طلوع اقتصاد پساآمریکایی با استراتژی ابتکاری ایران
استراتژی ایران در مدیریت بحران انرژی، بازار جهانی نفت را دگرگون کرده و معادله امنیت–اقتصاد در غرب آسیا را به نفع همگرایی منطقهای تغییر داده استنویسنده:
مترجم:
تحولات اخیر در تنگه هرمز تنها یک منازعه نظامی یا تنش ژئوپلیتیک نبود، بلکه به نقطه عطفی در معادلات اقتصاد جهانی انرژی تبدیل شد. کارزار مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران که با هدف مهار بازار انرژی و حفظ برتری امنیتی در منطقه طراحی شده بود، نهتنها به اهداف خود نرسید، بلکه به بزرگترین شوک عرضه در بازار نفت طی دهههای اخیر انجامید. اکنون نشانهها حاکی از شکلگیری نظمی تازه در اقتصاد انرژی غرب آسیاست؛ نظمی که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «اقتصاد پساآمریکایی» یاد میکنند.
شوک بیسابقه در بازار جهانی نفت
با تشدید درگیریها و بسته شدن هوشمندانه تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان با اختلالی کمسابقه مواجه شد. برآوردها نشان میدهد صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس روزانه بین ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه کاهش یافته است؛ رقمی که به سرعت بازار جهانی را دچار کمبود عرضه کرد.
در این میان، عراق به دلیل تکمیل ظرفیت ذخیرهسازی ناچار شد تولید برخی از بزرگترین میادین خود را متوقف کند و کویت نیز تولید را تنها به اندازه مصرف داخلی کاهش داد. پیامد این تحولات جهش بیش از ۳۰ دلاری قیمت نفت از ابتدای جنگ رمضان بود؛ بهگونهای که قیمت هر بشکه نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد.
به گزارش تسنیم، این افزایش قیمت در شرایطی رخ داد که حتی آزادسازی بیسابقه ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک جهانی نیز نتوانست از رشد قیمتها جلوگیری کند. تلاش آرامکوی عربستان برای افزایش عرضه از مسیر دریای سرخ نیز به دلیل ظرفیت محدود این مسیر (حدود ۳ میلیون بشکه در روز) نتوانست جایگزین ۶ میلیون بشکه نفت عبوری از تنگه هرمز شود.
بحران انرژی در غرب و نشانههای اختلال جهانی
پیامدهای بحران تنها به بازار نفت محدود نماند. مؤسسات معتبر اقتصادی از جمله «آکسفورد اکونومیکس» هشدار دادهاند که افزایش بهای انرژی به سرعت به تورم مواد غذایی و کالاهای اساسی در اروپا سرایت خواهد کرد.
نشانههای اولیه این اختلال نیز آشکار شده است. شرکت پالایشگاهی ساینوپک چین اعلام کرده تولید خود را حدود ۱۰ درصد کاهش داده و در سوی دیگر، استرالیا با ذخایر محدود ۳۶ روزه بنزین، ناچار به کاهش استانداردهای کیفیت سوخت شده است. این تحولات نشان میدهد شوک عرضه انرژی به سرعت در حال سرایت به سایر بخشهای اقتصاد جهانی است.
ناکامی تلاشها برای بازگشایی تنگه هرمز
در واکنش به این وضعیت، آمریکا تلاش کرد با ترکیبی از فشار نظامی و دیپلماسی، جریان عبور نفت از تنگه هرمز را احیا کند. طرح ایجاد ائتلاف بینالمللی برای اسکورت نفتکشها با مشارکت قدرتهایی مانند بریتانیا، فرانسه، ژاپن و کره جنوبی مطرح و حتی تهدیدهای نظامی گستردهای نیز علیه ایران اعلام شد.
با این حال، واقعیتهای میدانی مسیر دیگری را رقم زد. هیچیک از قدرتهای بزرگ جهانی به طرح اعزام ناوگان برای محافظت از کشتیها پاسخ مثبت ندادند و طرح اسکورت دریایی عملاً به مرحله اجرا نرسید. در نتیجه، حتی یک کشتی تجاری نیز تحت اسکورت این طرح وارد تنگه هرمز نشد.
در سطح عملیاتی نیز گزارشهای بینالمللی از حمله به دستکم ۱۷ کشتی تجاری در منطقه حکایت دارد؛ رخدادهایی که موجب شد شرکتهای بیمه و کشتیرانی ریسک عبور از این مسیر را بسیار بالا ارزیابی کنند. تحلیلگران صنعت حملونقل دریایی هشدار دادهاند که حتی با اسکورت نظامی نیز احتمال بازگشت سریع به جریان عادی انتقال نفت بسیار پایین است و در بهترین حالت تنها حدود ۱۰ درصد از جریان معمول ممکن است برقرار شود.
اهرم هرمز و تغییر معادله اقتصاد–امنیت
در چنین شرایطی، تنگه هرمز به یک اهرم ژئوپلیتیک تعیینکننده در معادلات جهانی انرژی تبدیل شده است. ادامه انسداد این شاهراه نهتنها بازار نفت، بلکه ساختار اقتصاد کشورهای مصرفکننده را نیز تحت فشار قرار داده است؛ بهگونهای که برخی تحلیلها احتمال افزایش قیمت نفت تا سطوح بیسابقهای همچون ۲۱۵ دلار در هر بشکه را مطرح کردهاند.
در سوی دیگر این معادله، ایران توانسته است ابتکار عمل را در دست بگیرد و از ظرفیت ژئوپلیتیک خود برای ایجاد یک چارچوب تازه در روابط اقتصادی و امنیتی منطقه استفاده کند. در این راهبرد، بازگشایی تنگه هرمز صرفاً به معنای پایان درگیریها تلقی نمیشود، بلکه به مجموعهای از امتیازات راهبردی از جمله کاهش فشارهای تحریمی، توسعه همکاریهای مالی غیردلاری، سرمایهگذاریهای زیرساختی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده گره خورده است.
دیپلماسی انرژی در سایه اقتدار منطقهای
تحولات اخیر همچنین نشاندهنده پیوند میان قدرت میدانی و دیپلماسی اقتصادی در راهبرد جدید ایران است. در این چارچوب، استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز به ابزاری برای شکلدهی به شبکهای از همکاریهای منطقهای تبدیل شده است.
نشانههای اولیه این روند در رایزنیهای اقتصادی و انرژی با برخی بازیگران آسیایی از جمله هند دیده میشود؛ مذاکراتی که هدف آن تعیین تکلیف محمولههای نفتی، آزادسازی منابع مالی و گسترش همکاریهای اقتصادی در چارچوبی جدید است.بحران تنگه هرمز نشان داد که رقابتهای ژئوپلیتیک در عصر انرژی بیش از آن که صرفاً نظامی باشند، به میدان پیچیدهای از اقتصاد، امنیت و دیپلماسی تبدیل شدهاند. شوک عرضه نفت، ناکامی تلاشها برای بازگشایی سریع این گذرگاه و افزایش فشار بر اقتصادهای مصرفکننده، همگی از شکلگیری معادلهای تازه در بازار جهانی انرژی حکایت دارد. در این معادله جدید، تنگه هرمز نهتنها یک گذرگاه حیاتی انرژی، بلکه به نقطه کانونی شکلگیری نظم اقتصادی تازه در غرب آسیا تبدیل شده است؛ نظمی که میتواند آغازگر دورهای تازه در مناسبات انرژی و تجارت منطقهای باشد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


