پورشیرازی «پیر پسر» ماند!

نگاهی به کارنامه حسن پورشیرازی طی سال‌های اخیر که در حال تکرار ایفای یک نقش است

نویسنده: سیدکریم بابایی

مترجم:


یکی از موفق‌ترین هنرپیشه‌های ایرانی طی یک سال اخیر، بی‌شک حسن پورشیرازی بوده که توانست ابتدا با «پیرپسر» و «زن و بچه» در سینما و سپس با «بدنام» در شبکه خانگی، مورد توجه مخاطبان قرار گیرد. پورشیرازی، با تلاش برای زنده کردن کاراکتر ماندگار «محمود شوکت» در سریال «نرگس»، به این مهم دست یافته است. این موضوع نشان می‌دهد که ذائقه مخاطب ایرانی، آن‌قدرها هم که گفته می‌شود، ارتقا یافته نیست و الگوهای دهه هشتادی هنوز جواب می‌دهند.
سوال بزرگ
اساسا دو رویکرد مهم در حوزه بازیگری قابل تمیز از یکدیگر به نظر می‌رسند: تلاش برای ایفای نقش‌های متفاوت و یکسره بدیع در برابر پذیرفتن نقش‌های نسبتا مشابه با تمرکز بر تفاوت در جزئیات. نماینده برجسته گروه نخست رضا کیانیان است و شاید مهم‌ترین نمونه دسته دوم نوید محمدزاده باشد. حسن پورشیرازی هم، با لحاظ کردن کارنامه سال‌های اخیرش، در زمره بازیگرانی قرار می‌گیرد که به نقش‌هایی شبیه به هم، با رعایت دقت و ظرافت در جزئیات، رنگ‌آمیزی خاص خودش را به نقش اضافه می‌کند.
توفیق اجباری
بخشی از این رویکرد، نه صرفا حاصل انتخاب پورشیرازی، بلکه ناشی از مناسبات خارج از متن سینمای ایران است. بازیگر نقش «ابراهیم ویسی» در آستانه 70 سالگی قرار دارد و کیست که نداند برای هنرپیشه‌ای با این سن‌وسال و البته فیزیک بدنی خاصی که انعطاف‌پذیری بازیگر برای ایفای نقش‌های متنوع را کاهش می‌دهد، انتخاب‌های پرتعدادی وجود ندارد. همین وضعیت، تاحدی برای بازیگر سابقا بی‌رقیبی مثل فرهاد اصلانی هم صادق است؛ کسی که فیزیک درشت و بالا رفتن سنش باعث شده نسخه نقش‌های مشابه و کوتاهی را که بیشتر بر قدرت بازی چهره مبتنی هستند، شفابخش بیابد.

نوستالژی نرگس و شوکت
مخاطبان میانسال سریال‌های تلویزیونی، خوب به خاطر دارند که در اواسط دهه هشتاد، سریال «نرگس» غوغایی به پا کرد و در زمان پخشش خیابان‌ها به وضوح خلوت می‌شدند. در این مجموعه نمایشی که بخشی از هیاهویش مربوط به درگذشت مرحوم پوپک گلدره بود، حسن پورشیرازی هم نقشی مهیب و اثرگذار را با کاراکتر «محمود شوکت» مقابل دوربین برد؛ مردی که همه جور ظلمی را به عروس خود روامی‌داشت و به نوعی شبیه به «حشمت فردوس» در بخش‌های عمده‌ای از سریال «ستایش» بود.
پرواز ققنوس
حسن پورشیرازی که طی سال‌های اخیر به وضوح از سطح اول بازیگری ایران دور افتاده بود و بازی در نقش‌های مکمل آثاری مثل «بی‌خانمان»، «حدود ۸ صبح»، «لژیونر» و «دیو و ماه‌پیشونی» را هم می‌پذیرفت، ناگهان با «پیر پسر» چشم‌ها را خیره کرد و توانست نقشی مهیب و سیاه را، در قالب یک مرد بی‌عاطفه، ستیزه‌جو، منفعت‌طلب و بی‌ملاحظه، طوری مقابل دوربین ببرد که تحسین صغیر و کبیر مخاطبان سینمای ایران را برانگیزد.
​​​​​​​
الهه زن‌ستیزی
پس از «پیرپسر» اما، بازیگر نقش «محمود شوکت» که طعم خوش تکرار آن کاراکتر نوستالژیک حسابی به مذاقش خوش آمده بود، طی بازه زمانی کوتاهی که کمتر از دو سال طول کشید، 3 بار دیگر با شمایل پیرمرد زن‌ستیز و ظالم، به سینما و شبکه نمایش خانگی آمد و هر بار هم موفق ظاهر شد. او ابتدا با «زن و بچه» سعید روستایی، مقابل کاراکتر «مهناز» قد علم کرد و حتی باعث مرگ نوه نوجوانش شد؛ موقعیتی دقیقا شبیه به وضعیت دراماتیک شوکت در سریال «نرگس»؛ یعنی پدرشوهر تندخو و انعطاف‌ناپذیری که پسرش از دنیا رفته و هرچه در چنته دارد را برای آزار دادن عروسش به کار می‌برد تا به این زن جوان که اتفاقا از حمایت کامل کارگردان هم بهره می‌برد، آزار برساند. در «آرامبخش»، ساخته اکران نشده سعید زمانیان، پورشیرازی کاراکتر زن‌ستیز دیگری را مقابل دوربین می‌برد که این‌بار با دخترش (با بازی الناز شاکردوست) سر ناسازگاری دارد و تلاش می‌کند تا منویات خود را به فرزندی که تعلق خاطری هم به او ندارد، تحمیل کند. «بدنام» اما، جدیدترین تلاش پورشیرازی برای مبارزه با زنان است. در این سریال، «ابراهیم ویسی» کاراکتری متمول و صاحب‌نفوذ ترسیم شده که زنان (مشخصا یلدا و هدیه) را با لحنی تحقیرکننده و توهین‌آمیز مخاطب قرار می‌دهد و وارد جنگی رسمی با آن‌ها می‌شود. بی‌ملاحظه بودن او در برخورد با این دو زن، او را به شمایل قطعی زن‌ستیزی در آثار نمایشی ایرانی تبدیل کرده که به خوبی کارش به عنوان موتور محرک بخش شر قصه را به سرانجام می‌رساند. با این حال، مشخص نیست این الگوی محبوب تا چه زمانی می‌تواند تکرار شود و مورد توجه مردم قرار گیرد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار