نکند از بقیه عقب مانده باشم!

چرا ترس از جا ماندن، ما را به سمت تصمیم‌هایی سوق می‌دهد که شاید انتخاب واقعی ما نباشند؟

نویسنده: دکتر حسین محرابی | روان شناس و مدرس دانشگاه

مترجم:

در دنیای امروز، بسیاری از ما بیش از آن‌که بر اساس خواسته‌ها، ارزش‌ها و نیازهای واقعی خود تصمیم بگیریم، تحت تأثیر این نگرانی هستیم که مبادا از دیگران عقب بمانیم. یکی ازدواج کرده است، دیگری خانه خریده، دوستی کسب‌وکار موفقی راه انداخته و همکلاسی سابق در شبکه‌های اجتماعی از پیشرفت‌های شغلی خود می‌گوید. در چنین فضایی، ممکن است به‌تدریج احساس کنیم زندگی ما از مسیر اصلی خود خارج شده و دیگران در حال رسیدن به مقصدی هستند که ما از آن جا مانده‌ایم. این تجربه روان‌شناختی با اصطلاح «فومو» (FOMO) شناخته می‌شود؛ یعنی ترس از دست دادن فرصت‌ها، تجربه‌ها یا موقعیت‌هایی که تصور می‌کنیم دیگران از آن‌ها بهره‌مند هستند.

