چرا نفت 100 دلاری هم برای آمریکا دردسرساز است؟
نویسنده:
مترجم:
برخلاف تصور رایج، اثر اقتصادی جنگ لزوماً از مسیر نفت ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری عبور نمیکند. تجربه هفتههای اخیر جنگ نشان داد حتی تثبیت قیمت نفت در محدوده ۹۰ تا ۱۰۰ دلار هم میتواند برای اقتصاد جهانی ــ و بهویژه اقتصاد آمریکا ــ به اندازه کافی دردسرساز باشد. مسئله اصلی نه «شوک قیمتی نمایشی»، بلکه ماندگاری قیمتهای بالاتر انرژی در شرایطی است که اقتصاد جهان هنوز از زیر بار تورم، بدهی و نرخ بهره بالا خارج نشده است.بازار نفت پس از جهش اولیه (پس از بسته شدن تنگه هرمز)، با مداخلات سیاسی و خبرسازی درباره آزادسازی ذخایر استراتژیک، از مسیر جهشهای افراطی منحرف شد. اما این به معنای بیاثر شدن شوک جنگ نیست. قیمت نفت حوالی ۹۰ تا ۱۰۰ دلار، در اقتصاد آمریکا که خانوارهایش هنوز هزینه تورم سالهای گذشته را میپردازند، بهمراتب اثر فرسایندهتری دارد تا یک جهش کوتاهمدت و نوسانی.
نقطه کانونی این فشار، هسته تورم آمریکاست؛ جایی که سیاستگذار پولی بیش از هر چیز به آن حساس است. افزایش قیمت انرژی، حتی اگر مستقیماً در تورم کلی مهار شود، از مسیر حملونقل، خدمات و قیمت کالاهای مصرفی به تورم هسته نشت میکند. نتیجه روشن است:
فدرال رزرو نمیتواند بهراحتی وارد فاز کاهش نرخ بهره شود، هزینه بدهی خانوار و بنگاه بالا میماند و فشار معیشتی تشدید میشود. این همان جایی است که موضوع «تورم» جای خود را به مسئله مهمتری میدهد: قدرت خرید خانوار.
نکته کلیدی آن است که سیاستگذار آمریکایی بیش از آن که نگران عدد تورم باشد، نگران نارضایتی طبقه متوسط است. شوکهای کوچک انرژی ــ حتی ۱۰ یا ۱۵ دلار افزایش قیمت نفت ــ در شرایط فعلی میتواند اثر روانی و واقعی بزرگی بر سبد هزینه خانوار بگذارد. بنزین گرانتر، هزینه رفتوآمد بالاتر و فشار بیشتر بر کالاهای روزمره، دقیقاً همان عواملی است که مستقیماً به رفتار رأیدهندگان گره میخورد.
از این زاویه، نفت ۹۰ دلاری یک متغیر صرفاً اقتصادی نیست؛ یک متغیر انتخاباتی است. دولت آمریکا ــ و در افق نزدیکتر، شخص ترامپ ــ برای بازسازی پایگاه رأی خود به رضایت طبقه متوسط نیاز دارد. اما انرژی گران، دست سیاستگذار را میبندد: نه میتوان نرخ بهره را پایین آورد، نه میتوان فشار هزینهای خانوار را نادیده گرفت. به همین دلیل است که تلاش هایی نظیر آزادسازی ذخایر بیشتر شبیه «خبردرمانی» توصیف میشود تا یک راهحل واقعی.
نکته مهمتر این که اثر تنگه هرمز فقط به نفت محدود نیست. اختلال در این گلوگاه، بازار LNG و بهویژه بازار کودهای شیمیایی را هم تحت فشار قرار داده است. طبق دادههای موجود، سهم بالایی از تولید و صادرات اوره به این منطقه وابسته است و افزایش قیمت کود، با یک وقفه زمانی، به گرانی محصولات کشاورزی و تشدید تورم غذایی منجر میشود. این همان مسیری است که شوک انرژی را به سفره خانوار آمریکایی و اروپایی وصل میکند.
جمعبندی تحلیل روشن است:
اقتصاد جهانی امروز آنقدرآسیب پذیر شده است که به جهشهای هالیوودی قیمت نفت نیازی ندارد. نفت ۹۰ دلاری، اگر ماندگار شود، برای تحت فشار قرار دادن تورم هسته، قفلکردن سیاست پولی و فرسایش قدرت خرید طبقه متوسط کاملاً کافی است. در چنین شرایطی، جنگ فقط در میدان نظامی تعیینکننده نیست؛ در پمپبنزینها، اقساط و سبد خرید خانوارها ادامه پیدا میکند.
با اقتباس از تحلیل میلاد سالمی در تمام رخ مدیا
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


