوردهام در این چند سال برای درمانم خرج کردهام. برای همین گفتم اگر بتوانم یک رکورد میزنم تا ثبت رکوردهای گینس شود. بیشترین تعداد کامنت در جهان حدود 20 میلیون است. گفتم اگر رکورد کامنت را بزنیم، هزینهاش را صرف درمان بیماران سرطانی کودک و کمبضاعت خواهم کرد. الان هنوز به رکورد نرسیدهایم که امیدواریم با کمک مخاطبان بتوانیم به نتیجه برسیم. یک بازه زمانی یک ساله را در نظر گرفتهایم که در این مدت باید رکورد را بزنیم.» این طنزپرداز خراسانی درباره این روزهایش میگوید: «در تلویزیون گاهی برنامهای دارم ولی الان تمرکزم فضای مجازی است. بد نیست، حداقل از نظر ریالی از تلویزیون بهتر است! من خیلی با مشتری راه میآیم. تعرفه پست تبلیغاتیام 50 میلیون است. ولی بند پول نیستم. بدون یک ریال هم برای عدهای تبلیغ کردهام. حتی یک فالوئر فیک ندارم. همه واقعی و همه عشق هستند. زیر پستهایم یک دانه کامنت منفی هم ندارم. جواب همه را هم تا جایی که بتوانم میدهم. بعضی مواقع در یک پیجم شاید روزی 1200- 1300 دایرکت میآید و یک ساعت و نیم دایرکتها را تک تک جواب میدهم. حسین راستین جلوی دوربین و پشت دوربین همینی است که اینجا نشسته. نه کسی هستم که خودم را بخواهم بگیرم. همیشه در دسترس هستم. هرچند نباید باشم و میگویند خوب نیست، ولی این طوری بار آمدهام و افتخار میکنم.»

چالش سه قلوها
حسین راستین درباره 4 فرزندش میگوید: «داشتن سه قلو به اندازه موهای سرم چالش داشته است! سه پسرم شب ولادت حضرت علی(ع) به دنیا آمدند. خودم حسین هستم، مادرشان فاطمه است، اسم یک پسر را محمد گذاشتم، یکی علی و یکی هم حسن، به نیت پنج تن آل عبا. بعد هم خدا یک دختر داد و اسمش را نرگس گذاشتم. پسرها 24 ساله هستند و هم درس میخوانند و هم کار میکنند. نرگس هم تربیت بدنی میخواند. چالش هم زیاد داشتهام. آن که بامش بیش برفش بیشتر. مثلا زمان نوزادی سه قلوها هر شب یک شیرخشک میخریدم. بیمارستان گفته بود حمایت میکنیم ولی ماهی دو تا قوطی شیرخشک به ما میدادند فقط! این سه تا پسر خیلی شبیه هم هستند، طوری که من هنوز نمیدانم کدام یکی هستند! وقتی نوزاد بودند خیلی دردسر داشتیم. مثلا ساعت 12 شب یکی خرابکاری میکرد، اولی را تمیز میکردیم، دومی خرابکاری میکرد، بعد سومی. باز اولی گرسنه میشد، تا شیر میدادیم، دومی گرسنه میشد، تا به او شیر میدادیم سومی گرسنه میشد. باز اولی خرابکاری میکرد! خدا را شکر چند سالی است که اقلا از من پول توجیبی نمیگیرند. البته میتیغند ولی مثل قبل نمیگیرند!»

هوای هنرمندان را داشته باشیم
این هنرمند بانمک مشهدی در پایان گفتوگو با دلی گرفته میگوید: «گلایه که خیلی دارم ولی کی گوش میکند؟ نمیگویم هنرمند هستم، ولی بیش از 40 سال است که سعی کردهام مردم بخندند. ولی یک ماشین یا خانه به اسم خودم ندارم. مردم فکر میکنند ما پول میگیریم، ولی اینطور نیست. از پارسال حداقل 300 تا 400 میلیون از مردم طلبکارم. حدود 4- 5 میلیارد هزینه درمانم شده است. بیمه هم نیستم. به هیچ جا هم وصل نیستم و از هیچ جا حقوق نمیگیرم. در خانه پدریام زندگی میکنم. هوای هنرمندان را داشته باشیم. مردم خوبی داریم و باید قدرشان را بدانیم. مسئولان هم برای مردم کار انجام بدهند. خدا نگهدار کسانی باشد که برای مردم کار میکنند.»

