سقوط اقتصاد تئاتر

با 5 فعال هنرهای نمایشی از خانه نشینی تئاتری های فاخر ساز، نبود سالن ، معیشت هنرمندان و نمایشنامه های ضعیف گفتیم و شنیدیم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:



«بعد از شش ماه تمرین برای تئاتری فاخر، بالاخره موفق شدیم مجوز بگیریم و چند روزی را روی صحنه تئاتر برویم و آخرش برای شش ماه خاک صحنه خوردن 2 میلیون تومان دستمزد گرفتم. این حال و روز تعداد زیادی از تئاتری های مشهد است اما همچنان با عشق به کارشان ادامه می دهند. این مسئله اگر حاصل کم‎کاری و سنگ اندازی مسئولان این حوزه نیست، پس نامش را باید چه بگذاریم؟»این فقط چند سطر از صحبت های یکی از بازیگران خراسانی است که سال هاست دغدغه تئاتر فاخر را دارد؛ اما به قول خودش نتیجه اش شده این. با این که عمر تئاتر مشهد به  ۱۱۵ سال رسیده و فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته اما همچنان درآمد از تئاتر به عنوان یک شغل هنری و حرفه ای، وضعیتی دور از دسترس است.  برای بررسی دلایل سقوط اقتصاد تئاتر در خراسان میزگردی در تحریریه روزنامه خراسان با حضور سیدجواد اشکذری، محمد مداح حسینی، شادی غفوریان، حبیب قاآنی وحمید خادمی از فعالان این حوزه برگزار کردیم و درباره وضعیت امروز تئاتر مشهد، اقتصاد اجرا، مدیریت فرهنگی، مخاطب و آینده این هنر به گفت‌وگو پرداختیم. در ادامه، گوشه‌ای از موضوعات مطرح شده در این میزگرد را می خوانید. 


چرا تئاتری های فاخرساز 
خانه نشین شده اند؟

جواد اشکذری -نویسنده و کارگردان تئاتر
برای پاسخ به این سوال که چرا تئاتر مشهد و خراسان به این روز افتاده، باید بگویم کمبود سالن‌های تخصصی اجرا، یکی از متهمان ردیف اول این ماجراست. سالن هایی که داریم استاندارد لازم را ندارند و در سال‌های اخیر برخی تماشاخانه‌های خصوصی که از استانداردهای قابل قبولی برخوردار بودند، به دلیل نبود حمایت تعطیل شده‌اند. متولیان تئاتر در اداره کل ارشاد هم در شرایط فعلی طرح و برنامه ای کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت برای تئاتر ندارند؛ در حالی که در دهه ۹۰ این برنامه‌ریزی‌ها با مشارکت تئاتری‌ها انجام می‌شد.نتیجه این بی برنامه بودن تئاتر  را امروز به وضوح می‌توان در ترکیب آثار روی صحنه دید. یکی از نتایجش این است که  حدود ۸۰ درصد مخاطبان به سمت تئاترهای تجاری و کم‌مایه رفته‌اند و در مقابل، بخشی از تئاتری‌هایی که به تولید آثار فاخر علاقه دارند، به دلیل بی‌برنامگی، قوانین بازدارنده و مشکلات متعدد دیگر، خانه‌نشین یا کم‌کار شده‌اند. به این ترتیب، تئاتر مشهد امروز بدون یک مسیر مشخص و در سردرگمی کامل و بی هدف به حیات نصفه نیمه  خود ادامه می دهد.تئاتر هنری علمی است و نمی‌توان آن را صرفاً بر اساس غریزه و تجربه پیش برد. همان‌طور که در یکی از دیالوگ‌های استاد صابری آمده است: «گربه هم روی پیانو راه برود یک وینگ وینگی می‌شنویم، آیا گربه هم هنرمند است؟»
 متاسفانه امروز هر اثری با هر کیفیتی روی صحنه می رود و معلوم نیست با چه منطقی برای این اجراها مجوز صادر می شود. در این میان، بی عملی مدیریت فرهنگی به شدت آزار دهنده است. مدیران ارشاد نباید فقط ناظر باشند؛ هدایت و حمایت نیز بخشی از مسئولیت آن‌هاست. یک نکته مهم دیگر هم این است که در استان و مشهد باید مشخص شود برای تئاتر کودک و نوجوان چه برنامه‌ای وجود دارد و آیا قرار است این بخش همچنان بدون سیاست مشخص رها شود و هر اثری را که دست و جیغ و موسیقی داشت، به عنوان تئاتر کودک به خورد جامعه دهیم؟

