خون شیعیان لبنان خونخواه میخواهد
در اولین روز آتشبس ، دشمن صهیونیستی با حمله غافلگیرکننده به بیروت، بیش از ۳۰۰ نفر از بهترین فرزندان مقاومت را به شهادت رساندنویسنده: حامدشیخ پور
مترجم:
جنایت سنگینی که رژیم ملعون صهیونی از ظهر دیروز علیه لبنان آغاز کرده، به اذعان کارشناسان نظامی، بزرگترین تجاوز خارجی در تاریخ این کشور و در مقیاس یک نسلکشی و جنایت علیه بشریت است. گزارشهای دریافتی از صلیب سرخ لبنان، بیانگر یک فاجعه بزرگ انسانی است. «یسرائیل کاتز» وزیر جنگ رژیم جنایتکار هم اعلام کرد که «ضربه امروز ما به لبنان، از ضربه عملیات پیجرها هم سنگینتر بوده است.» خبرنگار شبکه الجزیره قطر در بیروت نیز تأکید کرد که «این نگرانی وجود دارد که حمله به لبنان، مقدمه یک اقدام بزرگتر علیه این کشور باشد.»اما آنچه مهم است این است که این فاجعه بزرگ، اگر هماکنون از سوی محور مقاومت و در رأس آن ایران، پاسخی سنگین نگیرد، نهتنها تبدیل به معادلهای معکوس به ضرر ایران و مقاومت خواهد شد بلکه دستاوردهای پیروزی ایران در جنگ را بر باد خواهد داد.
پس از پیروزی آشکار ایران در جنگ ۴۰ روزه و بهطور ویژه از بامداد دیروز و بلکه از آغاز جنگ، مستضعفان جهان و بهخصوص شیعیان منطقه، احساس اقتدار و شجاعتی بیش از پیش کردهاند و ایران را بهعنوان یک ابرقدرت نوظهور منطقهای، پدر و حامی اصلی خود میدانند که با اتکای به قدرت آن، میتوانند تحولات بزرگی را رقم بزنند تا جایی که در لبنان، شخصیتی مسیحی مانند «سلیمان فرنجیه» هم اعلام کرد که وقت آن رسیده که دولت وابسته و غربگرای «سلام» و «عون» سرنگون شود و دولت مقاومت روی کار بیاید؛ با اینحال، رژیم صهیونی، ساعتی بعد، شدیدترین حملات وحشیانه خود طی سالهای اخیر را علیه لبنان آغاز کرد و به نظرم میرسد اگر با همین سرعت تا شب پیش برود، تعداد شهدای لبنانی در همین یک نصف روز جنگ، با آمار کل شهدای ایرانی در طول ۴۰ روز اخیر برابری کند.
علت این فاجعهآفرینی جدید چیست؟
پس از پیروزی قاطع جمهوری اسلامی ایران بر آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، فضای داخلی این دو بهشدت به هم ریخته و حجم عظیمی از اعتراضات و انتقادات به عملکرد مقامات دولتی آنها در رسانهها، کنگره و کنست و شبکههای اجتماعی، فوران کرده است.
به گفته برخی تحلیلگران صهیونیست، سقوط بنیامین نتانیاهو و دولتش به علت فضاحتی که به بار آورد و شکست سنگینی که از ایران و حزبا... لبنان خورد، تقریباً قطعی است؛ لذا سعی کرد در آخرین لحظات، با حملات وحشیانه و خونین به لبنان، جلوی سرنگونی خود و احتضار دولت نامشروعش را بگیرد.
چه باید کرد؟
هماکنون رژیم منحوس، انتظار دارد که ایران یا دیگر اجزای محور مقاومت، با شلیک موشک به این جنایات پاسخ دهند تا با یک تیر، دو نشان بزند؛ هم مذاکرات روز جمعه آمریکا با ایران در اسلامآباد از طریق واسطه پاکستانی را به هم بزند و هم دستاویزی برای بهآتشکشیدن مجدد منطقه بیابد؛ لذا هر نوع پاسخی باید کاملاً هوشمندانه و حسابشده باشد و به نظر میرسد تعلل ایران در ورود به این صحنه تا این لحظه هم ناشی از همین ضرورت بررسی ابعاد ماجرا باشد.
خسارتی که اکنون باید به رژیم وارد شود، باید بهقدری سنگین باشد که دولت نتانیاهو را به این جمعبندی فوری برساند که اگر بخواهد این حجم از جنایات را ادامه دهد زودتر از وضعیتی سرنگون خواهد شد که بدون ارتکاب جنایت به آن دست مییابد؛ لذا یک پیشنهاد راهبردی، هدف قرار دادن نخاع انرژی این رژیم یعنی میادین نفتی لویاتان، شورون، کارنیش و تامار است که سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز دیروز در توئیتی اشاره کرده بود که در صورت حماقت رژیم، سپاه آنها را به آتش خواهد کشید.
متأسفانه دولت صهیونیستی حاکم بر لبنان تا این لحظه در قبال این فاجعه، سکوت اختیار کردهاست. یک یا چند مقام ایرانی بلافاصله باید موضعگیری جدی کنند. بیشترین حرفی که اکنون در کف خیابانهای لبنان از مردم شنیده میشود، این است که «ایران کجاست؟ ما بهخاطر دفاع از ایران در این مدت، با رژیم جنگیدیم و شهدای زیادی را تقدیم کردیم.»
