مخاطرات بسته شدن حریم هوایی از سوی عراق  و یک پیشنهاد حقوقی

نویسنده:  هادی معصومی زارع

مترجم:



۱. عراق و افغانستان برای ایران با دیگر کشورهای همسایه تفاوت ماهوی دارند.  تثبیت محاصره هوایی از طرف عراق بسیار نمادین و معنادار و خسارت‌بارتر از تمام کشورهای دیگر خواهد بود؛ به دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مذهبی، امنیتی و تاریخی.
۲. باید بررسی کرد که آیا می توان بدون بمباران فرودگاه‌های عراق و بدون تهدید از ابزارهای غیرنظامی برای حل مسئله فیمابین با طرف عراقی استفاده کرد یا خیر؟
۳. بر اساس بیانیه جدید خزانه‌داری آمریکا به تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ ارائه خدمات به پروازهای ایرانی منجر به ممنوعیت دسترسی فرودگاه به نظام تسویه دلاری خواهد شد. جدای از این در همین بیانیه به صراحت ذکر شده است که پروازها به مقصد ایران یا از مقصد ایران می تواند با مجوز OFAC انجام شود.
 ۴. قبول فشارهای آمریکا برای فرودگاهی همچون نجف که بیش از هفتاددرصد پروازهای ورودی و خروجی از آن به مقصد ایران است، عملا به معنی ورشکسته‌شدن و بیکاری صدها پرسنل این فرودگاه است. در نتیجه برای ممانعت از تحریم این فرودگاه یا بی‌تاثیر کردن این تحریم‌ها و نیز ممانعت از ورشکسته‌شدن آن به سادگی می‌توان نظام تسویه مبتنی بر دینار را برای این فرودگاه پیشنهاد کرد. این ساختار باید از ابتدا به‌گونه‌ای طراحی شود که هیچ نیاز عملیاتی به سیستم مالی آمریکا ایجاد نکند. در حقیقت باید کل زنجیره مالی این پروسه بررسی شود تا هیچ پرداختی ناخواسته وارد بانک آمریکایی،  روابط کارگزاری بانکی آمریکایی یا شبکه‌ای که دسترسی دلاری آن برای طرف عراقی حیاتی است، نشود.
۵. عراق می‌تواند یک فرودگاه خود (برای مثال فرودگاه نجف یا کربلا) را به گونه‌ای بازسازی ساختاری کند که مالکیت، مدیریت، قراردادها، درآمدها و تسویه خدمات آن تحت قانون عراق و به پول ملی این کشور باشد و بتواند بدون وابستگی عملیاتی به نظام مالی آمریکا فعالیت کند؛ سپس هر شرکت هواپیمایی خارجی، از جمله شرکت‌های ایرانی، صرفاً بر اساس قوانین هوانوردی عراق امکان استفاده از آن را داشته باشد.
روشن است که پذیرش تحریم‌های دلاری و عمل بر اساس نظام تسویه دیناری به مراتب بهتر از ورشکسته‌شدن و انتفاع اقتصادی‌بودن این فرودگاه خواهد بود. این پیشنهاد را می‌توان روی میز کارگزار عراقی گذاشت.
۶. طبیعتا دولت فعلی عراق که برکشیده رویکرد سیستمی ایران و گروه‌ها و احزاب نزدیک به ایران (در قالب اطار تنسیقی) است، آن‌قدر از فشارهای آمریکا نگران و ترسان هست که زودتر از هر دولت دیگری به پیشواز اجرای تحریم‌ها و خواسته‌های آمریکا علیه ایران برود. در نتیجه نمی‌توان توقع داشت صرف ارائه این پیشنهاد حقوقی منجر به پذیرش آن از سوی چنین دولتی با چنان مختصاتی بشود.
۷. با این حال باید توجه داشت که ایالات متحده تنها عامل موثر بر رفتار عراق نبوده و نخواهد بود. تصمیم بغداد حاصل برهم‌کنش چند متغیر است: فشارها و مشوق‌های آمریکا، ملاحظات حاکمیتی عراق، منافع اقتصادی و محدودیت‌های سیاسی- امنیتی عراق و در نهایت روابط عراق و ایران و ملاحظات اجتماعی و مذهبی جامعه شیعه دو کشور. بر این اساس است که نباید دست بسته نشسته و به این تحریم خسارت‌بار تن داد. 
۸. ایران برای دهه ها و بلکه سده ها در عراق مجموعه‌ای از ظرفیت های اثرگذار طبیعی دارد که می‌تواند بر محاسبات بغداد مؤثر باشد. البته این ظرفیت‌ها الزاماً به معنای «توان تحمیل تصمیم» در تمام موارد یا در همه زمان‌ها نیست اما می‌تواند در جای خود بر اراده دولت عراق اثر گذاشته و آن را وادار به فشار بر آمریکا کند.
به اختصار این ظرفیت ها عبارت اند از
مبادلات انرژی (شامل برق و گاز صادراتی از ایران به عراق)
 تنگه هرمز و عبور نفت و کالا
گروه‌های مسلح مقاومت در عراق
 شبکه علمایی در نجف، ظرفیت‌های عشایری و افکار عمومی جامعه شیعه عراق
۹. استفاده بهینه از این ظرفیت‌ها در نهایت می‌تواند دولت عراق را وادار به گفت و‌گو با دولت آمریکا و دریافت استثنای OFAC  یا تغییر ساختاری یک فرودگاه محلی برای تعامل دوجانبه با ایران کند. این‌گونه دولت ایران به جای تهدید یک پیشنهاد معتبر حقوقی روی میز طرف عراقی گذاشته و بهانه را از وی سلب کرده و در زیر میز نیز از ظرفیت‌های موثر خود برای پذیرش این طرح حقوقی بهره می‌برد.
10 صفحه اول