«نوایی»؛ نغمهای فراتر از زمان
رازماندگاری قطعه نوایی چیست؟درسالگرد درگذشت استاد غلامعلی پور عطایی که همه ما او را با قطعه موسیقی«نوایی» می شناسیم با علی پورعطایی ، فرزنداوگفت وگوکرده ایمنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
«الله مدد»، «الله هو» ،«نوایی» و ...را میشود درشمارآن قطعههایی قرارداد که بسیاری آن ها را با صدای غلامعلی پورعطایی و دوتارنوازی های سحرانگیزش شنیده اند؛این نغمههایی ازمرزتربتجام محل تولد پورعطایی گذشتند و نام دوتارخراسان را به گوش مخاطبانی دورتررساندند. اگرچه بسیاری ازما استادپورعطایی را با قطعه مشهور«نوایی» می شناسیم ؛ اما او شاگردان فراوانی را نیز پرورش داد که هرکدام حرف های زیادی برای گفتن درحوزه موسیقی مقامی خراسان دارند.ازهمراهی با گروه هنرهای آیینی محمد فاروق کیانیپوردرتالاررودکی و سفارتخانههای اروپایی تا حضوردرجشنوارههای موسیقی فجر ونواحی، مسیرهنری او ازیک خنیاگرمحلی تا چهرهای شناختهشده درعرصه موسیقی نواحی ایران امتداد یافته است. صدای دوتار اوحتی پایش را به سینما ومستندهای مختلف بازکرده است. غلامعلی پورعطایی زاده ۱۳۲۶ و درگذشته۱۲مهر۱۳۹۳ است. به مناسبت سالروز درگذشت این استاد کم نظیرموسیقی مقامی خراسان با علی پورعطایی(بیدل) درباره قطعه معروف نوایی وناشنیده ها درباره این قطعه گفت وگو کرده ایم.
جناب پورعطایی اولین بارچه زمانی قطعه «نوایی» را با صدا ودوتارپدرتان شنیدید؟چه شدکه«نوایی» تا این حد شنیده و ماندگارشد؟
قطعه «نوایی» اولین و دورترین خاطرهای است که ازدوران کودکیام با دوتار و صدای پدرم به یاد دارم.بهتراست بگویم اولین قطعهای که ازآن سالها درذهنم مانده،«نوایی» است. پدرم این قطعه را ازدهه۴۰ دراجراهای داخلی وخارجی همواره اجرا میکرد.اوایل دهه۸۰ برنامه تلویزیونی«نهانخانه دل» به کارگردانی فاروق حیدری ساخته شد.رویا نونهالی واستادفاروق کیانی نیزدراین برنامه حضورداشتند و قطعه«نوایی» با اجرای پدرم ضبط شد وتنظیم استاد فردین خلعتبری به زیبایی روی آن قطعه انجام شد.درآن برنامه، پدرم بعد ازمدتها «نوایی» را با سبک دیگری اجرا کرد.درآن زمان تعداد شبکههای تلویزیونی کمتربود و فضای مجازی هم به گستردگی امروزنبود؛ بنابراین پخش مداوم این قطعه ازتلویزیون باعث شدپدرم بیش ازگذشته شناخته شود.کاربه جایی رسیدکه آنقدر«نوایی» با نام پدرم گره خوردکه بسیاری او را با همین قطعه میشناختند و حتی بعضیها فکرمیکردند نام خانوادگی پدرم «نوایی» است.
استاد پورعطایی درانتخاب اشعار بهشدت سختگیر بودند. دلیل این سختگیری ازکجا سرچشمه میگرفت؟
پدرم ، ادبیات تدریس میکرد. با شاعران مختلف، ازجمله جامی، بیدل دهلوی، مولانا و دیگرشاعران، آشنایی بسیارزیادی داشت و ازاعماق وجودش عاشق ادبیات وشعربود. همین آشنایی عمیق با ادبیات باعث میشد درانتخاب شعر و بهویژه خوانش درست آن حساسیت زیادی داشته باشد.اوتأکید فراوانی داشت که شعرباید درست خوانده شود تا عمق معنای هرکلمه به مخاطب منتقل شود.ازکنارهیچ کلمهای درهنگام خواندن به سادگی نمیگذشت و معتقد بود هر واژه جایگاه و معنای خاص خودش را دارد.پدرم اعتقاد داشت هرکلمه و هرشعر را باید به گونهای خواند که روح آن کلمه،که در کالبد واژهها جاری است،درگوش وجان مخاطب، خود را نشان دهد. برای اوخواندن شعر به دلیل انتقال جان و معنای شعر به مخاطب اهمیت داشت.