از روغن شترمرغ تا کلیپ کمدی
خودش را برای آن دسته از مخاطبان روزنامه که احیانا نمیشناسند این طور معرفی میکند: «حسین راستین هستم، بازیگر و برنامهساز. از سال 1362 کار هنری انجام میدهم و حدود 35 است در شبکههای خراسان، نسیم، جامجم، نمایش و... برنامه اجرا میکنم. با روزنامه خراسان خیلی خاطره دارم. خودم شخصا با روزنامه خیلی حال میکردم و حالم خوش بوده است. یک زمانی در روزنامه، حوادث، جدولها و نیازمندیها و استخدامیهایش را خیلی میخواندم.» حدود 20 سال پیش پشت صحنه سریال میلان دوم که از شبکه خراسان پخش میشد، با آقای راستین آشنا شدم. سریالی که همان زمان مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. با ذکر این خاطره از او میپرسم آن زمان شما در کار روغن شترمرغ بودید، چه خبر از شترمرغها؟! میخندد و میگوید: «آن زمان در سریال میلان دوم به سفارش مپ و برای بازیافت، نقش یک پاکبان را بازی میکردم. عضو انجمن شترمرغداران خراسان بودم و تبلیغاتش را انجام میدادم. شترمرغ هم آن زمان تازه روی بورس آمده بود. میگفتند روغنش برای دردهای عضلانی و برای پوست مفید است. با این که خودم در این کار بودم ولی نمیدانم چرا سفید نشدم! اما بعد بازار اشباع شد و تقلب زیاد شد و این کار را رها کردم.»

آغاز بیماری سخت
میرسیم به بحث بیماریاش. میگویم شما به سرطان مبتلا شده بودید، درباره آن صحبت میکنید؟ پاسخ میدهد: «سال 1402 یک دفعه درد شدیدی به سراغم آمد. طوری بود که اصلا نمیتوانستم بنشینم. پیش چند دکتر رفتم. آندوسکوپی و کلونوسکوپی و آزمایش انجام دادم. برای جواب آزمایش پیش دکتر رفتم، گفت آقای راستین تنها آمدی؟ گفتم بله، یک جواب است دیگر. همان موقع همسرم تماس گرفت و گوشی را دادم به دکتر. پشت تلفن شنیدم که آقای دکتر گفت اگر عمل نکند، 6 ماه دیگر بیشتر مهمان ما نیست. این را که شنیدم انگار آب سرد روی سرم ریختند. از بیمارستان تا خانه پیاده آمدم و یک بسته سیگار کشیدم. از بس اعصابم داغون بود. به خانه رسیدم، همسرم گفت برای چه گریه میکنی؟ خودش هم زد زیر گریه و من باز همسرم را دلداری میدادم که شاید تشخیص اشتباه بوده است. عمهام هم آنجا بود و گفت پیش آقای دکتر مهدی مسگرانی در بیمارستان موسی بن جعفر(ع) هم برو. فردا نوبت گرفتم و رفتم. تا آقای دکتر من را دید گفت به! آقای راستین، کو دوربینت؟ گفتم دوربین برای چی؟ آمدهام ویزیتم کنید. گفت مگر تو هم مریض میشوی؟! گفتم ما هم آدمیم! آقای دکتر گفت اگر جای شما باشم همین امروز بستری میشوم و عمل میکنم. خلاصه عمل کردم. چند ساعت در اتاق عمل بودم. بعدا دکتر گفت اگر امروز عمل نمیکردی شنبه باید میرفتی کارهای دفنت را انجام میدادی. انسداد کامل روده بوده است. سه سال است درگیر شیمی درمانی و پرتودرمانی هستم. دو دفعه زیر عمل جراحی رفتم. ولی خدایی یک روز هم کارم را تعطیل نکردم. روی تخت بیمارستان بودم و طنز ضبط میکردم. هنوز هم خیلی عوارض دارم.» میگویم مخاطبهای روزنامه دعا میکنند تا هرچه زودتر سلامت کامل به دست بیاورید.
مردم خیلی لطف دارند
وقتی این کمدین مشهدی وارد سالن روزنامه شد، همکاران او را میشناختند و خوش و بش میکردند. خودش از ابراز لطف مردم چنین میگوید: «زن و بچهام با من در خیابان راه نمیروند ازبس مردم لطف دارند و عکس میگیرند و حرف میزنند. وقتی در بیمارستان امام رضا(ع) بستری بودم نگهبانی و پرستارها میگفتند آقای راستین کی مرخص میشوی؟ چون آن بخشی که بودم قرق من بود! مردم خیلی لطف داشتند. بخش خالی نمیشد. با این که حتی به فالوئرهایم هم نگفته بودم که در بیمارستان هستم. (میخندد و میگوید) نه که سیاه هستم، از هر 10 نفر، 9 نفر من را میشناسند و یک عکسالعملی نشان میدهند و خندهای میکنند. وایرال شدن ویدئوهایم خیلی بالاست. مثلا تا 170 میلیون ویو خوردهاند. بعضی پستها خیلی دیده شدند، مثلا گزارشها یا آیتمهای طلاق و دادگاه، دوربین مخفیهایم، یا شعله هندی که آن را مشهدی کرده بودیم. همسرم بنده خدا دیگر با این شرایط کنار آمده، نزدیک 35 سال است که عادت کرده و چارهای هم ندارد! ولی خدایی همیشه گفتهام من از سه چیز خیلی شانس آوردهام، یکی پدر و مادر خیلی خوبی داشتهام. یکی زن خیلی خوبی دارم. خانمم فوقالعاده عالی است. یکی هم بچههای خوبی دارم. به جز اینها به چیز دیگری هم نیاز ندارم.»

