هر نبرد، یک جهش

چگونه نیروهای مسلح ایران با به کارگیری درس های آموخته شده از میدان رویارویی با دشمن از سال 98 تاکنون و با استفاده حداکثری از فرصت آتش بس اخیر، روز به روز بر دقت، شدت و تخریب توان عملیاتی خود افزودند؟

نویسنده:  سیدمحمد مهدی هاشمی

مترجم:

  پس از نقض تفاهم نامه توسط آمریکا که به دور جدیدی از درگیری ها انجامید، بسیاری از تحلیلگران نظامی از شدت، دقت و تخریب حملات ایران به پایگاه های آمریکا شگفت زده شدند. آن چه هر مخاطب عادی نیز می توانست با نگاهی به تصاویر ماهواره ای منتشرشده از تخریب پایگاه های آمریکا متوجه شود تفاوت این حملات با حملات انجام شده در جنگ 40 روزه بود. این در حالی بود که طبعا ایران پس از 40 روز نبرد پرفشار با بزرگ‎ترین نیروی هوایی جهان نسبت به پیش از شروع نبرد رمضان آسیب دیده بود و انتظار بهبود عملکردی از نیروهای مسلح مقداری سخت بود. اما چه شد که نیروهای مسلح ایران نه تنها توانستند آسیب های حاصل از جنگ رمضان را ترمیم کنند بلکه شاهد افزایش پارامترهای عملیاتی حملات ایران نیز بودیم، به طوری که در آخرین مورد برای دشمن به قیمت انهدام 3 فروند اف 35 و آسیب شدید 3 فروند دیگر در کنار هلاکت تعدادی از نیروهایش تمام شد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به تاریخچه عملیات موشکی ایران نگاهی بیندازیم.  اولین مورد از به کارگیری توان موشکی ایران برای حمله به اهداف به سال 98 و پاسخ موشکی ایران به ترور شهید سلیمانی بر می گردد. در آن زمان ایران با شلیک تعدادی موشک بالستیک، اقدام به هدف قرار دادن پایگاه آمریکایی عین الاسد در عراق کرد. این عملیات در کنار عملیات اسفند 1400 و هدف قراردادن مرکز راهبری موساد در اربیل و همچنین حمله دی 1402 به سه نقطه در ادلب سوریه، بلوچستان پاکستان و مراکز دشمن صهیونیستی در اربیل عراق، اگرچه برای اولین بار چشمه ای از توان موشکی ایران را نشان دادند و نوع نگاه دشمنان به دقت و قدرت موشک های ایران تغییر کرد، اما این عملیات، با تاکتیک های عملیاتی که امروز توسط نیروهای مسلح به کار گرفته می شود حتی قابل مقایسه هم نیست. این عملیات‎ها صرفا بر پایه شلیک موشک های بالستیک و به صورت تک بعدی اجرا شدند آن هم در حالی که مدت طولانی آماده سازی لانچرها و رصد آن ها توسط دشمن و به تبع آمادگی آن ها برای مواجهه با این حملات، مهم ترین نقاط ضعف این عملیات ها بودند. 