نبود امنیت، بزرگ ترین معضل تئاتر  
محمد مداح حسینی -منتقد تئاتر 
به نظر چالش ها زیاد است که من به صورت تیتروار فقط به آن ها اشاره و از توضیح عبور می کنم. از مهم‌ترین چالش هایی  که امروز به تئاتر مشهد ضربه می‌زند، چیزی جز نبود امنیت برای تئاتر نیست. در هر اتفاق و بحرانی، یکی از نخستین حوزه‌هایی که تعطیل می‌شود، تئاتر است. وضعیت بیمه تئاتری‌ها نیز به این ناامنی دامن می‌زند و شرایط فعالیت حرفه‌ای را برای هنرمندان دشوارتر می‌کند.محدودیت سالن نیز مشکل دیگری است و هم‎اکنون در مشهد  حدود پنج سالن امکان اجرای تئاتر دارند و همین مسئله باعث شده است تعداد محدودی از گروه‌ها فرصت اجرا و تمدید آن را پیدا کنند. از طرف دیگر، فصلی بودن تئاتر نیز به این مشکلات افزوده و گروه‌ها در برخی ماه‌ها امکان اجرای آثارشان را ندارند. محدودیت‌های موضوعی نیز با توجه به تحولات اجتماعی تغییر می‌کند و گاهی سوژه‌هایی به خط قرمز تبدیل می‌شوند. در این میان، تبعیض میان تئاتر و سینما در بیان برخی موضوعات نیز مطرح است؛ به این معنا که بعضی محتواها در تئاتر با سخت‌گیری بیشتری مواجه می‌شوند، در حالی که در سینما امکان بیان آن‌ها وجود دارد.محدودیت زمان اجرا و تبلیغات شهری نیز به تئاتر ضربه می‌زند. گروهی ممکن است ماه‌ها برای یک اثر تلاش کند اما تنها ۱۰ شب فرصت اجرا داشته باشد. از سوی دیگر، هنرمندان مشهدی جز صفحات شخصی، امکان چندانی برای تبلیغات ندارند و اگر اینستاگرام قطع شود، تلویزیون، رسانه‌ها و بیلبوردهای شهری نیز امکان تبلیغ مناسبی در اختیار آن‌ها نمی‌گذارند.از حدود یک دهه پیش، رشد قارچ‌گونه آموزشگاه‌های تئاتر نیز نسل جدیدی را وارد این حوزه کرده است؛ افرادی که در این آموزشگاه‎ها دوره کوتاهی را گذرانده اند، به یکباره روی صحنه تئاتر می روند و می شوند مدعی نویسندگی و بازیگری و کارگردانی؛ در حالی که برخی هنرمندان حرفه‌ای سال‌ها برای رسیدن به صحنه تلاش کرده‌اند و مجبورند به دلیل نبود سالن مدت‎ها خانه نشین شوند. 

رونق تئاتر بدون سود مالی !
حبیب قاآنی- روزنامه نگار و منتقد تئاتر 
بعضی از دوستان ما در تئاتر از رسانه ها انجام تکالیفی خارج از حدود اختیارات‎شان را انتظار دارند. رسانه‌ها امروز در مشهد در قالب نقد و معرفی به تئاتر می‌پردازند، اما نباید تبلیغ تئاتر برای جذب مخاطب را وظیفه رسانه دانست. مسئله اصلی این است که چرخ اقتصاد تئاتر را مخاطب می‌چرخاند ولی متاسفانه در تئاتر مشهد، بیشتر از این که برای جذب مخاطب برنامه‌ریزی کنیم، به تولید تئاتر پرداخته‌ایم.گردش مالی کل تئاتر مشهد در سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد تومان بوده است؛ در حالی که در تهران برخی تئاترها شبی یک میلیارد تومان می فروشند.  حالا شاید بپرسید دلیل این فروش کم بلیت چیست؟ مشکل از جایی شروع می‌شود که ما از همه اجزای مؤثر در زمینه  رونق تئاتر استفاده نمی‌کنیم. تعداد زیادی از مخاطبان به دلیل این که تئاتری متناسب با دیدگاه‌ها و سلیقه آن‌ها تولید نکرده‌ایم، به سالن‌ها نمی‌آیند. برای حل این مشکل باید به توزیع عادلانه سالن‌های تئاتر در سطح شهر نیز توجه کرد. هم‎اکنون بیشتر سالن‌های تئاتر در محدوده میدان تقی‌آباد و بولوار تقی‌آباد قرار دارند و در بخش‌های دیگر شهر، سالن فعال چندانی نداریم؛ در نتیجه بخش بزرگی از مخاطبان بالقوه از چرخه تئاتر حذف می‌شوند.