​​​​​​​
وقتی زندگی دیگران معیار سنجش ما می‌شود
مقایسه اجتماعی بخشی طبیعی از زندگی انسان است. ما با مشاهده دیگران، گاهی توانایی‌هایمان را ارزیابی می‌کنیم، از تجربه‌های آن‌ها می‌آموزیم و برای آینده انگیزه می‌گیریم. مشکل از جایی آغاز می‌شود که مقایسه کردن، به معیار اصلی ارزش‌گذاری زندگی تبدیل می‌شود. وقتی فرد مدام از خود می‌پرسد «چرا من هنوز به این جا نرسیده‌ام؟»، «چرا همه ازدواج کرده‌اند، اما من نه؟» یا «چرا هم‌سن‌وسال‌های من موفق‌تر به نظر می‌رسند؟»، به‌تدریج ممکن است خواسته‌های شخصی خود را با انتظارات محیط جایگزین کند. در این شرایط، تصمیم‌گیری دیگر صرفاً پاسخی به نیازهای فرد نیست، بلکه تلاشی برای کاهش احساس عقب‌ماندگی و رسیدن به استانداردهایی است که دیگران تعیین کرده‌اند و مسئله صرفاً انتخاب نادرست نیست؛ مسئله این است که ترس از عقب ماندن، فرصت شنیدن صدای درونی فرد را از او می‌گیرد.
چرا موفقیت دیگران ما را نگران می‌کند؟
یکی از دلایل مهم این نگرانی، نیاز انسان به تعلق و پذیرفته شدن است. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و به‌طور طبیعی به واکنش دیگران، جایگاه خود در گروه و میزان پذیرفته شدن‌مان اهمیت می‌دهیم. از همین رو، مشاهده موفقیت دیگران گاهی به‌جای آن‌که الهام‌بخش باشد، احساس ناکافی بودن را در ما فعال می‌کند. از سوی دیگر، ذهن انسان در شرایط عدم قطعیت تمایل دارد به دنبال نشانه‌هایی برای اطمینان از انتخاب درست بگردد. وقتی درباره آینده خود مطمئن نیستیم، زندگی دیگران ممکن است به معیاری برای سنجش مسیرمان تبدیل شود. 
شبکه‌های اجتماعی هم می‌توانند این فرایند را تشدید کنند. آن‌چه در این فضا می‌بینیم، معمولاً گزیده‌ای از لحظات مطلوب زندگی دیگران است، نه تصویری کامل از واقعیت روزمره آن‌ها. ما ممکن است موفقیت شغلی یک نفر، سفرهای دیگری یا تصاویر خانوادگی فردی دیگر را کنار هم قرار دهیم و از مجموع آن‌ها تصویری آرمانی بسازیم؛ سپس زندگی واقعی و پرچالش خود را با این تصویر مقایسه کنیم. در نتیجه، فرد ممکن است احساس کند همه در حال پیشرفت‌اند و تنها اوست که عقب مانده است؛ در حالی که این برداشت، لزوماً بازتاب واقعیت نیست.
هزینه تصمیم‌هایی که از ترس گرفته می‌شوند
تصمیم‌های مهم زندگی معمولاً پیامدهایی بلندمدت دارند و به شناخت، تأمل و ارزیابی واقع‌بینانه نیازمندند. زمانی که ترس از جا ماندن بر فرایند تصمیم‌گیری غلبه می‌کند، فرصت بررسی این پرسش‌ها کاهش می‌یابد. تصمیم‌گیری تحت فشار مقایسه ممکن است فرد را به انتخاب‌های شتاب‌زده، پذیرش تعهدات فراتر از توان، نادیده گرفتن نشانه‌های هشداردهنده و حتی فاصله گرفتن از علایق واقعی خود سوق دهد. در چنین شرایطی، فرد شاید در کوتاه‌مدت از احساس عقب‌ماندگی رهایی پیدا کند، اما در بلندمدت با پیامدهای انتخابی روبه‌رو شود که از آمادگی یا خواسته واقعی او سرچشمه نگرفته است.
چگونه از دام فومو فاصله بگیریم؟
نخستین گام، شناختن احساس و نام‌گذاری آن است. هرگاه در مواجهه با موفقیت دیگران احساس اضطراب، عجله یا ناکافی بودن کردیم، بهتر است پیش از اقدام از خود بپرسیم: «آیا واقعاً این خواسته من است یا از این می‌ترسم که از دیگران عقب بمانم؟» همین مکث کوتاه می‌تواند فاصله‌ای میان احساس و تصمیم ایجاد کند.
گام دوم، بازگشت به ارزش‌ها و اولویت‌های شخصی است. هر فرد تعریف متفاوتی از موفقیت دارد. برای کسی، پیشرفت شغلی در اولویت است؛ برای دیگری، آرامش روانی، روابط معنادار، استقلال یا فرصت یادگیری اهمیت بیشتری دارد. هیچ‌یک از این اولویت‌ها به‌خودی‌خود بر دیگری برتری ندارد. آنچه اهمیت دارد، هماهنگی انتخاب‌ها با شرایط و ارزش‌های واقعی زندگی هر فرد است.
گام سوم، پذیرفتن تفاوت در زمان‌بندی زندگی‌هاست. زندگی مسیر واحدی با ایستگاه‌های اجباری و زمان‌بندی یکسان نیست. ازدواج، تحصیل، پیشرفت شغلی، مهاجرت یا رسیدن به استقلال مالی، زمان مشخص و مشترکی برای همه ندارند. دیرتر رسیدن به یک هدف، لزوماً به معنای شکست نیست و نرسیدن به هدفی که دیگران برای خود انتخاب کرده‌اند، به معنای عقب‌ماندگی محسوب نمی‌شود.
به‌جای مسابقه با دیگران، مسیر خود را بشناسیم
شاید یکی از دشوارترین بخش‌های زندگی امروز این باشد که بپذیریم نمی‌توانیم همه فرصت‌ها را تجربه کنیم، همه مسیرها را همزمان پیش برویم و در تمام زمینه‌ها از دیگران پیشی بگیریم. هر انتخابی، به معنای انتخاب نکردن مسیرهای دیگری نیز هست. این واقعیت الزاماً نشانه شکست یا محرومیت نیست، بلکه بخشی طبیعی از محدودیت‌های زندگی انسان است.
همه فرصت‌ها را نمی‌توانیم انتخاب کنیم
رهایی از فومو به معنای بی‌تفاوتی نسبت به پیشرفت دیگران یا کنار گذاشتن اهداف بلندپروازانه نیست. هدف آن است که بتوانیم از موفقیت دیگران الهام بگیریم، بدون آنکه ارزش خود را با سرعت حرکت آن‌ها بسنجیم؛ فرصت‌های تازه را بشناسیم، بدون آنکه از ترس ازدست‌دادن، بی‌محابا به سوی آن‌ها حرکت کنیم و برای آینده برنامه‌ریزی کنیم، بدون آنکه آرامش امروزمان را قربانی مقایسه‌های بی‌پایان سازیم.
در نهایت، شاید پرسش مهم این نباشد که «آیا از دیگران عقب مانده‌ام؟»، بلکه این باشد که «آیا در مسیری حرکت می‌کنم که با آنچه برای من واقعاً اهمیت دارد، هماهنگ است؟» پاسخ به این پرسش می‌تواند ما را از مسابقه‌ای بی‌پایان با دیگران بیرون بیاورد و به سوی زندگی‌ای هدایت کند که در آن، تصمیم‌ها نه از ترس جا ماندن، بلکه از شناخت، آگاهی و انتخاب آزادانه سرچشمه می‌گیرند.
10 صفحه اول