قهرمان المپیک خواهم شد

دختر 11ساله شیرازی با تکیه بر اراده‌ای مثال‌زدنی و حمایت خانواده، در مسیر قهرمانی وزنه‌برداری گام برمی‌دارد؛ مسیری که از بازی‌های کودکانه آغاز شد و حالا به رؤیای سکوهای جهانی ختم می‌شود

نویسنده: شایان اله‌آبادی | روزنامه نگار

مترجم:

مسیر قهرمانی برای یسنا قربانی، از دل کلیپ‌های طنز و بازی‌های کودکانه آغاز شد. اما از زمانی که یک مربی وزنه‌برداری به استعداد او پی برد، زندگی‌اش وارد مرحله‌ای تازه شد. اینک، این دختر 11‌ساله‌ شیرازی با تمرین‌های منظم و انگیزه‌ای بی‌وقفه، در مسیر تبدیل‌شدن به یکی از چهره‌های آینده‌دار وزنه‌برداری ایران حرکت می‌کند.

​​​​​​​

  از کلیپ‌های طنز تا رکوردهای وزنه‌برداری
یسنا نخستین‌بار با انتشار کلیپ‌های طنز و دابسمش در فضای مجازی شناخته شد. او درباره آن روزها چنین توضیح می‌دهد که: «از دوران کودکی علاقه‌مند به شوخی و بازی بودم.
 در کلیپ‌هایم با برادرم شوخی می‌کردم، حرکات ناگهانی انجام می‌دادم و حتی یک‌بار موفق شدم پدرم را از زمین بلند کنم. این ویدئوها نزد بستگان و دوستان محبوبیت زیادی پیدا کرده بود.» اما زندگی او در زمانی کوتاه تغییر مسیر داد؛ هنگامی که یکی از مربیان وزنه‌برداری از همدان، با او تماس گرفت و پیشنهاد داد این رشته را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کند. یسنا این پیشنهاد را با اشتیاق پذیرفت و از هفتم خرداد سال گذشته تمریناتش را آغاز کرد. او آن روزها را این‌گونه به یاد می‌آورد: «اگرچه تازه‌کار بودم، اما علاقه‌ای به وزنه‌های سبک نداشتم و مشتاق بودم وزنه‌های سنگین‌تری را امتحان کنم.
 پس از سه ماه تمرین مستمر، توانستم رکورد ۳۰ کیلوگرم را در حرکت دوضرب به ثبت برسانم. آن نقطه، آغازی برای مسیری جدی بود ...»
  پشتوانه‌ای از جنس خانواده و تشویق مدرسه
یسنا بر این باور است که بدون حمایت‌های بی‌دریغ خانواده، این مسیر برایش هموار نمی‌شد. پدر، مادر و خاله‌اش همواره در کنارش بوده‌اند و تشویق‌های آنان به‌ویژه در ایام تمرین و رقابت، انگیزه‌ای مضاعف برایش فراهم کرده است. در این‌باره می‌گوید: «مادرم نقش پررنگی در موفقیتم ایفا کرده است. او در کنارم به باشگاه می‌آید، تمریناتم را تماشا می‌کند، از فعالیت‌هایم فیلم‌برداری می‌کند و انتشار آن‌ها در فضای مجازی را مدیریت می‌نماید». شهرت یسنا در مدرسه هم بازتابی از تلاش‌هایش در باشگاه بود. «پس از آن که یکی از ویدئوهایم در مدرسه بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد، توجه بسیاری از دانش‌آموزان جلب شد. بسیاری با من دوست شدند و از من درباره نحوه بلندکردن وزنه‌ها سؤال می‌پرسیدند. حتی برخی از آن‌ها از من می‌خواستند که خودشان را بلند کنم.» این علاقه‌مندی محدود به شیراز نماند. یسنا از سفر نوروزی‌اش به دزفول چنین روایت می‌کند: «در آن سفر نیز تعدادی از افراد مرا شناختند. این موضوع سبب شد تا انگیزه‌ام برای تمرین بیشتر شود.»
  رویایی بزرگ با الگوی قهرمانی
در مدت زمانی نسبتاً کوتاه، یسنا موفق به کسب سه مدال و چهار لوح تقدیر شده است و در دو مسابقه رسمی، رکوردهایی را به نام خود ثبت کرده است. به پاس این موفقیت‌ها، داوران و مربیان، لقب «رضازاده دختران» را برای او انتخاب کرده‌اند؛ لقبی که یادآور نام جهان‌پهلوان حسین رضازاده، قهرمان وزنه‌برداری ایران است. او الگوی خود را هادی چوپان، قهرمان پرورش اندام، معرفی می‌کند و در این‌باره توضیح می‌دهد: «روزی به‌همراه مادرم برای استقبال از برادرم رفته بودیم که آقای چوپان را دیدم. مادرم با ایشان صحبت کرد و گفت دخترم وزنه‌برداری می‌کند. او با رویی گشاده گفت: «تپلی، بیا ببینمت»! و با من عکس یادگاری گرفت. این دیدار باعث شد انگیزه‌ام برای ادامه مسیر دوچندان شود». در توصیف هدف اصلی‌اش چنین می‌نویسد: «رویای من شرکت در مسابقات المپیک و شکستن رکوردهای جهانی است. هر شب پیش از خواب، این آرزو را در ذهنم مرور می‌کنم و در دفتر یادداشتم می‌نویسم: من قهرمان خواهم شد». پیام یسنا برای دیگر دختران ایرانی هم الهام‌بخش است: «به دختران ایران می‌گویم که هیچ‌گاه اجازه ندهند حرف‌های منفی دیگران مانع رسیدن به آرزوهایشان شود. سرزمین ما پر از استعدادهای فراوان و شگفت‌انگیز است. فقط کافی است با شجاعت قدم برداریم.»
10 صفحه اول