تغییر محاسبه دشمن پس از  وعده صادق
در فروردین 1403 و با انجام عملیات وعده صادق یک که در پاسخ به حمله اسرائیل به ساختمان کنسولی ایران در دمشق انجام شد، ایران نه تنها برای اولین بار به صورت مستقیم سرزمین های اشغالی را از داخل خاک ایران هدف قرار داد، بلکه برای اولین بار در این عملیات بود که تاکتیک اشباع سازی پدافند دشمن انجام و با  به کارگیری 3 لایه آتش در یک عملیات واحد تاکتیک حملات تک بعدی و تک موجی کنار گذاشته شد و سرزمین های اشغالی مشترکا با پهپاد، موشک های کروز و موشک های بالستیک هدف حمله قرار گرفتند. این حمله گرچه در نوع تاکتیک بی سابقه بود اما زمان بسیار طولانی انجام عملیات باعث نرخ رهگیری بالای دشمن شد و درنهایت صرفا تعدادی از موشک های بالستیک موفق به عبور از لایه پدافندی دشمن شدند. با این حال این عملیات بود که باعث شد ایران بفهمد برای عبور از یک شبکه دفاعی چندلایه، حجم آتش به‌تنهایی کافی نیست. کمتر از شش ماه بعد، ایران در عملیات وعده صادق 2 دوباره مستقیماً به اسرائیل حمله کرد؛ اما این بار، تقریباً همه‌چیز تغییر کرده بود. تحلیلگران مؤسسهJanes  نوشتند که ایران در عملیات دوم، به‌جای تنوع، بر سرعت، تراکم و افزایش احتمال عبور موشک‌های بالستیک از پدافند تمرکز کرد و به نظر می‌رسد درصد بیشتری از موشک‌ها از شبکه دفاعی عبور کردند. نکته مهم درباره عملیات های وعده صادق یک و 2 این بود که اگرچه ایران در این عملیات ها مستقیما سرزمین های اشغالی را هدف قرار داد اما لایه های پدافندی متراکم و پیچیده دشمن در منطقه در کنار تجربه نه چندان بالای عملیاتی یگان های موشکی ایران در فضای جنگی، نتایج مدنظر را برای ایران به همراه نداشت. شهید شمخانی در مصاحبه ای که پس از جنگ 12 روزه داشت، درباره وعده های صادق یک و 2 گفت: سردار (غلامعلی) رشید می گفت عملیات های وعده صادق ۱و۲ [به دلیل عدم موفقیت نهایی] باعث خواهند شد اسرائیل محاسباتش نسبت به توان موشکی ایران تغییر کند و حمله بزرگی کند. البته در همان زمان هم ، پس از حملات برخی جریان ها به دولت تازه مستقر پزشکیان پس از ترور شهید هنیه گفته شد که این شهیدان باقری و رشید بودند که به علت عدم آمادگی نیروهای مسلح، مجبور شدند تا پاسخ به ترور شهید هنیه را مقداری دیرتر بدهند؛ موضوعی که مشخص می کند احتمالا وعده صادق 2 تحت فشار و با عدم آمادگی کامل انجام شده است.
 استفاده حداکثری از دکترین تجربه و تنفس
نقطه شروع جنگ 12 روزه اما شهادت جمعی از فرماندهان عالی‎رتبه نظامی کشور با حملاتی شوک آور بود؛ اما درایت فرماندهی معظم کل قوا و حضور ایشان در اتاق جنگ و انتصاب سریع فرماندهان جدید باعث شد که ایران با تاخیر حملات را از سربگیرد و این جنگ، نقطه ای بود که ایران را از عملکرد متوسط در وعده صادق 2 به عملکرد شگفت انگیز نیروهای مسلح در جنگ 40 روزه کشاند. مهم است که بدانیم به رغم نرخ بالای تلفات لانچرها و حملات شدید دشمن به پایگاه های موشکی، ایران توانست باوجود کاهش قابل توجه در نرخ شلیک، نرخ اصابت را حفظ کند و برای اولین بار در محیط واقعی نبرد، توان عملیاتی خود را مورد سنجش قرار دهد.
پذیرش آتش بس در جنگ 12 روزه هم نقطه شروع بهره گیری از تجربیات و آماده شدن برای جنگ رمضان بود. طرح ها و برنامه های شهیدان موسوی، شمخانی، نصیرزاده و پاکپور در کنار مجاهدت های دیگر فرماندهان و رزمندگان به سرعت برای کاهش نقاط ضعف و افزایش نقاط قوت به کار گرفته شد. رونمایی از سیستم موزائیکی فرماندهی و کاهش زمان پاسخ به دشمن از تقریبا یک روز در جنگ 12روزه به چند ساعت در آغاز نبرد رمضان در حالی که این بار علاوه بر فرماندهان نظامی، فرمانده کل قوا هم به شهادت رسیده بود، نشان داد که حرف های احساسی و هیجانی عده ای از سیاسیون که پس از پذیرش آتش بس به امثال شهید لاریجانی و دیگران تاختند دور از انصاف و عقلانیت بوده است؛ مسیری که مجددا پس از پذیرش آتش بس و اجرای تفاهم‎نامه ایران و آمریکا هم از سوی این افراد تکرار شد و گویا عده ای همچنان از درک مدل و کارکرد دکترین تجربه و تنفس نیروهای مسلح عاجزند. آمادگی ایران برای کور کردن سیستم پدافندی دشمن، حمله به مقر گروهک های تجزیه طلب، حجم شدید آتش و کاهش شدید تلفات لانچر نسبت به جنگ 12 روزه، اشراف اطلاعاتی بر محیط نبرد، رونمایی از لانچرهای دوبل و عملکرد غیرقابل مقایسه پدافند هوایی در شکار هواگردهای دشمن نسبت به جنگ 12 روزه همگی از مواردی بودند که با استفاده از زمان آتش بس پس از جنگ 12 روزه امکان اجرا در جنگ رمضان را پیدا کردند. جالب این که حتی زمانی که قالیباف به آمادگی عملیاتی ارتش آمریکا که متاثر از سال ها جنایت و جنگیدن در سراسر جهان است، اشاره کرد، مورد انتقاد قرار گرفت. در حالی که مسیر توانایی آفندی و پدافندی که کشورمان از سال 98 تاکنون طی کرده است، به خوبی اهمیت محک تجربه میدانی را در عملکرد نظامی نشان می دهد. 
