دختری که گرمای تنور بزرگش کرد

سمانه از ۱۲سالگی پای تنور ایستاد؛ حالا در آستانه ۲۰سالگی، نانوای حرفه‌ای است، درآمد مستقل دارد و رؤیای راه‌اندازی یک کافه یا قنادی بزرگ را در سر می‌پروراند

نویسنده: فائزه مهاجر  |  روزنامه‌نگار

مترجم:

سمانه یک دختر نسلِ زدی است. تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در رشته طراحی و دوخت دنبال کرد و پس از آن ترجیح داد وارد بازار کار شود؛ دلیلش را که می‌پرسم می‌گوید چون به فعالیت‌های عملی، کسب مهارت و دستیابی به موفقیت، علاقه بیشتری داشتم تا ادامه تحصیلات آکادمیک. او در 12 سالگی تصمیم گرفت در کنار پدر در نانوایی کار کند و حالا در آستانه 20 سالگی یک نانوای سنتی حرفه‌ای و تمام عیار است. جزئیات کارهای روزانه‌اش در نانوایی را هم مثل یک بلاگر در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارد که بسیار موردتوجه مخاطب قرار گرفته است. بلاگری که به جای تبلیغ لوازم آرایش، با چهره گل‌انداخته از گرمای تنور، نان داغ و تازه را تبلیغ می‌کند. در پرونده امروز، پای صحبت‌های این دختر پرتلاش و موفق نشستیم تا از داستان زندگی‌اش برایمان بگوید، شغلی که کمتر دختری سراغش می‌رود. 


در 12 سالگی تصمیم گرفتم 
نانوا شوم

در ابتدا از او خواستم برایم بگوید چه شد که تصمیم گرفت نانوا شود: «وقتی 12 ساله بودم برای اولین بار کار در نانوایی را شروع کردم. در آن زمان برادرم که همراه پدرم در نانوایی مشغول به کار بود، به خدمت سربازی اعزام شد. پدرم قصد داشت کارگر جدیدی استخدام کند، اما من به دلیل اشتیاق زیادی که برای کمک به او، پر کردن اوقات فراغت و داشتن درآمد مستقل داشتم، پیشنهاد دادم که خودم کنارش کار کنم. برادرم بعد از اتمام دوران سربازی، ازدواج کرد و تصمیم گرفت شغل دیگری را دنبال کند و همین باعث شد من تا امروز در این حرفه باقی بمانم و به نانوایی ادامه دهم.»




سختی باعث شد قوی شوم
از او پرسیدم اگر بخواهد آن دختر کوچولوی آن روزها را امروز توصیف کند، چه می‌گوید؟ پاسخ داد: «اگر بخواهم آن دختر دوازده‌ساله‌ای را که برای اولین بار کنار تنور ایستاد توصیف کنم، می‌گویم دختری بود که شاید دست‌های کوچکش برای آن کار سخت و طاقت‌فرسا توان کافی نداشت، اما همتی بزرگ‌تر از سنش داشت. او از همان روزهای آغاز کارش یاد گرفت که نان فقط با آرد و آب پخته نمی‌شود، بلکه نیازمند صبر، زحمت و عشق است. امروز که ۱۹ ساله‌ام، به آن دختر افتخار می‌کنم؛ چون اگر در آن روزها کنار پدرم نمی‌ایستادم، امروز تا این اندازه قوی، مسئولیت‌پذیر و امیدوار نبودم.»

بزرگ‌ترین درس را در سخت‌ترین روزها یاد گرفتم
دوست داشتم برایم از سخت‌ترین روز کاری که در این مدت تجربه کرده بگوید: «سخت‌ترین روز کاری من، روزی بود که خستگی خیلی زیاد و گرمای شدید تنور واقعا اذیتم می‌کرد، آن روز درک کردم که زندگی همیشه آسان نیست. در آن روز یاد گرفتم بعضی وقت‎ها باید اشک‎هایت را پنهان کنی، آستین‌هایت را بالا بزنی و به تلاش ادامه بدهی. آن روزها واقعا یک دختر بچه بودم؛ اما همان روز‌ها از من دختری ساختند که امروز از هیچ سختی در زندگی نمی‌ترسد.»


دوست داشتم مثل دوستانم وقت آزاد داشته باشم
در ادامه از او پرسیدم در این چند سال شرایطی پیش آمده که تصمیم بگیرد این کار را رها کند؟ سمانه خانم برایم گفت: «گاهی اوقات به دلیل فشار کاری بسیار خسته می‌شدم و تمایل داشتم این شغل را رها کنم تا فرصت آزاد بیشتری برای تفریح و همراهی با دوستانم داشته باشم. همزمانی ساعات کاری من با اوقات فراغت دوستانم همیشه چالش‌برانگیز بود؛ زمانی که آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند من سر کار بودم و در ایام تعطیلی من، آن‌ها شرایط همراهی نداشتند؛ البته برای بیشتر افرادی که سر کار می‌روند، شرایط همین‎طور است. در آن سن، آرزو داشتم مثل بقیه همسن‌وسالانم وقت بیشتری برای رفت‌وآمد با دوستان داشته باشم یا حداقل بتوانم به منزل دوستانم بروم، اما امکان‌پذیر نبود. با این حال، خدا را شکر می‌کنم چون به لطف این کار به موفقیت‌های ارزشمندی دست یافتم. در این سن توانسته‌ام خودروی شخصی و درآمد مستقل ماهانه داشته باشم و همه هزینه‌های شخصی‌ام را خودم تأمین کنم. امروز به این باور رسیده‌ام که آنچه مسیر موفقیت و آینده من را می‌سازد، فقط کار و پشتکار است، نه تفریحات زودگذر.»

