عادی‌سازی با بهایی سنگین

دیدار ترامپ با جولانی، نه صرفاً اقدامی دیپلماتیک، بلکه آغاز فصل جدیدی از جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای واشنگتن با پیامدهایی نگران‌کننده برای ساختار قدرت در سوریه و منطقه غرب آسیاست

نویسنده: فاطمه ملک‌زاده

مترجم:



در اقدامی که به‌ظاهر پایان تحریم‌های چند‌دهه‌ای سوریه را نوید می‌دهد، دونالد ترامپ با احمد الشرع معروف جولانی، رئیس‌ حکومت جدید سوریه، در ریاض دیدار کرد؛ نشستی با حضور محمد بن سلمان و ارتباط تصویری رجب طیب اردوغان. اما این دیدار صرفاً نقطه عطفی در روابط دمشق و واشنگتن نیست، بلکه نشانگر چرخش خطرناک در سیاست ایالات متحده است. ترامپ با وعده لغو تحریم‌ها، پنج شرط کلیدی را مطرح کرد: 1-امضای توافق‌نامه ابراهیم با رژیم صهیونیستی؛ 2-از همه تروریست‌های خارجی بخواهد که سوریه را ترک کنند؛ 3-گروه‌های فلسطینی‌ را اخراج کند؛4- به ایالات متحده کمک کند تا از ظهور مجدد داعش جلوگیری کند؛5-مسئولیت بازداشتگاه‌های داعش در شمال شرقی سوریه را بر عهده بگیرد. پیشنهاد لغو تحریم‌ها که در سخنرانی ترامپ به‌صورت عمومی اعلام شد، با شادی خیابانی در سوریه همراه شد و تقویت ۳۳ درصدی ارزش لیره سوریه را در بازار آزاد به دنبال داشت. اما آن چه در پس این وعده‌ها نهفته است، چیزی فراتر از بهبود شاخص های اقتصادی است؛ مسیری که ممکن است منجر به تنش‌های داخلی و منطقه‌ای شود.