ثبت رکورد کامنت اینستاگرام
چند وقت پیش پستی از آقای راستین در اینستاگرام دیدیم که میگفت هدفش زدن رکورد کامنت است. درباره آن میگوید: «دوستان میگویند در کارهای خیر شریک بشو. ولی حقیقتا از نظر اقتصادی آن طور که مردم فکر میکنند نیستم. هرچه درآوردهام در این چند سال برای درمانم خرج کردهام. برای همین گفتم اگر بتوانم یک رکورد میزنم تا ثبت رکوردهای گینس شود. بیشترین تعداد کامنت در جهان حدود 20 میلیون است. گفتم اگر رکورد کامنت را بزنیم، هزینهاش را صرف درمان بیماران سرطانی کودک و کمبضاعت خواهم کرد. الان هنوز به رکورد نرسیدهایم که امیدواریم با کمک مخاطبان بتوانیم به نتیجه برسیم. یک بازه زمانی یک ساله را در نظر گرفتهایم که در این مدت باید رکورد را بزنیم.» این طنزپرداز خراسانی درباره این روزهایش میگوید: «در تلویزیون گاهی برنامهای دارم ولی الان تمرکزم فضای مجازی است. بد نیست، حداقل از نظر ریالی از تلویزیون بهتر است! من خیلی با مشتری راه میآیم. تعرفه پست تبلیغاتیام 50 میلیون است. ولی بند پول نیستم. بدون یک ریال هم برای عدهای تبلیغ کردهام. حتی یک فالوئر فیک ندارم. همه واقعی و همه عشق هستند. زیر پستهایم یک دانه کامنت منفی هم ندارم. جواب همه را هم تا جایی که بتوانم میدهم. بعضی مواقع در یک پیجم شاید روزی 1200- 1300 دایرکت میآید و یک ساعت و نیم دایرکتها را تک تک جواب میدهم. حسین راستین جلوی دوربین و پشت دوربین همینی است که اینجا نشسته. نه کسی هستم که خودم را بخواهم بگیرم. همیشه در دسترس هستم. هرچند نباید باشم و میگویند خوب نیست، ولی این طوری بار آمدهام و افتخار میکنم.»

چالش سه قلوها
حسین راستین درباره 4 فرزندش میگوید: «داشتن سه قلو به اندازه موهای سرم چالش داشته است! سه پسرم شب ولادت حضرت علی(ع) به دنیا آمدند. خودم حسین هستم، مادرشان فاطمه است، اسم یک پسر را محمد گذاشتم، یکی علی و یکی هم حسن، به نیت پنج تن آل عبا. بعد هم خدا یک دختر داد و اسمش را نرگس گذاشتم. پسرها 24 ساله هستند و هم درس میخوانند و هم کار میکنند. نرگس هم تربیت بدنی میخواند. چالش هم زیاد داشتهام. آن که بامش بیش برفش بیشتر. مثلا زمان نوزادی سه قلوها هر شب یک شیرخشک میخریدم. بیمارستان گفته بود حمایت میکنیم ولی ماهی دو تا قوطی شیرخشک به ما میدادند فقط! این سه تا پسر خیلی شبیه هم هستند، طوری که من هنوز نمیدانم کدام یکی هستند! وقتی نوزاد بودند خیلی دردسر داشتیم. مثلا ساعت 12 شب یکی خرابکاری میکرد، اولی را تمیز میکردیم، دومی خرابکاری میکرد، بعد سومی. باز اولی گرسنه میشد، تا شیر میدادیم، دومی گرسنه میشد، تا به او شیر میدادیم سومی گرسنه میشد. باز اولی خرابکاری میکرد! خدا را شکر چند سالی است که اقلا از من پول توجیبی نمیگیرند. البته میتیغند ولی مثل قبل نمیگیرند!»

هوای هنرمندان را داشته باشیم
این هنرمند بانمک مشهدی در پایان گفتوگو با دلی گرفته میگوید: «گلایه که خیلی دارم ولی کی گوش میکند؟ نمیگویم هنرمند هستم، ولی بیش از 40 سال است که سعی کردهام مردم بخندند. ولی یک ماشین یا خانه به اسم خودم ندارم. مردم فکر میکنند ما پول میگیریم، ولی اینطور نیست. از پارسال حداقل 300 تا 400 میلیون از مردم طلبکارم. حدود 4- 5 میلیارد هزینه درمانم شده است. بیمه هم نیستم. به هیچ جا هم وصل نیستم و از هیچ جا حقوق نمیگیرم. در خانه پدریام زندگی میکنم. هوای هنرمندان را داشته باشیم. مردم خوبی داریم و باید قدرشان را بدانیم. مسئولان هم برای مردم کار انجام بدهند. خدا نگهدار کسانی باشد که برای مردم کار میکنند.»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


