چگونه کار به ترور زنان در سیستان و بلوچستان رسید؟
آن روی سکه ترور زنان!
نویسنده: جهان تیغی
مترجم:
این که تروریستها در جنوب شرق، بنا به دستوری که از طرف آمرین آمریکایی و صهیونیستی به آنها ابلاغ شده، در ایام پساجنگ تحمیلی دوم و سوم، فقط کشتار به هر طریقی برایشان موضوعیت عملیاتی پیدا کرده و یا این که به علت ناتوانی در اجرای اقدامات سطح بالای نظامی مجبور به اقدامات کور در خیابانها و جادهها شدند و به دنبال به هم زدن امنیت روانی جامعه هستند، جای شکی وجود ندارد؛ ولی خلاصه کردن ریشه ترور فعالان زن در سیستان و بلوچستان به این دو عامل میانه، نگاه کاملی نیست. در این باره بیشتر بخوانید؛
1جریان صهیونیستی و آمریکایی، اساساً بعثت زنانه شکل گرفته در ایران بعد از جنگ را برهمزننده روند شتابان حوادث ۱۴۰۱ و نقطه عطف و دمیدن روح جدید وطنپرستی و زنده شدن ارزشهای ایرانی و اسلامی میداند و مدتهاست که وارد مقابله با آن شده است. اما نسخه و اقدامات مقابلهای جریان صهیونیستی و آمریکایی با بعثت زنانه در نقاط مختلف ایران متفاوت بوده و تک عملیاتی نیست. به طور مثال در تهران عمدتاً عملیات سنگین از نوع جنگ شناختی علیه زنان در حال اجراست ولی در سیستان و بلوچستان همین نقشه واحد در قالب اقدام سخت نظامی مثل ترور و حذف فیزیکی، هم عمل میکند. گرچه این اقدامات در ظاهر متفاوت هستند ولی در نهایت هدفگذاری های یک جنگ ترکیبی علیه کلیت زنان در ایران را کامل میکنند.
2جریان ترور در سیستان و بلوچستان، مدتهاست احساس میکند با یک جنبش زنانه در مقابل خود رو به روست و در چند سال اخیر خواستهها و تاثیرگذاری زنان و مادران بلوچ برای آنها ایجاد مانع شده و اینک احساس میکنند در دل خانوادههای بلوچ و اهلسنت منطقه، نقشههای آنها مطلوب پیش نمیرود و نسل جدید تربیت یافته زنان بلوچ، برای پیوستن عمومی به تروریستها همراهی فراگیری نشان نمیدهد. جریان ترور که به اربابان صهیونیستی خود ایجاد لشکری از جوانان بومی منطقه را وعده داده و در ازای آن، دلارهای سنگینی را دریافت کرده؛ الان نهتنها به سطح مطلوب این تعهد خود نرسیده بلکه مجبور است با هزینههای بیشتر، تروریست خارجی استخدام کند و مکرراً از عناصر غیرایرانی در عملیات های نظامی خود در سیستان و بلوچستان استفاده میکند. تروریستها تصور می کنند با به شهادت رساندن زنان فعال و جریانساز میتوانند مقداری جلوی این جنبش و بیداری زنانه را در منطقه بگیرند.
3 اما آن روی دیگر سکه به هم زننده امنیت روانی در جنوب شرق برای زنان، جریان متحجر فعال در سیستان و بلوچستان قرار دارد که به نوعی دیگر به این موضوع پیوند میخورد. لیدرهای جریان متحجر منطقه که سابقه محدودیت سازی سیستماتیک فرهنگی برای زنان منطقه و سابقه چندهمسری های بیضابطه و کودک همسری را در کارنامه خود دارند، از بیداری زنان در سیستان و بلوچستان و شکلگیری جریانی که حقوق ابتدایی زنانه خود را از آنها مطالبه کند، نگران هستند. این جنبش زنانه بومی اگر زبان گویا پیدا کند و بتواند واقعیتهای تلخ سالهای گذشته در حوزه زنان را به گوش اجتماع برساند، برای برخی سخنرانان پرشور حوادث ۱۴۰۱ و سوءاستفاده کنندگان از شعار «زن، زندگی، آزادی» در سیستان و بلوچستان که از عوامل زمینهساز جمعه سیاه هشت مهر زاهدان هم هستند، گران تمام خواهد شد و کارنامه واقعی آن ها را در حوزه زنان لو خواهد داد و در نتیجه رسوایی بزرگی صورت خواهد گرفت. این جریان متحجر، سیاستزده، فرصتطلب و ریاکار، گرچه علنی کشتن زنان را محکوم میکند ولی همزمان در پشت صحنه با ظلمی بزرگتر و با ترویج اعتقادات متحجرانه مذهبی، راه احیای حقوق عموم زنان در سیستان و بلوچستان را می بندد.
10 صفحه اول


