بی سلیقگیها در سانسور کتاب
نجمه شبیری، نویسنده و مترجم، در گفت وگو با خراسان از رویههای سانسور کتاب در وزارت ارشاد انتقاد می کند و معتقد است بر خلاف برخی گفته ها، ایرانی ها کتابخواناندنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
برای تعداد زیادی از ما، نمایشگاه کتاب فقط یک رویداد فرهنگی نیست؛ یک قرار حضوری سالانه است.اما امسال شرایط خاص کشور، نمایشگاه را از سالنهای پرجنب وجوش به صفحه نمایشهای کوچک در فضای مجازی کشاند. عدهای از این تغییر استقبال کردیم و عدهای دیگر دلمان برای همان حالوهوای قدیمی و لمس فیزیکی کتاب در غرفهها تنگ شد. در این میان، بحثهای قدیمی هم دوباره داغ شده؛ از سرانه مطالعه گرفته تا گرانی کتاب و این ادعا که ایرانیها کمتر از مردم دیگر کشورها کتاب میخوانند. حالا پس از پایان این رویداد کتابی، با نجمه شبیری، مترجم و نویسنده که تا امروز به دلیل حرفه اش در نمایشگاه کتاب بسیاری از کشورها حضور داشته است، درباره نمایشگاه کتاب در دیگر کشورها و واکاوی این موضوع که برخی سرانه مطالعه ایران را از دیگر کشورها کمتر میدانند، گفتوگو کردهایم.
به عنوان نخستین سوال، لطفا نظرتان را درباره برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی بگویید.
برگزاری نمایشگاه بهصورت مجازی، موضوع نامتعارفی نیست؛ همه جای دنیا با توجه به شرایط کشورشان بهترین تصمیمات را می گیرند. نکته قابل تامل این است که در این مسیر، برخی افراد ضمن انتقاد از برگزاری نمایشگاه به صورت مجازی، دائم در حال مقایسه کشورمان با دیگر کشورها هستند؛ اما باید به این اصل مهم توجه داشته باشیم که اساساً کشورها در اجرای برنامههایشان با هم قابل مقایسه نیستند.
البته برای ما کتاببازها، حضور داشتن در فضای کتابفروشی و بودن در سالنها و غرفه های مختلف، همیشه جذاب بوده؛ با این حال نمایشگاه امسال چند ویژگی داشت؛ مثلا دیگر خبری از ترافیک و شلوغی و صرف زمان زیاد برای خرید کتاب نبود. این نمایشگاه نکات مثبت و منفی دارد که باید همه را با هم دید. در نهایت ارائه کتاب در این حجم در فضای مجازی را باید به فال نیک گرفت.
تفاوت ها و شباهت های نمایشگاه های کتاب دیگر کشورها با کشور ما در چیست؟
در اسپانیا که من رفته ام، نمایشگاه کتاب مثل کشور ما برگزار و در کنار نمایشگاه کتاب، اقلام دیگری فروخته میشود و این یک اتفاق عادی است؛ اما برخی افراد همین موضوع را در کشور ما گاهی در بوق و کرنا کرده و به عنوان یک اشکال زیربنایی مطرح میکنند. یا مثلا گاهی درباره کتابخوان بودن دیگر ملتها و کتابنخوان بودن ایرانیها صحبتهایی به میان میآید و ایرانی ها در نهایت می شوند کتابنخوان. در حالی که اینطور نیست؛ ملت ما هم کتابخوان هستند و نباید در بازه زمانی کوتاه، کتابخوان بودن یا کتابنخوان بودن ایرانیها را زیرسؤال برد. چون استقبال کم از کتاب که دلایل فراوانی دارد، یک دورهای است که میگذرد و دوباره مردم به کتابخوانی روی میآورند.
این روزها شاهد اعتراضهایی در زمینه گرانی و درج نشدن قیمت پشت جلد برخی کتابها هستیم. این موضوع را در کشورهای دیگر چگونه دیدید؟
در کشورهای مختلف، کتاب جزو کالای لوکس به شمار میآید و قیمت کتاب جزو قیمتهای خیلی بالاست. یادم می آید در دوران تحصیلم در اسپانیا، برای خرید هر کتاب از ۱۰۰ یورو تا ۴۰۰ یورو پرداخت میکردم و حتی بعضی وقتها مجبور بودم به دلیل بالا بودن قیمت کتابهای درسی، آنها را از کتابخانه به امانت بگیرم. در آلمان هم ماجرا به همین شکل است.
در مورد قیمت نزدن پشت جلد کتاب، من زیاد موافق این کار نیستم؛ این که کتاب قیمت مشخص داشته باشد، معقولتر به نظر میرسد، چون اگر قیمت نداشته باشد، سردرگمی اقتصادی ایجاد میکند و به نظر من کار درستی نیست.
به عنوان یک نویسنده،مترجم و کتابخوان حرفه ای، بیشترین موضوعی که ذهنتان را به خود مشغول کرده، چیست؟
بنده با نوع سانسورهایی که وزارت ارشاد انجام میدهد، یک مقدار زاویه دارم، چون معمولاً به اصطلاح ما ایرانی ها درهم سانسور میکنند و یک کلمه یا چند کلمه را از کتاب برمیدارند که این کار انتقال مفهوم را دچار اشکال می کند و این نوعی بیسلیقگی است. کتابهای ناقص و ابتر اینچنینی ما زیاد داریم. به نظر من در حوزه سانسور کتابها، نظارت بر نشر کتابها باید قانونمندتر باشد. در حال حاضر ما مقداری بین روش فکری کتابها و جامعه، فاصله میبینیم.
امیدوارم روزی برسد که ادبیات ما بدون تفکیکهای سلیقهای منتشر شود. این نقدی است که من همیشه داشتهام؛ گاهی وقت ها هر بخش و نهادی در انتشار کتاب به نوعی دخالت میکند. این در حالی است که هماکنون در کشورهای دیگر، کتابهایی منتشر میشود که تفکرات مختلف با اعتقادات گوناگون در فضای نشر آن فعالاند. در کشور ما، با تغییر رئیسجمهور، مدیریت بخش انتشارات هم بهصورت کلی تغییر میکند و این یک ضعف بزرگ است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


