آدمها، اقلیمها، قصهها
گفتوگو با نسیم سهیلی، مستندسازی که آخرین اثرش بهترین فیلم بخش انسانشناسی جشنواره «آسولو آرت» ایتالیا شد و در آثارش دغدغه به تصویر کشیدن تنوع سبک زندگی مردم کشور را داردنویسنده: صابری
مترجم:
کشورمان ایران سرزمینی است رنگارنگ با اقلیمی متنوع و اقوامی که سبک زندگی هرکدامشان ریشه در هزاران سال تعامل انسان و محیط دارد. اما متاسفانه این دنیای زیبا و رنگارنگ آنچنان که باید در بستر آثار هنری ما منعکس نمیشود و خیلی از ما فکر میکنیم زندگی همان است که ما در کلانشهرها تجربهاش میکنیم. نسیم سهیلی، کارگردان جوان و پرتلاشی است که با نگاهی مردمشناسانه، تجربیات زیسته خود را از سفر به مناطق کمتر دیدهشده کشور در قالب مستندهایی تماشایی به تصویر میکشد. مستندهای او، نهتنها روایتگر زیباییهای فرهنگی، اقلیمی و انسانی این سرزمیناند، بلکه تصویری واقعی از چالشهای زیست در مناطق مهجور ارائه میدهند. آثاری که در جشنوارههای خارجی با اقبال مواجه شدهاند؛ بهبهانه موفقیت آخرین اثرش در جشنواره آسولو آرت ایتالیا به سراغش رفتیم تا از دغدغهها و چالشهایش بگوید.

دنبال داستانهای دیده نشده و بزرگ هستم
سهیلی درباره محور اصلی کارش میگوید: «دغدغه اصلی من در مستندسازی، شناخت و بازنمایی هویت فرهنگی، زیست اجتماعی و سبک زندگی اقوام و مردمان گوناگون ایران است. در واقع، وقتی از مستند حرف میزنیم، منظور من فقط ضبط یک تصویر خام از واقعیت نیست، بلکه تلاشی است برای درک عمیقتر از شرایط، باورها، ریشهها و داستانهای ناگفته مردم این سرزمین. من در مسیر فیلمسازیام همیشه تلاش کردهام به سراغ سوژههایی بروم که کمتر دیده شدهاند. مردمانی که شاید در مرکز توجه رسانهها نباشند، اما داستانهای بزرگی در دل خود دارند».
مستندسازی برای من فقط یک حرفه نیست
اما ورود او به دنیای مستند جالب است: «ورود من به مستندسازی تا حدی اتفاقی و تا حدی هم حاصل پیگیری خودم بود.قبل از آن داستان می نوشتم و روزنامه نگاری می کردم. یکی از نخستین جرقهها وقتی زده شد که برای یک مصاحبه کاری با رئیس انجمن سینمای جوانان مشهد رفتم. آنجا متوجه شدم که دورههایی برای آموزش فیلمسازی برگزار میشود. در آن دورهها شرکت و کمکم شروع کردم به ساخت فیلم. اولین فیلمم مستندی به نام «عمه اشرف» بود. این کار در قالب یک پروژه کلاسی شکل گرفت ولی بازخورد خیلی خوبی گرفت. بعدها این فیلم را به چند جشنواره فرستادیم و همین باعث شد مسیرم روشنتر شود. مستندسازی برای من فقط یک حرفه نیست؛ یک مسیر زیستی است. چیزی است که با تمام وجودم آن را تجربه میکنم. از طرفی همیشه به فرهنگها و قومیتهای مختلف علاقه داشتم. درنهایت سفرهایم باعث شد که این علاقهام عمق پیدا کند. برای مثال، زمانی که به چابهار و بلوچستان رفتم، کاملاً جذب فرهنگ مردم بلوچ شدم. مردمانی که در انزوا و گمنامی زندگی میکنند اما فرهنگ بسیار غنیای دارند. موسیقیشان، آیینهایشان، مهماننوازیشان و... همه و همه برای من بسیار تاثیرگذار بودند».
