درباره جنگ چهارم
نویسنده: مهدی محمدی
مترجم:
اگر دوباره جنگی آغاز شود، جنگ چهارم خواهد بود نه فاز دوم از جنگ سوم. در این مرحله هدف آمریکا خروج از وضعیت تحقیر و شکست و هدف رژیم فرصت طلبی برای وارد کردن زخم های ماندگار خواهد بود.
این جنگ بر اساس محاسبات منطقی آغاز نخواهد شد. محاسبات منطقی می گوید آمریکا نباید بیش از این ضعف ارتش خود را آشکارسازی کند، باید راهی برای خروج از بحران بیابد و باید اسرائیل را بابت برآوردهای نادرست تنبیه و با آن فاصله گذاری کند.
اما در عمل داستان چیز دیگری است. جنگ احتمالا آغاز خواهد شد چون ترامپ از حیث روان شناختی نمی تواند شکست را بپذیرد، مرتبا اطلاعات نادرست دریافت می کند و این اطلاعات را چون خوشایند اوست، می پذیرد. ترامپ درصدد پیروزی نیست، انتقام می خواهد. این جنگی مبتنی بر احساسات ترامپ است نه عقلانیت راهبردی و نظامی آمریکا.
جنگ اکنون در نوعی وضعیت بن بست است و از سمت آمریکا عوامل غیرمنطقی آن را هدایت می کند نه محاسبات منطقی مبتنی بر طرح ریزی، راهبرد، وضعیت نیرویی و یا تناسب میان امکانات و اهداف. ترامپ می داند که همه فکر می کنند جنگ را باخته و می خواهد قضاوت ها را درباره خود تغییر بدهد. این جاست که روان شناسی بر راهبرد مقدم می شود.
از دید ایران این بار باید پیروزی کامل شود. کامل شدن پیروزی به معنای احیای بازدارندگی و ایجاد یک نظم جدید امنیتی است. بنابراین عملا خط قرمزی وجود نخواهد داشت. درک ایران از واقعیت جنگی این است که باید جنگ را از حیث زمانی و مکانی فراتر از برآورد دشمن ببرد. این روش جواب داده. مشکل اصلی راهبرد ترامپ این است که نمی تواند یک پایان بندی تعریف کند. حتی اگر رهبران ایران باز ترور شوند قطعا کسان دیگری جای آن ها را خواهند گرفت. حتی اگر زیرساخت ایران ضربه بخورد، نهایتا بازسازی خواهد شد همچنان که زیرساخت پتروشیمی همین حالا با سرعتی خیره کننده در حال بازسازی است.
ترور رهبران یا ضربه به زیرساخت، یعنی حداکثر کاری که ترامپ می تواند بکند، باز هم از دید کسانی که معتقدند ترامپ گند زده و جنگ را باخته، او را تبدیل به فرد پیروز نمی کند. آنچه گفته خواهد شد این است که او شکست خورده و در حال انتقام گیری کور است. او بازنده تر خواهد شد.
این جنگ می توانست یک نقطه تعادل داشته باشد و با آن ختم شود. آن نقطه تعادل می توانست درک این نکته از جانب آمریکا باشد که نباید در مسئله ایران مانند کودکان نابالغ دنبال اسرائیل راه بیفتد و این که رژیم در حال سوء استفاده از آمریکاست. اما ترامپ در حال از دست دادن فرصت درک این نقطه تعادل است.
وضعیت فعلی، ایران را ریسک پذیرتر خواهد کرد. تاریخ جنگ ها می گوید اجتناب از غافلگیری تقریبا غیرممکن است اما آنچه سرنوشت جنگ را معین می کند نه ضربه روزهای اول، بلکه روند جنگ در میان مدت و حفظ قدرت ریسک تا پایان آن است. این درسی است که ما از دو جنگ اول آموخته ایم.
فهم این موضوع که آغاز جنگ به معنای پیروزی در جنگ نیست احتمالا از سطح فهم ترامپ بسیار بالاتر است. نگاه به تاریخچه جنگ ها نشان می دهد در واقع هیچ وقت رابطه معناداری بین آغازکنندگان جنگ ها و طرف های پیروز وجود نداشته است. همیشه محاسبات غلط نهایتا بر هیجانات اولیه غالب می شود.
درس آخر را می توان از معمای زندانی در نظریه بازی ها گرفت. این معما نهایتا می گوید برخی تصمیمات در ابتدا چندان عقلانی به نظر نمی رسند ولی در ادامه جنگ معلوم می شود از خیلی تصمیمات دیگر بهترند. منطقه ای کردن جنگ توسط ایران یک نمونه واضح است. باز هم از این موارد هست. وقتش باید برسد.
سوال بزرگ این است: در آغاز یا در آستانه جنگ چهارم کدام تصمیم های ظاهرا غیرعقلانی و ریسکی را باید گرفت که در ادامه نبرد معلوم خواهد شد از همه تصمیم ها عقلانی تر است؟ این سوال سختی است اما خوشبختانه جواب دارد. جنگ چهارم نباید با
بن بست به پایان برسد.