به نظر شما دلیل ماندگاری برخی آثار دردنیای موسیقی چیست؟
سادهترین مثال برای توضیح این موضوع این است که یک غذای محلی را وقتی روی آتش میگذاریم، به قول خودمان آنقدرصبرمیکنیم تا غذا جابیفتد. نمیتوانیم آن را با غذاهای فستفودی امروزکه درچند دقیقه آماده میشوند، مقایسه کنیم. «نوایی» و بسیاری آثارماندگاردیگر هم درموسیقی محلی جا افتاده بود و به مرور زمان به بخشی ازحافظه موسیقایی مردم تبدیل شد.یادم میآید یکی ازشاعران معروف همان سالها، وقتی این قطعه همهگیرشده بود، شعری سرود وآن را به پدرم داد. وزن این شعردقیقاً با شعر«نوایی» یکی بود و از پدرم خواست فقط یک باراین شعر را با آهنگ «نوایی» بخواند. پدرم به او گفت: «شعر شما بهشدت زیباست، اما نوایی فقط نوایی است. این آهنگ و این شعر تغییرکردنی است.»تا امروز «نوایی» به سبکهای مختلف، ازراک و جاز و بلوزگرفته تا پاپ و موسیقی سنتی، بارها اجرا شده است؛ اما همه این اجراها همچنان برپایه همان قطعه معروف فولکلورخراسان شکل گرفتهاند. امروز بهترمیتوانیم معنای حرف پدرم را درک کنیم؛ «نوایی» آنقدردرموسیقی و حافظه مردم جا افتاده که هرخوانش تازهای هم نمیتواند اصل و هویت آن را از بین ببرد.
چرا درسالهای اخیردیگر شاهد تولید چنین موسیقیهای ماندگاری در این حوزه نیستیم؟
اولین و مهمترین دلیلش این است که عشق و احساس کمرنگ شده است. ما تبدیل به مردمی شدهایم که بخش زیادی از زندگیمان دراینترنت، فضای مجازی و هوش مصنوعی میگذرد. یادم میآید درتمرینهایی که پدرم به من میداد، برای پیدا کردن یک شعرگاهی هفتهها درکتابخانه پدرجستوجو میکردم تا بتوانم شعری مثلا ازسعدی پیدا کنم. اما امروز با ورود اینترنت، همه چیزساده و سریع شده و دیگرآن هیجان ،تلاش وذوق زدگی به محض پیدا کردن یک شعر وجود ندارد.امروز هوش مصنوعی آهنگ میسازد، موسیقی مینوازد و شعرمیگوید. به نظر من، این سرعت و سهولت باعث شده بخشی ازحس و عشق و تلاشی که برای تولید یک اثرماندگارلازم است، کمرنگ شود.امروز انسانها دچار وضعیت عجیبی شدهاند. به نظر من اگر مولانا رابه دنیای امروز بیاوریم و او را درچنین شرایطی قراردهیم، شاید حتی نتواند یکی ازهمان بیتهای ماندگارش را بسراید.
اگرقرار باشد توصیهای ازاستاد پورعطایی را برای جوانهای حوزه موسیقی بازگو کنید، آن توصیه چیست؟
اولین باری که دریک جشنواره رسمی شرکت کردم، حدود سال۸۰ بود؛ جشنواره ای درکرمان برگزارشده بود وچون سنم کم بود، همیشه درتبوتاب اول شدن بودم. پدرم آن زمان نصیحتم کرد وگفت:«هیچوقت به خاطر پول، مادیات، ساز ومقام و رتبه ساز نزن؛ برای دل و عشق سازبزن. اگردراین فضا سازبزنی، همه اینها به دنبال تو میآیند و تو را هرکجای دنیا که باشی، پیدا میکنند.»من ازآن به بعد سعی کردم برای عشق و دلم سازبزنم و به مروردیدم همه آن چیزهایی که پدرم گفته بود، به سراغم آمد.به نظرم این توصیه مهمی است که می توان به گوش گرفت و دراین مسیر موفق بود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
هم می جنگیم هم مذاکره میکنیم
-
فتح آسمان در هانوی
-
اندر حکایت اصحاب«ما گفته بودیم»
-
فرهادی علیه هالیوود
-
نه به غافلگیری مقابل «ال نینو»
-
آتش بر صادرات نفت سعودی
-
خیابان تمام نمیشود اما...
-
لبخند وپول برای امروز، برچسبی برای تمام عمر
-
متهم پرونده جنایت های مسلحانه مشهد دستگیرشد
-
معمای سیگنال ارزی بانک مرکزی
-
«نوایی»؛ نغمهای فراتر از زمان


