پدر یا سهمیه دانشگاه؟!
نویسنده:
مترجم:
هیچ گاه از یاد نمی برم، در یکی از مصاحبه هایم با یک فرزند شهید، می گفت، برخی امروز سهمیه های دانشگاه را توی سر ما می زنند...! او اشک می ریخت و می گفت: «کسانی که برای سهمیه دانشگاه به ما طعنه می زنند، آیا خودشان حاضرند، حتی برای یک ساعت، بدون پدر باشند؟ حاضرند، اولین روز مدرسه را بدون پدر به مدرسه بروند؟ حاضرند، در مراسم عروسی شان، خبری از پدر نباشد؟ آیا حاضرند، در لحظات سخت زندگی که به حمایت پدر نیاز دارند، پدری در کار نباشد؟!
این روزها، به واسطه ثبت نام کنکور، دوباره موضوع قدیمی سهمیه ها بر سر زبان ها افتاده است. واقعیت این است، در این زمینه هیچ گاه یک زبان و یک روایت صادق و گویا، نتوانسته دانش آموزان و خانواده ها را اقناع کند که فلسفه این سهمیه ها چیست، تعداد و فراوانی اش چقدر است و آیا اختصاص این سهمیه ها به معنای کاستن از سهم دیگران است؟ومهم تر این که شرکت کنندگان سهمیه ای با هر میزان توان علمی می توانند، صندلی ها در رشته های برتر را اشغال کنند؟
به نظر می رسد، نه تنها به این سوالات پاسخ داده نشده، بلکه در مقابل، حتی در برخی مدارس، معلمان و مشاوران، مدام دانش آموزان را از سهمیه ها می ترسانند.
متاسفیم که بگوییم در جامعه ما با وجود انبوه مدعیان خودبصیرخوانده و صاحبان تریبون، همین موضوعات کوچک اما مهم است که تبدیل به چالش های ذهنی یک نسل شده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