این جنگ بر اساس محاسبات منطقی آغاز نخواهد شد. محاسبات منطقی می گوید آمریکا نباید بیش از این ضعف ارتش خود را آشکارسازی کند، باید راهی برای خروج از بحران بیابد و باید اسرائیل را بابت برآوردهای نادرست تنبیه و با آن فاصله گذاری کند.
اما در عمل داستان چیز دیگری است. جنگ احتمالا آغاز خواهد شد چون ترامپ از حیث روان شناختی نمی تواند شکست را بپذیرد، مرتبا اطلاعات نادرست دریافت می کند و این اطلاعات را چون خوشایند اوست، می پذیرد. ترامپ درصدد پیروزی نیست، انتقام می خواهد. این جنگی مبتنی بر احساسات ترامپ است نه عقلانیت راهبردی و نظامی آمریکا.
جنگ اکنون در نوعی وضعیت بن بست است و از سمت آمریکا عوامل غیرمنطقی آن را هدایت می کند نه محاسبات منطقی مبتنی بر طرح ریزی، راهبرد، وضعیت نیرویی و یا تناسب میان امکانات و اهداف. ترامپ می داند که همه فکر می کنند جنگ را باخته و می خواهد قضاوت ها را درباره خود تغییر بدهد. این جاست که روان شناسی بر راهبرد مقدم می شود.
از دید ایران این بار باید پیروزی کامل شود. کامل شدن پیروزی به معنای احیای بازدارندگی و ایجاد یک نظم جدید امنیتی است. بنابراین عملا خط قرمزی وجود نخواهد داشت. درک ایران از واقعیت جنگی این است که باید جنگ را از حیث زمانی و مکانی فراتر از برآورد دشمن ببرد. این روش جواب داده. مشکل اصلی راهبرد ترامپ این است که نمی تواند یک پایان بندی تعریف کند. حتی اگر رهبران ایران باز ترور شوند قطعا کسان دیگری جای آن ها را خواهند گرفت. حتی اگر زیرساخت ایران ضربه بخورد، نهایتا بازسازی خواهد شد همچنان که زیرساخت پتروشیمی همین حالا با سرعتی خیره کننده در حال بازسازی است.
ترور رهبران یا ضربه به زیرساخت، یعنی حداکثر کاری که ترامپ می تواند بکند، باز هم از دید کسانی که معتقدند ترامپ گند زده و جنگ را باخته، او را تبدیل به فرد پیروز نمی کند. آنچه گفته خواهد شد این است که او شکست خورده و در حال انتقام گیری کور است. او بازنده تر خواهد شد.
این جنگ می توانست یک نقطه تعادل داشته باشد و با آن ختم شود. آن نقطه تعادل می توانست درک این نکته از جانب آمریکا باشد که نباید در مسئله ایران مانند کودکان نابالغ دنبال اسرائیل راه بیفتد و این که رژیم در حال سوء استفاده از آمریکاست. اما ترامپ در حال از دست دادن فرصت درک این نقطه تعادل است.
وضعیت فعلی، ایران را ریسک پذیرتر خواهد کرد. تاریخ جنگ ها می گوید اجتناب از غافلگیری تقریبا غیرممکن است اما آنچه سرنوشت جنگ را معین می کند نه ضربه روزهای اول، بلکه روند جنگ در میان مدت و حفظ قدرت ریسک تا پایان آن است. این درسی است که ما از دو جنگ اول آموخته ایم.
فهم این موضوع که آغاز جنگ به معنای پیروزی در جنگ نیست احتمالا از سطح فهم ترامپ بسیار بالاتر است. نگاه به تاریخچه جنگ ها نشان می دهد در واقع هیچ وقت رابطه معناداری بین آغازکنندگان جنگ ها و طرف های پیروز وجود نداشته است. همیشه محاسبات غلط نهایتا بر هیجانات اولیه غالب می شود.
درس آخر را می توان از معمای زندانی در نظریه بازی ها گرفت. این معما نهایتا می گوید برخی تصمیمات در ابتدا چندان عقلانی به نظر نمی رسند ولی در ادامه جنگ معلوم می شود از خیلی تصمیمات دیگر بهترند. منطقه ای کردن جنگ توسط ایران یک نمونه واضح است. باز هم از این موارد هست. وقتش باید برسد.
سوال بزرگ این است: در آغاز یا در آستانه جنگ چهارم کدام تصمیم های ظاهرا غیرعقلانی و ریسکی را باید گرفت که در ادامه نبرد معلوم خواهد شد از همه تصمیم ها عقلانی تر است؟ این سوال سختی است اما خوشبختانه جواب دارد. جنگ چهارم نباید با
بن بست به پایان برسد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


