در آستانه پایان آتشبس، تصمیم ترامپ برای تمدید آن- در پی ناکامیهای میدانی و بنبست مذاکرات- بهعنوان نشانهای از تغییر محاسبات راهبردی آمریکا و عقبنشینی تدریجی از لبه تهدید نظامی ارزیابی میشود
واشنگتن در بنبست خودساخته
نویسنده: جعفر یوسفی
مترجم:
در شرایطی که تنها چند ساعت به پایان مهلت آتشبس موقت میان ایران و آمریکا باقی مانده بود، تصمیم ترامپ برای تمدید این وضعیت، بیش از آنکه یک اقدام مصلحانه یا دیپلماتیک تلقی شود، نشانهای از تغییر در محاسبات راهبردی این کشور بهنظر میرسد. این تمدید در بستر مجموعهای از ناکامیهای میدانی، بنبست در مذاکرات و ناتوانی در تحقق اهداف اعلامی، معنایی فراتر از یک وقفه موقت دارد و بهعنوان نشانهای از عقبنشینی تدریجی از لبه تهدید نظامی تلقی میشود.در لایه نخست، واقعیت صحنه این است که آمریکا در هفتههای اخیر، بهرغم تشدید لفاظیهای تهاجمی، نتوانسته است ترجمه عملی قابلاتکایی از این تهدیدات ارائه دهد. نهتنها عملیات نظامی جدیدی آغاز نشده، بلکه حتی در حفظ سطح پیشین فشار نیز نوعی احتیاط مشهود است. تمدید آتشبس، در چنین فضایی، بیشتر به معنای خرید زمان برای خروج از یک موقعیت پرهزینه است تا تلاشی برای بازگشت به درگیری؛ هرچند که اگر راه خروج را پیدا نکند، قطعا دوباره خودش را در مرداب جنگ خواهد انداخت.اما در لایه دوم، باید به رفتار بازیگران نگاه دقیقتری انداخت. در سوی آمریکایی، آنچه بیش از هر عامل دیگری به انسداد مذاکرات دامن زده، رویکرد زیادهخواهانه و حداکثری دولت دونالد ترامپ است؛ رویکردی که با طرح مطالباتی فراتر از چارچوبهای قابلقبول برای ایران، عملاً مسیر هرگونه توافق را مسدود کرده است. به زبان ساده، آمریکاییها باز هم با رویکرد تسلیم ایران و همان استراتژی صلح از طریق زور پا به اسلام آباد گذاشتند. این وضعیت باعث شده تیم آمریکایی در موقعیتی دوگانه قرار گیرد: از یکسو نمیتواند از مطالبات اعلامی خود عقبنشینی آشکار کند و از سوی دیگر، ابزار مؤثری برای تحمیل آن نیز در اختیار ندارد.در مقابل، تیم دیپلماسی ایران با اتخاذ راهبردی مبتنی بر مقاومت فعال و پرهیز از واکنشهای شتابزده، توانسته این تناقض را تشدید کند. عدم پذیرش شروط یکجانبه، در کنار مدیریت صحنه داخلی و جلوگیری از شکلگیری شکافهای سیاسی، موجب شده طرف آمریکایی با نوعی سردرگمی و استیصال مواجه شود. بهعبارت دقیقتر، ایران نهتنها در زمین مذاکره عقب ننشسته، بلکه قواعد بازی را نیز بهگونهای تنظیم کرده که هزینه تداوم بنبست برای واشنگتن افزایش یابد. هرچند که تقریبا تمام ابزار آمریکا در راستای تحقق هدف اختلاف افکنی و شکاف اجتماعی فعال شده و چشم امید زیادی به آن دارند.در این میان، چند متغیر کلیدی نقش تعیینکنندهای در رفتار اخیر آمریکا داشتهاند. نخست، سطح آمادگی نظامی جمهوری اسلامی برای مواجهه با هرگونه سناریوی تشدید تنش است؛ نکتهای که پیشتر نیز در گزارش مفصل روزنامه خراسان در تاریخ ۳۱ فروردین با عنوان «میدان، آمادهتر از هر زمان» بهصورت مستند مورد بررسی قرار گرفت. دوم، تداوم پشتیبانی اجتماعی از رویکرد مقاومت، که برخلاف برخی برآوردهای اولیه، نهتنها تضعیف نشده بلکه در بسیاری موارد تقویت شده است. این پشتوانه اجتماعی، عملاً امکان بهرهبرداری آمریکا از ابزار فشار افکار عمومی را محدود کرده است.متغیر سوم، فشارهای فزاینده بینالمللی بر آمریکا برای مهار تنشهاست. متحدان اروپایی واشنگتن، که از تبعات اقتصادی و امنیتی یک درگیری گسترده نگراناند، تمایل چندانی به همراهی با سناریوهای تهاجمی ندارند. این شکاف در جبهه غرب، قدرت مانور آمریکا را بهطور محسوسی کاهش داده و آن را به سمت گزینههای کمهزینهتر، مانند تمدید آتشبس، سوق داده است.
با این حال، در لایه سوم تحلیل، نباید از اهداف پنهانتر واشنگتن غافل شد. یکی از امیدهای اصلی آمریکا، ایجاد شکاف در داخل ایران و القای نوعی غفلت امنیتی در فضای پساآتشبس است. تجربههای پیشین نشان داده که دورههای کاهش تنش، میتواند به بستر مناسبی برای عملیاتهای اطلاعاتی و روانی تبدیل شود. از این منظر، تمدید آتشبس الزاماً به معنای کاهش خصومت نیست، بلکه میتواند بخشی از یک بازآرایی برای فشارهای غیرمستقیم و طبیعتا مقدمه چینی برای شروع تجاوز مجدد باشد.در برابر این راهبرد، ایران نیز دو ابزار کلیدی را در اختیار دارد که بهنظر میرسد در دوره پیشرو نقش پررنگتری ایفا خواهند کرد. نخست، ظرفیت کنترل و اثرگذاری بر تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان؛ ابزاری که حتی بدون استفاده مستقیم، میتواند بهعنوان یک اهرم بازدارنده مؤثر عمل کند. دوم، حفظ «سایه جنگ» بر منافع آمریکا در منطقه؛ به این معنا که تهران با مدیریت سطحی از تنش کنترلشده، هزینههای بالقوه هرگونه اقدام نظامی را برای واشنگتن در سطحی بالا نگه دارد.در مجموع، تمدید آتشبس را باید نه پایان یک بحران، بلکه ورود به فاز پیچیدهتری از رقابت راهبردی دانست؛ فازی که در آن، بازیگران بیش از آنکه بهدنبال پیروزیهای سریع باشند، در حال بازتنظیم ابزارها و سنجش دقیقتر هزینهها هستند. در این میان، آنچه بیش از هر چیز تعیینکننده خواهد بود، توانایی هر طرف در مدیریت همزمان سه میدان «نظامی»، «دیپلماتیک» و «ادراکی» است؛ میدانی که فعلاً نشانهها از برتری نسبی ایران در آن حکایت دارد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
سفارتخانه ها در خط مقدم رسانه
-
اسلحه زمان علیه آمریکا واقتصادجهان
-
بازگشت شهریه مهدهای کودک منتظر دستور تهران
-
تعویـق درآمدستانی برای حمایت از تولید
-
«نهجنگ نهصلح» برزخ خاکستری
-
مخالفت پرسپولیس بامعیاربودن جدول فعلی
-
در جست و جوی کابل های تلفن!
-
واشنگتن در بنبست خودساخته
-
فرمول عجیب ژنرال برای چینش سربازان
-
روایت «خون شریکی» در حوزه تمدنی ایران