درمجموع، پاسخی که به فاجعه دیروز داده میشود، باید پاسخی خلاقانه و مبتکرانه باشد تا محاسبات این رژیم سفاک را به هم بریزد و سرعت غرقشدن آن در این گرداب را تسریع کند؛ ترکیبی از اقدامات فوری دیپلماتیک و موضعگیری تند و فوری مقامات ایرانی به خصوص «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان، در کنار یک سلسلهعملیات نظامی ضربتی و شدید بهگونهای که باعث سرگیجه رژیم و اضمحلال سیاسی نتانیاهو شود.
همین امروز اگر به یاری لبنان نشتابیم، میتوان گفت به آغاز پایان حضور ایران در لبنان رسیدهایم.
پس از پیروزی آشکار ایران در جنگ ۴۰ روزه و بهطور ویژه از بامداد دیروز و بلکه از آغاز جنگ، مستضعفان جهان و بهخصوص شیعیان منطقه، احساس اقتدار و شجاعتی بیش از پیش کردهاند و ایران را بهعنوان یک ابرقدرت نوظهور منطقهای، پدر و حامی اصلی خود میدانند که با اتکای به قدرت آن، میتوانند تحولات بزرگی را رقم بزنند تا جایی که در لبنان، شخصیتی مسیحی مانند «سلیمان فرنجیه» هم اعلام کرد که وقت آن رسیده که دولت وابسته و غربگرای «سلام» و «عون» سرنگون شود و دولت مقاومت روی کار بیاید؛ با اینحال، رژیم صهیونی، ساعتی بعد، شدیدترین حملات وحشیانه خود طی سالهای اخیر را علیه لبنان آغاز کرد و به نظرم میرسد اگر با همین سرعت تا شب پیش برود، تعداد شهدای لبنانی در همین یک نصف روز جنگ، با آمار کل شهدای ایرانی در طول ۴۰ روز اخیر برابری کند.
علت این فاجعهآفرینی جدید چیست؟
پس از پیروزی قاطع جمهوری اسلامی ایران بر آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، فضای داخلی این دو بهشدت به هم ریخته و حجم عظیمی از اعتراضات و انتقادات به عملکرد مقامات دولتی آنها در رسانهها، کنگره و کنست و شبکههای اجتماعی، فوران کرده است.
به گفته برخی تحلیلگران صهیونیست، سقوط بنیامین نتانیاهو و دولتش به علت فضاحتی که به بار آورد و شکست سنگینی که از ایران و حزبا... لبنان خورد، تقریباً قطعی است؛ لذا سعی کرد در آخرین لحظات، با حملات وحشیانه و خونین به لبنان، جلوی سرنگونی خود و احتضار دولت نامشروعش را بگیرد.
چه باید کرد؟
هماکنون رژیم منحوس، انتظار دارد که ایران یا دیگر اجزای محور مقاومت، با شلیک موشک به این جنایات پاسخ دهند تا با یک تیر، دو نشان بزند؛ هم مذاکرات روز جمعه آمریکا با ایران در اسلامآباد از طریق واسطه پاکستانی را به هم بزند و هم دستاویزی برای بهآتشکشیدن مجدد منطقه بیابد؛ لذا هر نوع پاسخی باید کاملاً هوشمندانه و حسابشده باشد و به نظر میرسد تعلل ایران در ورود به این صحنه تا این لحظه هم ناشی از همین ضرورت بررسی ابعاد ماجرا باشد.
خسارتی که اکنون باید به رژیم وارد شود، باید بهقدری سنگین باشد که دولت نتانیاهو را به این جمعبندی فوری برساند که اگر بخواهد این حجم از جنایات را ادامه دهد زودتر از وضعیتی سرنگون خواهد شد که بدون ارتکاب جنایت به آن دست مییابد؛ لذا یک پیشنهاد راهبردی، هدف قرار دادن نخاع انرژی این رژیم یعنی میادین نفتی لویاتان، شورون، کارنیش و تامار است که سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز دیروز در توئیتی اشاره کرده بود که در صورت حماقت رژیم، سپاه آنها را به آتش خواهد کشید.
متأسفانه دولت صهیونیستی حاکم بر لبنان تا این لحظه در قبال این فاجعه، سکوت اختیار کردهاست. یک یا چند مقام ایرانی بلافاصله باید موضعگیری جدی کنند. بیشترین حرفی که اکنون در کف خیابانهای لبنان از مردم شنیده میشود، این است که «ایران کجاست؟ ما بهخاطر دفاع از ایران در این مدت، با رژیم جنگیدیم و شهدای زیادی را تقدیم کردیم.»
درمجموع، پاسخی که به فاجعه دیروز داده میشود، باید پاسخی خلاقانه و مبتکرانه باشد تا محاسبات این رژیم سفاک را به هم بریزد و سرعت غرقشدن آن در این گرداب را تسریع کند؛ ترکیبی از اقدامات فوری دیپلماتیک و موضعگیری تند و فوری مقامات ایرانی به خصوص «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان، در کنار یک سلسلهعملیات نظامی ضربتی و شدید بهگونهای که باعث سرگیجه رژیم و اضمحلال سیاسی نتانیاهو شود.
همین امروز اگر به یاری لبنان نشتابیم، میتوان گفت به آغاز پایان حضور ایران در لبنان رسیدهایم.
10 صفحه اول