همزیستی اقلیم و انسان
نگاه سهیلی به همزیستی اقلیم و انسان جالب توجه است: «من معتقدم که اقلیم تأثیر عمیقی بر ادبیات، موسیقی و سبک زندگی مردم دارد. برای مثال، وقتی در مناطق کوهستانی و سرد زندگی میکنی، حزن در موسیقیات نمود بیشتری پیدا میکند. ساز دوتار در خراسان جنوبی، نمونهای بارز از این ارتباط است. در مقابل، موسیقی بوشهر که تحت تأثیر مهاجران آفریقایی و پرتغالی است، سرشار از ریتم و سازهای کوبهای است. این تفاوتها برای من بسیار الهامبخشاند. بهطور مثال «مات» یکی از مهمترین مستندهای من است که در چابهار فیلم برداری شد و درباره یک زن نابیناست که در ۱۸ سالگی بینایی خود را از دست داده اما با پشتکار فراوان، تحصیلات عالی خود را تا مقطع دکتری در علوم سیاسی ادامه داده است. او در روستای محل زندگیاش یک مرکز توانمندسازی زنان و معلولان راهاندازی کرده است. برای ساخت «ایل بانو» هم ، ابتدا سفری به مناطق دورافتاده استان کهگیلویه و بویراحمد داشتم. آنجا با فقر شدیدی روبهرو شدم که زنان روستا را به شدت فرسوده کرده بود. عکسهایی که از این زنان دیدم، باعث شد تصمیم بگیرم به آنجا سفر کنم و از نزدیک زندگیشان را ببینم.
دانش حیرتانگیز در ایران قدیم
در بین آثار سهیلی «میراث باد» بیشتر مورد توجه قرار گرفت و اخیراً هم جوایزی گرفت؛ سهیلی درباره این مستند میگوید: «این اثر مستندی است درباره آسیابهای بادی نشتیفان در خراسان رضوی. این آسیابها که قدمتی بیش از هزار سال دارند، با بهرهگیری از بادهای ۱۲۰ روزه سیستان وبلوچستان کار میکنند. سازههایی حیرتانگیز که گواهی بر دانش بومی مردم این منطقه است. در این مستند، علاوه بر نمایش ساختار فنی و تاریخی این آسیابها، به سراغ شخصیتی به نام «آقای گندمی» رفتم؛ آخرین بازمانده نسل مرمتگران این سازهها. مردی که نهتنها دانش فنی، بلکه روح فرهنگ آن منطقه را درک کرده و با عشق به حفظ میراث گذشته پرداخته است. او شاعری بود با چند دفتر شعر، عکسهای قدیمی و خاطرات شفاهی که همه در دل فیلم جای گرفتند».

دردسرهای کار مستند
اما ساخت مستندها برای سهیلی چندان راحت نبوده است: «چالشهای زیادی در مسیر ساخت مستند وجود دارد. از کمبود بودجه و نبود حمایت گرفته تا عدم دسترسی به سوژهها. برای مثال، زمانی که قرار بود با آقای گندمی کار کنم، چون مغازهای کوچک داشت، برای هر روز فیلمبرداری، باید کارش را تعطیل می کرد؛ از طرفی در مناطق روستایی، افراد معمولاً با دوربین و فضای فیلمبرداری آشنا نیستند. ایجاد اعتماد زمانبر است. برخی از سوژهها در میانه کار خسته میشوند یا دیگر تمایلی به ادامه همکاری ندارند. همچنین حمایت سازمانها بسیار محدود است. تا زمانی که جایزهای گرفته نشود، کسی سراغ مستندساز نمیآید. اما بهمحض دریافت جایزه، همه سراغ شما میآیند برای عکس و تقدیرهای صوری. حمایت واقعی از مرحله تحقیق و تولید باید آغاز شود، نه فقط پس از دیده شدن».
مستندسازی زندگیها
سهیلی با بیان اینکه ایران سرزمین تنوع است، میگوید: «در کشورمان با اقلیمهای متفاوت، فرهنگهای متنوع و قومیتهای گوناگون مواجهیم. متأسفانه در اغلب آثار نمایشی، تنها یک تصویر خاص از زندگی ایرانی نشان داده میشود؛ زندگی طبقه متوسط شهری، آن هم غالباً در شمال تهران. مستند این امکان را میدهد که زندگی واقعی مردم در دورافتادهترین نقاط کشور، با صداقت و بدون واسطه روایت شود. مستندهای موفق، حتی میتوانند از فیلمهای داستانی تاثیرگذارتر باشند، چرا که مستقیماً از دل زندگی برآمدهاند. جشنوارههای خارجی بهشدت به مستندهایی که فرهنگهای ناشناخته را معرفی میکنند علاقهمندند. ما منابع بیشماری داریم که هنوز به تصویر درنیامدهاند. متأسفانه در ایران مستند مهجور است، نه اکران درستی دارد، نه حمایت مالی کافی و نه آموزشهای منسجم برای علاقهمندان».