پاسخ قضاوت‌ها را با  کار دادم
کار در نانوایی سنتی و ایستادن در کنار تنور برای یک دختر کم و سن‌وسال، نگاه‌ها و قضاوت‌های زیادی را به دنبال دارد؛ از سمانه درباره این مسئله پرسیدم و او برایم توضیح داد: «قضاوت‌ها و نگاه‌های سنگین همیشه وجود داشته، اما یاد گرفتم که پاسخ بعضی حرف‌ها را باید با عمل داد، نه با توضیح و توجیه. من به جای این‌که از نگاه دیگران خسته شوم، تمام تمرکز خودم را روی هدفم گذاشتم. امروز همان شغلی که روزی برخی افراد بابت آن قضاوتم می‌کردند، باعث افتخار من و خانواده‌ام شده است.»


پدرم مهم‌ترین 
درس موفقیت را به من داد

در ادامه از سمانه عباسی خواستم از پدرش و حس‌وحال کارکردن درکنار او برایم بگوید: «کار کردن کنار پدر حس عجیبی دارد، مهم‌ترین درسی که من این سال‌ها از پدرم یاد گرفتم این بود که موفقیت یک‌شبه به دست نمی‌آید و حاصل سال‌ها تلاش، صبر و پشتکار است. او همیشه با رفتار خود به من نشان داد که هیچ کاری کوچک نیست و اگر با وجدان، عشق و مسئولیت‌پذیری انجام شود، می‌تواند تو را به اوج موفقیت برساند. از او یاد گرفتم برای رسیدن به هر هدفی، باید سختی‌های مسیر را پذیرفت و هیچ‌وقت از تلاش دست نکشید.»


یک روز کنار تنور
از سمانه خانم خواستم جزئیات یک روز کاری‌اش را تعریف کند: «ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار می‌شوم و پس از انجام کارهای شخصی و روتین پوستی، به محل کار می‌روم که حدود ساعت ۶:۱۵ تا ۶:۲۰ پخت صبحگاهی نانوایی شروع می‌شود. در شیفت صبح، وظیفه من جمع‌آوری نان‌ها به صورت ده‌تایی است. پدرم هم مسئولیت آماده‌سازی خمیر را برعهده دارد. به دلیل خودکاربودن دستگاه، کار پخت حدود ساعت ۷:۰۰ به پایان می‌رسد. بعد از آن تا بعدازظهر وقت آزاد برای استراحت یا انجام کارهای شخصی دارم. شیفت بعدی از ساعت ۱۵:۳۰ شروع می‌شود و تا ساعت ۱۹:۰۰ ادامه دارد که در این بخش، پخت نان بربری انجام می‌شود.»

رویایی فراتر از تنور
به عنوان آخرین سوال از این دختر نانوای  دوست داشتنی پرسیدم دوست دارد همیشه نانوا باشد یا به شغل دیگری هم فکر می‌کند؟ در پاسخ می‎گوید: «دوست ندارم که این شغل را تا پایان عمر ادامه دهم. اگرچه مشخص نیست در سال‌های آینده چه مسیری پیش روی من باشد، اما ماندن در شغل نانوایی را محدودکننده می‌دانم و اعتقاد دارم برای پیشرفت‌های بیشتر باید مسیرهای جدیدی را تجربه کرد. بزرگ‌ترین رؤیای من، راه‌اندازی و مدیریت یک کافه یا یک قنادی بزرگ و مجهز است، البته الان هم فقط به نانوایی اکتفا نکردم و یک آنلاین شاپ دخترانه راه‌اندازی کردم. به دخترهای همسن و سالم هم می‌گویم هیچ کاری برای یک دختر، کوچک یا غیرممکن نیست؛ اگر به خودت و توانایی‌هایت ایمان داشته باشی، می‌توانی هر رؤیایی را به واقعیت تبدیل کنی. اگر امکان ایجاد تغییر را داشتم، دوست داشتم نگاه جامعه به زنان شاغل تغییر کند. به نظر من توانایی یک زن را نباید با جنسیت او سنجید، بلکه باید با میزان تلاش، مسئولیت‌پذیری و پشتکارش ارزیابی کرد. هر زنی باید بتواند بدون ترس از قضاوت شدن، در شغلی که دوست دارد فعالیت کند و فرصت‌ برابر برای پیشرفت داشته باشد.»
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار