همدلی به وقت «نیم‌شب»

نگاهی به مضامین فیلم محمدحسین مهدویان که در زمان جنگ 12 روزه می‌گذرد، اما حکایت این روزهای ایران است

نویسنده: مائده کاشیان

مترجم:


تجاوز اسرائیل به کشورمان در اواخر بهار 1404، باعث شد که محمدحسین مهدویان فیلم جدیدش «نیم‌شب» را با محوریت یکی از اتفاقات واقعی آن دوران یعنی عملیات خنثی کردن بمبی منفجرنشده در نزدیکی دو بیمارستان، جلوی دوربین ببرد. «نیم‌شب» در دل این ماجرا، قصه همدلی و اتحاد مردم را نیز روایت کرده است؛ حالا در روزگاری که ایران دوباره هدف حمله متجاوزان آمریکایی – صهیونی قرار گرفته و جلوه‌های درخشانی از همبستگی و وحدت مردم را از ابتدای جنگ رمضان در سراسر ایران دیده‌ایم، این فیلم روی پرده سینماهاست و مفاهیمی مانند انسجام و وحدت ملی، فداکاری در راه وطن و همدلی را به تصویر کشیده است. «نیم‌شب» به پشتوانه قصه و البته تبلیغات گسترده‌اش، با فروش تقریبا دو میلیارد و 700 میلیونی، همچنین حدود 35 هزار مخاطب،توانسته با اختلاف زیاد نسبت به سه فیلم دیگر اکران نوروز، در جایگاه اول قرار بگیرد.

​​​​​​​
ایثار و فداکاری کادر درمان
وجود تهدیدی مانند یک بمب عمل‌‌نکرده، جان مردم و بیماران دو بیمارستان نزدیک بمب را در معرض خطر قرار می‌دهد؛ به این ترتیب کادر درمان و پرستاران برای حفاظت از جان مردم وارد عمل می‌شوند و تا پای جان از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. «نیم‌شب» در یکی از موقعیت‌های قصه به خوبی نشان می‌دهد که کادر درمان نه برحسب وظیفه و مسئولیت، حتی زمانی که در موقعیت انتخاب قرار می‌گیرند نیز پا پس نمی‌کشند و با ایثار، فداکاری و شجاعت، اولویتی جز نجات جان مردم ندارند.
وحدت و همدلی در دل «شفق»
موقعیت خطرناکی که پیش می‌آید، بیماران و اهالی ساختمان‌های نزدیک بمب را راهی پارک شفق در محله یوسف‌آباد می‌کند. در نتیجه، جمعیتی از مردم با افکار، عقاید و سبک زندگی مختلف به ناچار دور یکدیگر جمع می‌شوند. این همزیستی اجباری متناسب با شرایط بحرانی و جنگ، آرام آرام به صحنه‌ای برای نمایش اتحاد، همدلی و وحدت تبدیل می‌شود. در موقعیت خاصی که فیلم به تصویر می‌کشد، اختلافات و تفاوت‌ها رنگ می‌بازند، ایثار، فداکاری و شجاعت تکثیر می‌شود، سرانجام گویی همه با یکدیگر به نوعی صلح می‌رسند و شب را به صبح می‌رسانند. زن سالمند ارمنی که تصویر فرزند شهید خود را در دست دارد، دختر بی‌خانمان و معتاد، همچنین جوان پارکورکار، هرکدام تکه‌هایی از پازل وحدت، همدلی و اتحاد در قصه «نیم‌شب» هستند.
عشق و ایمان به وطن
چه در زمان جنگ 12 روزه و چه در جنگ رمضان، کم نبودند افرادی که در همین بحبوحه جنگ و در شرایطی که سایه جنگ همچنان بر سر کشور وجود داشت، تصمیم گرفتند به سرزمین‌شان ایران بازگردند و «وطن» برای‌شان معنای دوباره‌ای پیدا کرد. بنابراین روایت «نیم‌شب» از پرستار جوانی که پس از پایان آن نیمه‌شب، عشق به وطن دوباره در وجودش جان می‌گیرد، قصه‌ای خیالی و غیرقابل باور نیست. علاوه بر این کاراکتر، دیگر شخصیت‌های داستان نیز هرکدام به سهم خود جلوه‌ای از وطن‌پرستی را در موقعیت‌های مختلف به نمایش می‌گذارند و این مفهوم در فیلم جاری است.
10 صفحه اول