دوباره استفاده حداکثری از فرصت تنفس
همان طور که اخیرا سخنگوی سپاه نیز در مصاحبه با تسنیم بدان اشاره کرد، این ایران بود که موفق شد به نحو احسن از زمان تنفس به دست آمده استفاده کند و ضمن ترمیم سریع نقاط آسیب دیده، تجربیات حاصل از نبرد رمضان را در ساختار رزم نیروهای مسلح تثبیت کند. سردار محبی در این باره گفت: برخلاف ادعا‌هایی که مطرح می‌شود، این آمریکا نبود که از دوره آتش‌بس استفاده کرد، بلکه نیرو‌های مسلح ایران بودند که از این فرصت بهره بردند. ما توان خود را افزایش دادیم، سرعت تولید و دقت موشک‌ها را بالا بردیم، آمادگی‌های نظامی را ارتقا دادیم و پدافند غیرعامل را تقویت کردیم. اتفاقی که در عمل نیز خود را نشان داد. حملات شدید، دقیق و مخرب ایران به مراکز آماد و پشتیبانی ارتش آمریکا در پهنه منطقه و خسارت سنگین به 6 فروند اف 35 در کنار شگفتانه هایی که در روزهای آینده از آن ها رونمایی می شوند، همگی مواردی هستند که اثرگذاری فرصت تنفسی را که تفاهم و آتش بس به وجود آورد، نشان می دهند. موضوعی که در دو بعد قابل بررسی است:
1. بهبود عملکرد نظامی: بهبود عملکرد نظامی ایران پس از استفاده از زمان آتش بس، به صورت کامل از شواهد منتشرشده از حملات اخیر ایران پیداست. علاوه بر این برخی منابع از استفاده ایران از پیکربندی های جدیدی در موشک ها خبر می دهند. به طوری که ایران متاثر از تجربه جنگ های 12 روزه و 40 روزه اقدام به نصب سر جنگی های موشک های متفاوت بر روی بوستر موشک های دیگر می کند؛ موضوعی که به عنوان یکی از دلایل احتمالی تشدید تخریب و دقت حملات اخیر ایران ذکر می شود و به موشک های فرانکنشتاینی معروف شده اند. به خصوص که هماهنگی میان بوستر، بخش سرجنگی (RV)، جرم، مرکز ثقل، آیرودینامیک و سامانه هدایت و... نیازمند دقت بسیار بالاست. کوچک‌ترین خطا در این فرایند می‌تواند عملکرد موشک را مختل کند یا حتی باعث فیل شدن کامل موشک شود. این در حالی است که از نتایج حملات اخیر ایران مشخص است که چنین پیکربندی‌هایی، محصول یک فرایند طراحی و مهندسی از پیش برنامه‌ریزی‌شده هستند. 
2. بهبود عملکرد اطلاعاتی: در حملات جدید، ایران دقیقا سوله ها و ساختمان هایی را هدف قرار می دهد که بیشترین حجم ادوات ، تسلیحات و نیروی انسانی دشمن در آن قرار دارند. علاوه بر این چندین بار خطاب قرار دادن مردم منطقه و به ویژه مردم اردن نشان دهنده بهره گیری ایران از فرصت تفاهم و آتش بس برای افزایش نفوذ اطلاعاتی روی زمین در عمق استراتژیک دشمن است؛ موضوعی که شاهد عملیاتی شدن آن هستیم. 
10 صفحه اول