پاسخی به فراخوان رئیس جدید شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
مسیر احیای شورای هماهنگی
نویسنده: سید عباسعلی وهاب زاده موسوی
مترجم:
نگارش یادداشتی از سوی رئیس جدید شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در بدو ورود به این نهاد و استمداد از نخبگان برای خروج از نگاه کلیشهای و اداری، اتفاقی مبارک و نویدبخشِ وزش نسیم تحول است. تشبیه هوشمندانه قدرتِ ملی به درهمتنیدگیِ تارهای نخ برای ساخت یک ریسمان محکم در یادداشت ایشان، استعارهای دقیق است؛ اما برای آنکه این استعاره در جهانِ واقعیت محقق شود و این نهاد به جایگاه حقیقی خود در معماری قدرت جمهوری اسلامی بازگردد، نیازمند یک چرخش راهبردی در نظام حکمرانی آن نهاد هستیم. بر همین اساس و در پاسخ به این فراخوان، چند ملاحظه کاربردی قابل طرح است:
۱. چرخش از تصدیگری به تنظیمگری و حکمرانی پلتفرمی:
بزرگترین آفتِ نهادهای فرهنگی در دهههای اخیر، غلتیدن در ورطه تصدیگری بوده است. شورای هماهنگی برای بازگشت به هویت اصیل خود، باید ردایِ مجریِ انحصاریِ مراسمات را از تن درآورد و در جایگاه یک تنظیمگر (رگولاتور) بنشیند. در ادبیات حکمرانی نوین، نهاد تنظیمگر، خودش میکروفون به دست نمیگیرد و پلاکارد چاپ نمیکند؛ بلکه نقش یک پلتفرم و سکو را ایفا میکند. تنظیمگر قواعد بازی را مشخص میکند، زیرساختها، مجوزها و تسهیلات شهری را فراهم میآورد و سپس، میدان را به تشکلهای مردمی، هیئتها و حلقههای میانی میسپارد تا آنها بر اساس سلیقه و خلاقیت خود، محتوا و فرم را تولید کنند. تنها در یک ساختار تنظیمگرانه است که اعتماد واقعی به تشکلهای مردمی محقق میشود.
۲. تنوع تارها و بازیابی وزن اجتماعی:
در استعاره زیبایی که مطرح شد، باید به یک اصل بدیهی در جامعهشناسی دقت کرد. اگر تمام تارهای یک ریسمان همرنگ و از یک جنس باشند، آن طناب در برابر کششهای تند جامعه متکثر امروز تاب نمیآورد و پاره میشود. استحکام ریسمان جمهوریت در گرو به رسمیت شناختن تنوع تارهاست. شورا برای اینکه وزن و سرمایه اجتماعیِ ازدسترفته نهادهای رسمی را احیا کند، نیازمند خروج از پیله انزواست. این نهاد نباید صرفاً در شب مناسبتها به یاد نخبگان بیفتد؛ بلکه نیازمند تعریف یک خط ارتباطی زنده، دوطرفه و مستمر با بدنه دانشگاهی، حوزوی و فعالان فرهنگیِ مستقل است تا ضربان جامعه را فارغ از گزارشهای اداری و بولتنهای رسمی لمس کند.
۳. شورا به مثابه پناهگاه عدالتخواهی
و بستر امن اعتراض:
شاید جسورانهترین گام برای اثبات تحول در شورا، توسعه دایره مأموریتهای آن باشد. اگر اجتماعات، بستر فریاد زدن ارزشهای انقلاب است، آیا عدالت و مبارزه با فقر و فساد از ارکان این ارزشها نیستند؟ چرا شورا تاکنون صرفاً در مناسبتهای تقویمی، بزرگداشتها و راهپیماییهای حمایتی ایفای نقش کرده است؟ اگر شورا میخواهد زبان گویای ملت باشد، باید ظرفیت تنظیمگرانه خود را برای تدارک محیط مناسب جهت اعتراضات مدنی فعال کند. تنظیمگری در اینجا یعنی ایجاد یک بستر فیزیکی و حقوقی امن، شناسنامهدار و قانونمند که در آن اصناف، دانشجویان و طیفهای متکثر فکری و اجتماعی بتوانند اعتراض خود را به تورم، بیعدالتیهای موردی و کاستیها بیان کنند. فراهم کردن چنین محیطی، با جلوگیری از رادیکال شدن فضا، خون تازهای به رگهای امنیت ملی تزریق میکند. شورایی که برای شنیده شدن درد معیشت و انتقادات طیفهای مختلف میدانداری کند، در روزهای دفاع از حاکمیت، با سیل خروشانتری از جمعیت مواجه خواهد شد.
۴. معماری نوین مشارکت بر مدار مساجد:
حکمرانیِ مردمی نیازمند کالبد فیزیکی است و قلب تپنده این کالبد، مساجد هستند. ما نیازمند یک معماری نوین در نقشدهی به مساجد هستیم. مسجد نباید فقط مبدأ حرکت راهپیمایان یا محل توزیع پوستر تلقی شود؛ بلکه باید به هسته اصلی تولید محتوا، سازماندهی شبکهای و حل مسئله در محلات ارتقا یابد. در الگوی تنظیمگری، منابع و پشتیبانی از مرکز به شبکه مساجد سرازیر میشود تا ابتکار عمل از پایین به بالا بجوشد.
۵. تجهیز به فناوریهای نرم؛ عبور از مدیریت سنتی:
دوران مدیریت و شبکهسازی با ابزارهای دهه شصت به سر آمده است. برای درهم تنیدن انرژیها در جهان امروز، شورا نیازمند استفاده هوشمندانه از فناوریهای نوین سخت و بهویژه فناوریهای نرم است. بهرهگیری از تحلیل کلاندادهها برای شناخت ذائقه نسلهای جدید، استفاده از پلتفرمهای تعاملی برای جمعسپاری ایدهها و ایجاد شبکههای ارتباطی میان هستههای محلی، شرط بقا و اثرگذاری در عصر شبکههاست.
در نهایت، باید به جایگاه ویژه و هویت فراملی مشهد مقدس توجهی مضاعف داشت. حضور میلیونی زائران غیرایرانی و غیرفارسیزبان در این جهانشهر، ظرفیتی عظیم و بیبدیل برای دیپلماسی عمومی و صادرات فرهنگی است. اجتماعات و مراسمات در مشهد نباید صرفاً با رویکرد محلی یا حتی ملی طراحی شوند؛ بلکه با درگیر کردن هدفمند این زائران در بستر برنامهها، میتوان آنان را به سفیرانی برای انتقال پیام و گفتمان انقلاب اسلامی به سراسر جهان تبدیل کرد. بر این اساس، انتظار میرود شورای هماهنگی خراسان رضوی، با عبور از ارزیابیهای کمّی نظیر تخمین متراژ جمعیت، الگویی از حکمرانی شبکهای و تنظیمگرانه را در مقیاس فراملی خلق کند که برای تمام کشور الهامبخش باشد. آغوش بازِ مدیریت جدید برای شنیدن، اولین و مهمترین قدم در این مسیر دشوار اما ممکن است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