امان از مجوزهای دیرهنگام 
شادی غفوریان- کارگردان و بازیگر
من هم اگر بخواهم به برخی مشکلاتی که تئاتر مشهد را به این روز نشانده است، صحبت کنم به نظرم یکی از مهم‎ترین چالش ها موضوع صدور دیرهنگام مجوزهاست. گاهی مجوز اجرای یک تئاتر زمانی صادر می‌شود که تنها چند روز تا آغاز اجرا باقی مانده و گروه، تازه در آن زمان اجازه تبلیغات پیدا می‌کند. این در حالی است که برای یک اجرا، گروه باید چند مرحله مجوز دریافت کند؛ یک بار برای متن، یک بار از شورای نظارت و سپس برای تبلیغات مجازی، بیلبوردهای شهری و موارد دیگر.هر یک از این مجوزها زمان و توان زیادی از گروه‌های تئاتری می‌گیرد؛ در حالی که می‌توان این فرایندها را در یک قالب مشخص و یکپارچه انجام داد تا گروه‌ها زمان بیشتری برای تولید، تبلیغات و جذب مخاطب داشته باشند.برای گرفتن مجوز حتی یک پوستر ساده نیز گاهی باید چندین بار به اداره مربوط مراجعه کرد و در این مسیر، دست‌اندازهای زیادی پیش روی گروه‌ها قرار دارد. نکته قابل تأمل دیگر، اعمال نظر و روش‌های فردی و سلیقه‌ای در برخی فرایندهاست؛ مسئله‌ای که می‌تواند روند دریافت مجوز را طولانی‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیر کند.در چنین شرایطی، هنرمندان تئاتر بیش از هر چیز تلاش می‌کنند بقای این هنر را حفظ کنند. بسیاری از آن‌ها از حمایت‌های موجود تا حد زیادی ناامید شده‌اند و ادامه فعالیت‎شان بیشتر بر پایه تلاش شخصی و حفظ چراغ تئاتر استوار است. ساده‌سازی و یکپارچه‌سازی فرایند صدور مجوزها می‌تواند بخشی از این فشار را از دوش گروه‌های تئاتری بردارد.
​​​​​​​
جولان نمایشنامه های غیراستاندارد 
حمید خادمی- بازیگر
امروز درباره اقتصاد تئاتر به نکات مهمی اشاره شد؛ ولی یکی از نکات مهم این است که باید در اصل تعریف اقتصاد تئاتر که در تعریف امروز، عمدتاً از طریق فروش بلیت درآمد کسب می‌کند؛ بازنگری کرد. اگر اقتصاد تئاتر و چیستی و کارکردهای آن درست تعریف شود، آن وقت می توانیم به برنامه ریزی درستی برسیم. 
از این موضوع که بگذریم، به نظر من یکی از موضوعات مهمی که به جذب مخاطب و در نهایت فروش بلیت ضربه زده، نبود متن‌های استاندارد در حجم بالاست؛ مسئله‌ای که البته در سراسر کشور نیز وجود دارد. در این مسیر، به سلیقه‌های مختلف مخاطبان هم چندان توجه نشده است. این در حالی است که با رجوع به متون کهن و به‌روزرسانی آن‌ها می‌توان به نتایج خوبی در زمینه استانداردسازی متن رسید.ما در ادبیات کهن این سرزمین متون فاخر زیادی داریم اما با وجود این، در بسیاری از موارد نویسندگان ترجیح می‌دهند متنی دم‌دستی بنویسند و در همان مسیر ادامه دهند که نتیجه اش می شود وضع موجود. 
10 صفحه اول