ترامپ که از رژیم‌چنج در ایران سخن می‌گفت، اکنون برای بازگشایی تنگه هرمز تنها مانده و با پاسخ منفی جهان روبه رو شده است

رمزگشایی از «نه» به ترامپ

نویسنده: یوسفی

مترجم:

​​​​​​​

بعد تجاوز آمریکا به خاک ایران و ترور رهبر شهید انقلاب ، ایران برای یک موازنه قدرت اجازه عبور کشتی های مرتبط با آمریکا و کشورهای حامی آمریکا را از تنگه هرمز نداد. این بحران بزرگی برای آمریکا ایجاد کرد و واکنش متحدان غربی به درخواست واشنگتن برای مشارکت در عملیات نظامی در تنگه هرمز، نشانه استیصال آمریکایی ها در خلیج فارس است؛ لحظه‌ای که نشان می‌دهد سیاست اعلامی دونالد ترامپ علیه ایران، نه‌تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه حتی در بسیج متحدان سنتی آمریکا نیز با شکست مواجه شده است.
دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر با ادبیاتی تهاجمی از تغییر معادلات قدرت در ایران سخن می‌گفت. در برخی اظهارات حتی این تصور القا می‌شد که تحولات سیاسی در تهران می‌تواند با فشار خارجی به سمت  تغییر رژیم  پیش برود یا دست‌کم شکل‌گیری یک رهبری جدید در ایران در چارچوبی هماهنگ با واشنگتن رخ دهد. اما امروز، در میانه بحرانی که به تنگه هرمز رسیده، واقعیت صحنه چیز دیگری را نشان می‌دهد: نه تنها آن اهداف بلندپروازانه محقق نشده، بلکه ایالات متحده برای باز نگه داشتن یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان نیز ناچار شده دست یاری به سوی متحدانش دراز کند.
واشنگتن در روزهای اخیر از مجموعه‌ای از شرکای خود درخواست کرده در یک مأموریت دریایی برای امن‌سازی یا آزادسازی تنگه هرمز مشارکت کنند؛ اقدامی که به‌خوبی نشان می‌دهد برخلاف روایت اولیه، آمریکا حتی برای مدیریت پیامدهای جنگ نیز به تنهایی قادر به عمل نیست. اما پاسخ‌ها از پایتخت‌های جهان، تصویری کاملاً متفاوت از آنچه کاخ سفید انتظار داشت ترسیم کرده است.
در اروپا، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و یونان صریحاً اعلام کردند در عملیات نظامی در تنگه هرمز مشارکت نخواهند کرد. برلین تأکید کرد این جنگ «جنگ آلمان نیست»، مادرید هرگونه مشارکت در عملیات نظامی را رد کرد و آتن نیز اعلام کرد وارد چنین مأموریتی نخواهد شد. این مواضع، به‌ویژه از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و متحدان سنتی واشنگتن، پیامی روشن دارد: اروپا تمایلی ندارد در جنگی که می‌تواند کل دنیا را شعله‌ور کند، وارد میدان شود.
در آسیا و اقیانوسیه نیز وضعیت تفاوتی نداشت. ژاپن اعلام کرد برنامه‌ای برای اعزام ناوهای اسکورت به منطقه ندارد و استرالیا نیز از اعزام کشتی جنگی به تنگه هرمز خودداری کرد. حتی کشورهایی که به‌طور سنتی در چارچوب ائتلاف‌های امنیتی با آمریکا همکاری نزدیک دارند، این‌بار ترجیح دادند فاصله خود را از یک رویارویی مستقیم با ایران حفظ کنند.
مجموع این مواضع، تصویری کم‌سابقه از انزوای عملی آمریکا در یک بحران بزرگ منطقه‌ای را به نمایش می‌گذارد. واشنگتن که تصور می‌کرد می‌تواند با یک ائتلاف گسترده بین‌المللی، فشار حداکثری بر ایران وارد کند، اکنون با واقعیتی مواجه شده که در آن حتی نزدیک‌ترین شرکای غربی نیز حاضر نیستند هزینه ورود به چنین جنگی را بپردازند.
این وضعیت، شکافی عمیق میان اهداف اعلامی ترامپ و ظرفیت واقعی آمریکا در صحنه بین‌المللی را آشکار می‌کند. دولتی که در آغاز بحران از تغییر موازنه قدرت در تهران و حتی سناریوهای رژیم‌چنج سخن می‌گفت، اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که برای مدیریت یک بحران دریایی نیز نیازمند همراهی دیگران است؛ همراهی‌ای که تا این لحظه از سوی بسیاری از کشورها رد شده است.
از منظر ژئوپلیتیک، این تحولات نشان می‌دهد بحران خلیج فارس دیگر صرفاً یک تقابل دوجانبه نیست، بلکه آزمونی برای جایگاه رهبری آمریکا در نظام بین‌الملل نیز محسوب می‌شود. وقتی متحدان کلیدی از مشارکت در عملیات نظامی فاصله می‌گیرند، پیام آن فراتر از یک تصمیم تاکتیکی است: نشانه‌ای از تردید نسبت به راهبردی که واشنگتن در پیش گرفته است.
در نهایت، آنچه امروز در صحنه جهانی دیده می‌شود، بیش از هر چیز شکست یک اراده سیاسی است. اراده ای که با وعده تغییر معادلات در ایران آغاز شد، اکنون به جایی رسیده که رئیس‌جمهور آمریکا برای باز نگه داشتن تنگه هرمز ناچار شده از دیگران درخواست کمک کند؛ درخواستی که تاکنون با پاسخ سرد بسیاری از پایتخت‌های جهان مواجه شده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده