همزمان با روز ورزش و تربیت بدنی، رمضان شکری پیشکسوت فوتبال مشهد مهمان تحریریه «خراسان» بود و از خاطره ها و مشکلات این روزهای فوتبال مشهد گفت
خاطره بازی با دوران طلایی فوتبال مشهد
نویسنده: سارا عباس نژاد
مترجم:
در فوتبال مشهد، کمتر تیمی را میتوان پیدا کرد که مثل ابومسلم، قصه فراز و فرودهایی را همزمان در کارنامهاش داشته باشد. رمضان شکری از پیشکسوتان نسل طلایی فوتبال خراسان است؛ با چمدانی پر از لباس های ابومسلم در ادوار مختلف که گویی تمام سالهای فوتبال مشهد در آن نهفته است، مهمان روزنامه خراسان می شود؛ اما نه صرفا برای بازگویی روزهای باشکوه، می خواهد از چالشهایی که فوتبال مشهد با آن دست و پنجه نرم می کند، بگوید. دلبستگی مشهدی ها به تیم ابومسلم چیزی نیست که بشود پنهانش کرد. چنان که پیشکسوت نامآشنای فوتبال مشهد می گوید: ماجرای عجیب تیم ابومسلم اینجاست که با وجود فاصلهای بزرگ میان گذشته و امروز، هنوز نامش برای مردم مشهد زنده است؛ آنقدر که حتی وقتی تماشاگران بازیکنان حاضر در زمین را نمیشناسند، باز هم برای دیدن تیم محبوبشان راهی ورزشگاه میشوند. اینجا دیگر فقط فوتبال مطرح نیست؛ پای خاطره، هویت و عشقی در میان است که ظاهراً با سقوط و سالهای دوری از روزهای اوج هم از بین نرفته است.
وقتی پیروزی بر پرسپولیس، یک امر عادی بود
رمضان شکری در این گفت و گو می گوید: تیمی که روزگاری در برابر استقلال و پرسپولیس قد علم میکرد و پیروزیاش برابر غولهای پایتخت، اتفاقی دور از انتظار نبود، اما امروز در لیگ دسته سوم به میدان میرود. این پیشکسوت فوتبال مشهد درباره ورودش به ابومسلم می گوید: ماجرای ورود من به ابومسلم یک اتفاق خاص بود، سال ۶۹ در حالی که هنوز بازیکن پیام بودم با ابومسلم قرارداد بستیم و در همین شرایط برای پیام در مقابل ابومسلم با پنالتی گلزنی کردم. وی درباره روزهای طلایی ابومسلم بیان می کند: آن روزها پیروزی برابر استقلال و پرسپولیس اتفاقی دور از ذهن نبود. حتی در ورزشگاه ثامن، پرسپولیس را یک بر صفر بردیم. اگر بخواهم از جنبه مالی آن روزها بگویم، قرارداد ما ۵۰ هزار تومان بود و ماهیانه ۵ هزار تومان حقوق میگرفتیم؛ اما مسئله، عِرق عجیبی بود که برای رسیدن به هدف داشتیم. در آن دوران، رسیدن به آن «پیراهن» در مشهد به اندازه جان دادن در میدان سخت بود، تنها کسانی که واقعاً توانمند بودند، میتوانستند به آن جایگاه برسند.
در ادامه، از دوران مربیگری و همکاری با میثاقیان تعریف می کند: با مربیان زیادی کار کردم، از فیروز کریمی گرفته تا فرهاد کاظمی. اما همکاری با اکبر میثاقیان خاطرهای ماندگار برایم دارد. یک بار که راهآهن در انتهای جدول بود، میثاقیان با شوخی میگفت «اگر تیم را نگه نداریم، خودم را از برج میلاد پایین میاندازم!» خوشبختانه با پیروزی در پلیآف، تیم ماند و آن شوخی به یک خاطره تبدیل شد.
فوتبال؛ ویترین ورزش و ریشه اصلی موفقیت
این پیشکسوت فوتبال مشهد در پاسخ به این که وضعیت امروز ابومسلمچگونه است؟ میگوید: فوتبال مشهد تیمی ریشه دار داشته است. ابومسلم امروز با این که در لیگ دسته سوم است، اما ثابت کرده هنوز هم میتواند هزاران نفر را به ورزشگاه بکشاند؛ حتی وقتی تماشاگران، بازیکنان را هم نمیشناسند! این یعنی یک ماندگاری که از دل مردم پاک نمیشود. اما چرا این میراث در خطر است؟ چون نیمقرن است که دغدغه ما نه تکنیک و هنر، بلکه مسائل مالی است.
وقتی از ضرورت توجه مسئولان می پرسیم، شکری بیان میکند: درست است که مدیرکل با دهها رشته ورزشی درگیر است، اما او هم خوب میداند که ویترین اصلی ورزش، فوتبال است. دغدغه اصلی مدیریت ورزشی، داشتن یک تیم قدرتمند در مشهد است. ما جلسات مشترکی داشتهایم و میدانم ایشان با تمام توان در پی این هدف هستند. اما پیشنهاد من این است که بیایید اول ریشه را درست کنیم. اگر فوتبال را درست کنیم، بقیه ورزشها خودبهخود بال و پر میگیرند. شکری در پاسخ به این سوال که آیا بخش خصوصی میتواند تنهایی از پس این هزینهها بربیاید؟ میگوید: بخش خصوصی وارد میدان شده و تلاشهای مجموعه ابومسلم ثامن بسیار ارزشمند است، اما باید واقعبین باشیم؛ توان مالی بخش خصوصی یک «سقف» مشخص دارد. نام ابومسلم چنان بزرگ و سنگین است که هرگز نمیتوان آن را به تنهایی و بدون حمایت ساختاری مدیریت کرد. اگر حمایتِ پشتوانه وجود نداشته باشد، دقیقاً همان اتفاقی که برای «پدیده» افتاد، رخ خواهد داد. ما نباید اجازه دهیم این چرخه تکرار شود؛ چون در لیگهای بالاتر، هزینهها چندین برابر میشود و بدون برنامه، مسیر فقط به سوی سقوط است.
میراثی که در خونِ خانههای مشهد جاری است
در پایان، وقتی از آینده ابومسلم و عشق مردم به این رنگها میپرسیم، پاسخ میدهد: این عشق، در رگهای این شهر و در خون تمام خانهها ریشه دوانده است. وقتی در لیگ ۳ میبینید ۲۵ هزار نفر به ورزشگاه میآیند، فراتر از فوتبال است؛ من ایمان دارم که ابومسلم دوباره پا میگیرد و مردم به آنچه عاشقش هستند، میرسند.
وقتی پیروزی بر پرسپولیس، یک امر عادی بود
رمضان شکری در این گفت و گو می گوید: تیمی که روزگاری در برابر استقلال و پرسپولیس قد علم میکرد و پیروزیاش برابر غولهای پایتخت، اتفاقی دور از انتظار نبود، اما امروز در لیگ دسته سوم به میدان میرود. این پیشکسوت فوتبال مشهد درباره ورودش به ابومسلم می گوید: ماجرای ورود من به ابومسلم یک اتفاق خاص بود، سال ۶۹ در حالی که هنوز بازیکن پیام بودم با ابومسلم قرارداد بستیم و در همین شرایط برای پیام در مقابل ابومسلم با پنالتی گلزنی کردم. وی درباره روزهای طلایی ابومسلم بیان می کند: آن روزها پیروزی برابر استقلال و پرسپولیس اتفاقی دور از ذهن نبود. حتی در ورزشگاه ثامن، پرسپولیس را یک بر صفر بردیم. اگر بخواهم از جنبه مالی آن روزها بگویم، قرارداد ما ۵۰ هزار تومان بود و ماهیانه ۵ هزار تومان حقوق میگرفتیم؛ اما مسئله، عِرق عجیبی بود که برای رسیدن به هدف داشتیم. در آن دوران، رسیدن به آن «پیراهن» در مشهد به اندازه جان دادن در میدان سخت بود، تنها کسانی که واقعاً توانمند بودند، میتوانستند به آن جایگاه برسند.
در ادامه، از دوران مربیگری و همکاری با میثاقیان تعریف می کند: با مربیان زیادی کار کردم، از فیروز کریمی گرفته تا فرهاد کاظمی. اما همکاری با اکبر میثاقیان خاطرهای ماندگار برایم دارد. یک بار که راهآهن در انتهای جدول بود، میثاقیان با شوخی میگفت «اگر تیم را نگه نداریم، خودم را از برج میلاد پایین میاندازم!» خوشبختانه با پیروزی در پلیآف، تیم ماند و آن شوخی به یک خاطره تبدیل شد.
فوتبال؛ ویترین ورزش و ریشه اصلی موفقیت
این پیشکسوت فوتبال مشهد در پاسخ به این که وضعیت امروز ابومسلمچگونه است؟ میگوید: فوتبال مشهد تیمی ریشه دار داشته است. ابومسلم امروز با این که در لیگ دسته سوم است، اما ثابت کرده هنوز هم میتواند هزاران نفر را به ورزشگاه بکشاند؛ حتی وقتی تماشاگران، بازیکنان را هم نمیشناسند! این یعنی یک ماندگاری که از دل مردم پاک نمیشود. اما چرا این میراث در خطر است؟ چون نیمقرن است که دغدغه ما نه تکنیک و هنر، بلکه مسائل مالی است.
وقتی از ضرورت توجه مسئولان می پرسیم، شکری بیان میکند: درست است که مدیرکل با دهها رشته ورزشی درگیر است، اما او هم خوب میداند که ویترین اصلی ورزش، فوتبال است. دغدغه اصلی مدیریت ورزشی، داشتن یک تیم قدرتمند در مشهد است. ما جلسات مشترکی داشتهایم و میدانم ایشان با تمام توان در پی این هدف هستند. اما پیشنهاد من این است که بیایید اول ریشه را درست کنیم. اگر فوتبال را درست کنیم، بقیه ورزشها خودبهخود بال و پر میگیرند. شکری در پاسخ به این سوال که آیا بخش خصوصی میتواند تنهایی از پس این هزینهها بربیاید؟ میگوید: بخش خصوصی وارد میدان شده و تلاشهای مجموعه ابومسلم ثامن بسیار ارزشمند است، اما باید واقعبین باشیم؛ توان مالی بخش خصوصی یک «سقف» مشخص دارد. نام ابومسلم چنان بزرگ و سنگین است که هرگز نمیتوان آن را به تنهایی و بدون حمایت ساختاری مدیریت کرد. اگر حمایتِ پشتوانه وجود نداشته باشد، دقیقاً همان اتفاقی که برای «پدیده» افتاد، رخ خواهد داد. ما نباید اجازه دهیم این چرخه تکرار شود؛ چون در لیگهای بالاتر، هزینهها چندین برابر میشود و بدون برنامه، مسیر فقط به سوی سقوط است.
میراثی که در خونِ خانههای مشهد جاری است
در پایان، وقتی از آینده ابومسلم و عشق مردم به این رنگها میپرسیم، پاسخ میدهد: این عشق، در رگهای این شهر و در خون تمام خانهها ریشه دوانده است. وقتی در لیگ ۳ میبینید ۲۵ هزار نفر به ورزشگاه میآیند، فراتر از فوتبال است؛ من ایمان دارم که ابومسلم دوباره پا میگیرد و مردم به آنچه عاشقش هستند، میرسند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
برپایی 3 نمایشگاه در هفته خوشنویسی مشهد
-
برگزاری اجتماع بزرگ مواکب عراق در مشهد
-
پیست جدید ژیمناستیک در مشهد افتتاح شد
-
خاطره بازی با دوران طلایی فوتبال مشهد
-
پردیس تئاتر مشهد تکمیل و راه اندازی شود
-
اورژانس مشهد همچنان معطل توسعه!
-
55 یا 130؛ جنجال حقوق شهردار مشهد در صحن علنی شورا!
-
نجات ۱۲ محکوم به قصاص از چوبه دار


