چرایی ناترازی  منابع انسانی در مشهد

نویسنده: سید حسین موسوی رئیس کمیسیون منابع انسانی خانه صمت جوانان ایران

مترجم:

مطابق با آمار، حدود نیمی از جویندگان کار در استان خراسان رضوی، دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. این یعنی دانشگاه‌ها نیرو تربیت کرده‌اند، ولی بخش قابل‌توجهی از این نیروها، مهارت یا آمادگی لازم برای اشتغال ندارند. این وضعیت هم چالش بزرگی برای نیروی انسانی و هم معضل برای صنعت و اشتغال ایجاد کرده است. فارغ‌التحصیلانی که نمی‌توانند، یا صنعت نتوانسته آن ها را جذب کند.
وضعیت فعلی و دلایل ناترازی منابع انسانی چیست؟
۱. تراز تحصیل و مهارت متناسب نیست: تحقیقات در ایران نشان می‌دهد که بسیاری از برنامه‌های درسی دانشگاهی، با نیازهای بازار کار تطابق ندارند؛ در بسیاری از موارد، مهارت‌های عملی و تجربه کاری در این برنامه‌ها جایگاه کمتری دارند. همچنین، نظام آموزشی غالباً بر حافظه‌محوری تأکید دارد نه تربیت نیروی عمل‌گرا و تطبیق‌پذیر با شرایط واقعی. در استان خراسان رضوی هم آمار نشان می‌دهد که میان تعداد افراد تحصیل‌کرده جویای کار، و سهم اشتغال آنها، فاصله معنی‌داری وجود دارد، که بازتاب همین نامتناسبی است.
۲. شکاف ارتباط دانشگاه و صنعت: یکی از راهکارهای مهم برای رفع این ناترازی، ایجاد تعامل قوی بین دانشگاه‌ها و صنعت است. انتقال فناوری، تدوین دروس براساس نیاز صنعت، کارآموزی و فرصت‌های عملی برای دانشجویان می‌تواند تضمین کند که دانش‌آموختگان آماده ورود به بازار هستند. این نقش دانشگاه در پیوند با صنعت، در متون دانشگاهی و خبری متعدد به‌عنوان عاملی کلیدی مطرح شده است. اما در عمل، برقراری این پیوند در بسیاری از موارد محدود به نشست یا شعار باقی مانده و در سطح راهبردی، همکاری مؤثر و مستمر شکل نگرفته است. از سوی دیگر، توسعه دوره‌های مهارتی یا فنی در کشور به‌ویژه در استان‌های نیازمند به‌عنوان پاسخ به این شکاف شناسایی شده است.
۳. تمرکز بیش از حد بر نظریه و ضعف مهارت‌های نرم و عملی: بازخوردها و گزارش‌ها نشان می‌دهند که یکی از نقاط ضعف اساسی، آموزش نظری است. فارغ‌التحصیلانی که با محتوای درسی مواجه‌اند ولی فاقد تجربه واقعی در کار یا مهارت عملی مورد نیاز بازارند. مهارت‌های نرم مانند ارتباط، کار گروهی، حل مسئله و تمرکز نداشتن دانشگاه‌ها بر این مهارت‌ها نیز مورد نقد است.
۴. توازن نامناسب عرضه و تقاضای نیروی کار: در بسیاری از رشته‌ها، تعداد فارغ‌التحصیل بیشتر از ظرفیت‌های موجود بازار است؛ بنابراین حتی اگر دانشجو از دانشگاه فارغ شود، کار مرتبط یا مناسب فراهم نیست. این پدیده در کشورِ ما نتیجه‌اش «مازاد تحصیلکردگان بدون اشتغال مناسب» است. فارغ‌التحصیلان در رشته‌هایی با تقاضای پایین یا تخصص‌هایی که بازار برایشان برنامه‌ریزی نکرده، وارد چرخه‌ای می‌شوند که نه تخصص‌شان کاربردی است و نه جایگاه شغلی مناسب دارند.
اما پیامدهای این موضوع در مشهد و استان خراسان رضوی چیست؟
 1. هدررفت سرمایه انسانی و اقتصادی: منابع مالی و زمانی که برای تحصیلات صرف می‌شود، وقتی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، تبدیل به هزینه می‌شود.
 2. افزایش بیکاری تحصیل‌کردگان: آمارها نشان می‌دهد در استان، بخش قابل‌توجهی از افراد جویای کار دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و بیکاری تحصیلکردگان موضوعی جدی است.
 3. بی‌انگیزگی و مهاجرت نیروی متخصص: وقتی مدارک با بازار تطابق ندارند، فارغ‌التحصیلان یا تبدیل به کارهای غیرمرتبط می‌شوند یا به دنبال خروج می‌روند، که به فرار مغزها می‌انجامد.
 4. کاهش بهره‌وری در صنعت و خدمات: نیرویی که بدون مهارت کافی وارد بازار می‌شود، بازدهی پایین دارد و این موضوع بر رقابت‌پذیری صنایع تأثیر منفی می‌گذارد.
 5. نارضایتی اجتماعی: تضاد بین انتظار جامعه از تحصیلات دانشگاهی و واقعیت بازار، منجر به دلزدگی از سیستم آموزشی و افزایش فشارهای اجتماعی می‌شود.
برای رفع ناترازی منابع انسانی در مشهد، باید دانشگاه‌ها از فضای صرفاً تئوریک فاصله بگیرند و به میدان واقعی کار نزدیک شوند. بازنگری در سرفصل‌های آموزشی بر اساس نیاز بازار، ایجاد دوره‌های مهارت‌محور و تقویت کارآموزی‌های واقعی، می‌تواند به پرورش نیروی آماده‌به‌کار کمک کند. همچنین لازم است هیئت‌علمی‌ها با بدنه صنعت ارتباط مستقیم پیدا کنند تا درک درستی از مشکلات و نیازهای کسب‌وکار داشته باشند و آموزش را بر مبنای واقعیت تنظیم کنند.
در نهایت، حل این ناترازی فقط با تغییر نگاه ممکن است؛ نگاه از «مدرک‌محوری» به «مهارت‌محوری». وقتی دانشگاه، صنعت و نهادهای اجرایی به درک مشترکی از تربیت نیروی کار برسند، می‌توان امیدوار بود که فارغ‌التحصیلان نه در صف انتظار شغل، بلکه در صف تولید و نوآوری قرار گیرند.
10 صفحه اول