جولانی؛ از تحت تعقیب تا میز مذاکره
دیدار با ابومحمد الجولانی، رهبر سابق گروه تحریرالشام و چهره‌ای که همچنان در وب‌سایت کاخ سفید تحت تعقیب تروریستی است، نقطه تاریک و مشکوک این تحولات است. جولانی تا مدت‌ها به‌عنوان شاخه رسمی القاعده در سوریه شناخته می‌شد. ایالات متحده در دو دهه اخیر هزاران نفر را به اتهام ارتباط با القاعده بازداشت یا کشته است، اما حالا، رهبر همان گروه پشت میز مذاکره با رئیس‌جمهور آمریکا نشسته است. تغییر رویکرد واشنگتن نسبت به جولانی نه تنها نشانه بی‌ثباتی در سیاست خارجی آمریکاست، بلکه نگرانی‌های جدی درباره معیارهای دوگانه در مبارزه با تروریسم را احیا کرده است. واشنگتن ظاهراً آماده است یکی از رهبران سابق القاعده را در نقش یک شریک سیاسی منطقه‌ای به رسمیت بشناسد، به شرط آن‌که اهداف راهبردی آمریکا را دنبال کند.
اردوغان؛ میانجی یا سهام‌دار؟
حضور رجب طیب اردوغان از طریق ارتباط تصویری در این نشست، اگرچه از نظر رسانه‌ای کمتر مورد توجه قرار گرفت، اما نشان‌دهنده جایگاه حساس ترکیه در تحولات سوریه است. ترکیه که در سال‌های اخیر بخش‌هایی از شمال سوریه را به‌صورت نظامی تحت کنترل دارد، اکنون در تلاش است تا با حفظ نقش خود، مانع شکل‌گیری ترتیباتی شود که بدون مشارکت آنکارا به سرانجام برسد. تأکید اردوغان بر همکاری با دمشق برای مبارزه با داعش، ظاهری هم‌راستا با مواضع ترامپ دارد، اما در واقع نوعی مطالبه‌گری برای سهم از ساختار سیاسی آینده سوریه محسوب می‌شود. حضور هم‌زمان اردوغان و جولانی، پرسش‌هایی جدی درباره ارتباط‌های پیشین و فعلی ترکیه با گروه‌های مسلح در سوریه ایجاد کرده است.
​​​​​​​
اهداف پنهان ترامپ؛ فراتر از تحریم‌زدایی
تغییر در سیاست آمریکا نسبت به سوریه، بیش از آن که از یک تحلیل هزینه-فایده منسجم تبعیت کند، به نظر می‌رسد از جاه‌طلبی‌های شخصی ترامپ و پروژه عادی‌سازی منطقه‌ای او نشئت گرفته باشد. حتی اگر وعده ترامپ برای لغو تحریم‌های سوریه، برخلاف تجربه تلخ برجام، این‌بار واقعاً اجرا شود، نباید از بهای سنگین آن غافل شد؛ بهایی که احتمالاً به معنای پذیرش نفوذ بیگانگان، چشم‌پوشی بر چپاول منابع سوریه و حتی تساهل در برابر طرح‌های تجزیه‌طلبانه صهیونیست‌هاست.دونالد ترامپ با تأکید بر پیوستن سوریه به پیمان ابراهیم، عملاً مشروعیت منطقه‌ای سوریه را به عادی‌سازی روابط با اسرائیل گره زده است؛ اقدامی که می‌تواند واکنش‌های شدید داخلی و منطقه‌ای در پی داشته باشد. در عین حال، خروج گروه‌های فلسطینی از سوریه، از نگاه واشنگتن نه‌تنها اقدامی امنیتی بلکه بخشی از استراتژی حذف تدریجی محور مقاومت است. اما برای دمشق، اجرای این شرط ها به معنای دست شستن از بخشی از هویت تاریخی و سیاسی خود است؛ امری که اگرچه شاید دستاوردهایی اقتصادی کوتاه‌مدت داشته باشد، اما در بلندمدت می‌تواند منجر به شکاف درونی در حاکمیت نوپا و خودخوانده جولانی شود.
مانور تبلیغاتی در دوحه
ورود ترامپ به قطر و دیدار رسمی او با امیر این کشور را نمی‌توان صرفاً ادامه‌ای تشریفاتی بر سفر منطقه‌ای او دانست. تمیم بن حمد آل‌ثانی، امیر قطر، در حالی از رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی آشتی‌جویانه استقبال کرد و او را «صلح‌دوست» خواند که بسیاری از تحلیلگران این اظهارات را بازتابی از مواضع همیشگی قطر در پیروی از منافع قدرت‌های بزرگ می‌دانند. گفت‌وگوهای انجام‌شده در کاخ سلطنتی دوحه، عمدتاً بر همکاری‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری و تجربه‌آموزی از میزبانی جام جهانی متمرکز بود، اما اظهارات ترامپ درباره ایران، سوریه و نقش آمریکا در آزادی گروگان‌های اسرائیلی، نشان می‌دهد که این سفر بیش از آن‌که تلاشی برای صلح باشد، نمایشی برای تثبیت چهره‌ای مداخله‌گر اما فعال از ترامپ در آستانه رقابت‌های انتخاباتی آمریکا است.
ترامپ در سخنانی صریح مدعی شد که بدون مداخله واشنگتن، گروگان‌های اسرائیلی در غزه زنده نمی‌ماندند؛ ادعایی که می‌تواند پیام روشنی برای تل‌آویو و هشدار تلویحی برای ایران تلقی شود. همچنین تأکید او بر آمادگی برای لغو تحریم‌های سوریه، آن‌هم در کنار تمجید از نقش قطر، نشان می‌دهد که دوحه همچنان بیشتر نقش میزبان را بازی می‌کند تا میانجی واقعی. درحالی‌که امیر قطر از صلح گفت، این دیدار بیش از هر چیز به نفع جاه‌طلبی‌های ترامپ برای بازسازی چهره‌ای «صلح‌ساز» در منطقه و در عین حال بازیگر تعیین‌کننده در بحران‌های جهان بود؛ نقشی که نه از مسیر دیپلماسی پایدار، بلکه از طریق امتیازدهی‌های هدفمند و پرهزینه دنبال می‌شود.
10 صفحه اول