ایستاده در جهانی بدون تاریخ
گزارش خراسان از مراسم رونمایی مجموعه شعر«دیو ودیوانگی» اثر استاد محمدباقر کلاهی اهری ؛در این مراسم رضا کیانیان و اردشیر رستمی ،بازیگرو نویسنده،کامیار عابدی ،پژوهشگر و منتقد ادبی درباره ویژگی های شعر این شاعر جریان ساز سخنرانی کردندنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:


محمدباقر کلاهی اهری از جمله شاعرانی است که به جرئت می توان او را یکی از افراد جریان ساز در شعر سپید معاصر به شمار آورد. شاعری که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر شعر شاعران سپیدسرای معاصر تاثیر گذاشته است. مدتی پیش مراسم رونمایی از تازه ترین اثر استاد کلاهی اهری با نام «دیو ودیوانگی» با حضور رضا کیانیان، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، کامیار عابدی، نویسنده و منتقد ادبی و اردشیر رستمی، نویسنده برگزار شد که در ادامه مشروح گزارش این جلسه را می خوانید.

رضا کیانیان در ابتدای این نشست به نقش کلیدی محمدباقر کلاهی اهری در شناخت او از شعر و شاعرانگی اشاره کرد و گفت: من شعر و شاعرانگی را با کلاهی اهری شناختم.
در جوانی فکر میکردم شعر همان شعار است ، دوستانی در آن زمان شعرهای شعاری میگفتند که من آن ها را میخواندم ، تئاترها هم شعاری بود اما وقتی با محمد باقر کلاهی اهری آشنا شدم، با شعرهای او بود که فهمیدم شعر و شاعرانگی چیست. در آن دوران وقتی در خیابانها با هم قدم میزدیم، اولین بارقه های جهان شاعرانه را دریافت کردم که بعدها به من کمک زیادی کرد.
وی افزود: سال دوم که به دانشگاه هنرهای زیبای تهران آمدم، در یکی از کلاسها استادمان به ما گفت یک شخصیت واقعی را انتخاب کنید تا من شما را در موقعیتهای مختلف قرار دهم و شما آن شخصیت را بازی کنید. من شخصیت محمد باقر کلاهی اهری را انتخاب کردم و آن زمان نمره «الف» گرفتم.ذات شعر در شخصیت کلاهی اهری جاری است و انتزاعی وجود ندارد. من فهم شعر و شاعرانگی را از آقای کلاهی اهری آموختم. او خانهای در قلبش به من هدیه داده که آن خانه را هیچوقت به هیچکس نمیدهم. کلاهی اهری و شعر او برای همیشه در قلب من ماندگار است.
تخیلی مبتنی بر ریزبافت ها
در ادامه، کامیار عابدی، نویسنده و منتقد ادبی،ضمن تشریح تاریخچه شعر سپید ایران گفت: شعر سپید سبکی جدید است که در مواجهه با سبک شعرهای غربی به وجود آمده و بیشتر از آن که با قالبهای کهن ارتباط داشته باشد، با نثر ارتباط دارد .همانطور که از نامش پیداست، به شعر منثور نیز شناخته میشود. شعر سپید حاصل تلفیق شعر و نثر است و موسیقی شعر کهن فارسی را که حتی نیما و شاعران نیمایی نادیده نمیگرفتند و در قالب شعر نیمایی استفاده میکردند، در شعر سپید نمیبینیم. در شعر سپید تاکید اصلی روی محتوای ذهنی شاعر است. شعر و فرم از طریق محتوا شکل پیدا میکند. شعر سپید از حافظه میگریزد و ما از طریق شعر مکتوب این نوع شعر به جهان سپیدسرا راه میبریم.
وی افزود: این سبک شعری مبتنی بر ذهن و زبان شاعر است، چون از هیچکدام از ابزارهای دیگر قالبها استفاده نمیکند.
عابدی گفت: با توجه به دفترهای شعری استاد کلاهی، به نظر میرسد او از اوایل دهه 60 ذهنش آموخته شعر سپید بود و در آن سالها ذهن و زبانش در مرحلهای قرار گرفته که در شعر او انتقال محتوا به راحتی انجام می شود. تخیل این شاعر مبتنی بر تخیلی ریزبافت است و این تخیل جنبه کلی ندارد، بلکه این تخیل از سطری به سطر دیگر میرود و گاهی اوقات این سطرها با یکدیگر ارتباط مستقیمی پیدا میکند و گاهی اوقات این تخیل ریزبافت از ارتباط مستقیم با یکدیگر دور و به شعر مدرن نزدیک میشود . در نوع دوم، خواننده باید برای دریافت معنی ، درک مدرنی از شعر داشته باشد.
تلفیق سبک هندی و سورئالیسم
این پژوهشگر ادبی تصریح کرد: زمانی که تخیل در شعر محمدباقر کلاهی اهری حالت ریزبافت پیدا میکند، به شعر سبک هندی نزدیک میشود. با توجه به همنشینی کلاهی اهری در دوران جوانی با محمد قهرمان و این که محمد قهرمان در کنار چند تن دیگر مثل امیری فیروزکوهی و احمد گلچین معانی احیاگر شعر سبک هندی بودهاند، بنده فصل مشترکی در سبک هندی و شعر کلاهی اهری میبینم.
وی افزود: در شعر این شاعر، در برخی از بخشها ما نزدیکیهایی را به سبک سورئالیسم میبینیم و شاعر هر دو سبک هندی و سورئالیسم را در برخی شعرها ترکیب کرده است.
وی خاطرنشان کرد:محمدباقر کلاهی اهری به شدت علاقهمند است که اشیا و اشخاص پیرامون خودش را هربار با نگاهی تازه ببیند و به همین دلیل شعر او نیز دایم در حال نو شدن است. وقتی ما دو مجموعه شعر «دیو و دیوانگی» و «باغی در منقار بلبلی» را که به دو بازه زمانی دور از هم منتشر شدهاند، بررسی میکنیم، متوجه نوعی نودیدن میشویم.
عابدی تصریح کرد: دو ویژگی تاکید بر جزئیات و نواندیشی را میتوان دو ویژگی اصلی شعر کلاهی اهری دانست. او وقتی میخواهد از زیبایی طبیعت بگوید، ناخودآگاه اشیا فرمشان را از دست میدهند و در چارچوبی قرار می گیرند که مسیر شعر کلاهی است. او نگاهی رویاگونه به زندگی دارد. اگر بخواهیم از دیدگاه کلاسیکتر درباره آثار این شاعر همروزگارمان صحبت کنیم، بیشتر شعرها از راه گسترش طبیعی تخیل خلق می شود. به نظر او در نوع تخیل ، ارتباط با کلمهها ، نوع نگاهش به طبیعت ، اسطورههاو اجتماع به همه چیز جنبه انسانی میبخشد.دور بودن از شعارزدگی در شعر او مشهود است. او شاعری است که در جهانی بدون تاریخ زندگی میکند. مخاطب، نگاه تاریخی را در شعر او نمیبیند. در واقع او از زمانه خودش فراغت دارد و این فراغت را در قلمرو رؤیا مینویسد و زندگی میکند. بنده از دهه 1370 شعر این شاعر را میشناسم و در گفتوگوهایی که با بیژن جلالی و مفتون امینی داشتم، همواره تاکید میکردم که شعرهای این شاعر کاملاً متمایز است و نوع زبانی خودش را پیدا کرده است.
شعرهایی که میتوان در آن نفس کشید
در پایان این نشست اردشیر رستمی،نویسنده و بازیگر شناخته شده پس از خوانش شعرهایی از کتاب «دیو و دیوانگی» گفت: من ابتدا چند سخن از بزرگان عرصه ادبیات را درباره شعر برایتان بازگو می کنم .پیکاسو میگوید: «بر روی سنگ قبرم بنویسید این جا شاعری خفته است که از روی ناتوانی نقاشی کشیده است» . همچنین ویرجینیا وولف میگوید: «من نمیدانم چرا مردم اجازه میدهند هر چیزی را که کامل نیست، وارد ادبیات شود، یعنی هر چیزی را که شعر نیست.» هرتا مولر هم با آن که داستاننویس است، در کتابهایش به سبکهایی شعرگونه روی میآورد.
وی افزود: حدود 26 سال پیش شعرهای استاد کلاهی را مطالعه کردم و علاوه بر آن، مصاحبههای ایشان را خواندم و بسیار آموختم. شعر کلاهی اهری چیزی است که مرا به مکانهای جدیدی ببرد. من با شعر او نفس میکشم. با این که در شعر این شاعر فلسفه، متافیزیک، زمان، پیرامون و... وجود دارد، اما تصاویر و صحنهها بسیار خصوصی و فرّار هستند. شعر موفق، شعر فرّاری است در صورتی که شعر آرام همواره از زلف و پنجره میگوید. شعر او شعری مدرن با ریخت و ترکیبهای جهانی است. متافیزیک شعر استاد کلاهی، سیال است. جهان شعر او جهانی خصوصی و دریافتهایی منحصر به فرد است که پتانسیلی قدرتمند دارد.