دنبال داستانهای دیده نشده و بزرگ هستم
سهیلی درباره محور اصلی کارش میگوید: «دغدغه اصلی من در مستندسازی، شناخت و بازنمایی هویت فرهنگی، زیست اجتماعی و سبک زندگی اقوام و مردمان گوناگون ایران است. در واقع، وقتی از مستند حرف میزنیم، منظور من فقط ضبط یک تصویر خام از واقعیت نیست، بلکه تلاشی است برای درک عمیقتر از شرایط، باورها، ریشهها و داستانهای ناگفته مردم این سرزمین. من در مسیر فیلمسازیام همیشه تلاش کردهام به سراغ سوژههایی بروم که کمتر دیده شدهاند. مردمانی که شاید در مرکز توجه رسانهها نباشند، اما داستانهای بزرگی در دل خود دارند».
مستندسازی برای من فقط یک حرفه نیست
اما ورود او به دنیای مستند جالب است: «ورود من به مستندسازی تا حدی اتفاقی و تا حدی هم حاصل پیگیری خودم بود.قبل از آن داستان می نوشتم و روزنامه نگاری می کردم. یکی از نخستین جرقهها وقتی زده شد که برای یک مصاحبه کاری با رئیس انجمن سینمای جوانان مشهد رفتم. آنجا متوجه شدم که دورههایی برای آموزش فیلمسازی برگزار میشود. در آن دورهها شرکت و کمکم شروع کردم به ساخت فیلم. اولین فیلمم مستندی به نام «عمه اشرف» بود. این کار در قالب یک پروژه کلاسی شکل گرفت ولی بازخورد خیلی خوبی گرفت. بعدها این فیلم را به چند جشنواره فرستادیم و همین باعث شد مسیرم روشنتر شود. مستندسازی برای من فقط یک حرفه نیست؛ یک مسیر زیستی است. چیزی است که با تمام وجودم آن را تجربه میکنم. از طرفی همیشه به فرهنگها و قومیتهای مختلف علاقه داشتم. درنهایت سفرهایم باعث شد که این علاقهام عمق پیدا کند. برای مثال، زمانی که به چابهار و بلوچستان رفتم، کاملاً جذب فرهنگ مردم بلوچ شدم. مردمانی که در انزوا و گمنامی زندگی میکنند اما فرهنگ بسیار غنیای دارند. موسیقیشان، آیینهایشان، مهماننوازیشان و... همه و همه برای من بسیار تاثیرگذار بودند».
همزیستی اقلیم و انسان
نگاه سهیلی به همزیستی اقلیم و انسان جالب توجه است: «من معتقدم که اقلیم تأثیر عمیقی بر ادبیات، موسیقی و سبک زندگی مردم دارد. برای مثال، وقتی در مناطق کوهستانی و سرد زندگی میکنی، حزن در موسیقیات نمود بیشتری پیدا میکند. ساز دوتار در خراسان جنوبی، نمونهای بارز از این ارتباط است. در مقابل، موسیقی بوشهر که تحت تأثیر مهاجران آفریقایی و پرتغالی است، سرشار از ریتم و سازهای کوبهای است. این تفاوتها برای من بسیار الهامبخشاند. بهطور مثال «مات» یکی از مهمترین مستندهای من است که در چابهار فیلم برداری شد و درباره یک زن نابیناست که در ۱۸ سالگی بینایی خود را از دست داده اما با پشتکار فراوان، تحصیلات عالی خود را تا مقطع دکتری در علوم سیاسی ادامه داده است. او در روستای محل زندگیاش یک مرکز توانمندسازی زنان و معلولان راهاندازی کرده است. برای ساخت «ایل بانو» هم ، ابتدا سفری به مناطق دورافتاده استان کهگیلویه و بویراحمد داشتم. آنجا با فقر شدیدی روبهرو شدم که زنان روستا را به شدت فرسوده کرده بود. عکسهایی که از این زنان دیدم، باعث شد تصمیم بگیرم به آنجا سفر کنم و از نزدیک زندگیشان را ببینم.
دانش حیرتانگیز در ایران قدیم
در بین آثار سهیلی «میراث باد» بیشتر مورد توجه قرار گرفت و اخیراً هم جوایزی گرفت؛ سهیلی درباره این مستند میگوید: «این اثر مستندی است درباره آسیابهای بادی نشتیفان در خراسان رضوی. این آسیابها که قدمتی بیش از هزار سال دارند، با بهرهگیری از بادهای ۱۲۰ روزه سیستان وبلوچستان کار میکنند. سازههایی حیرتانگیز که گواهی بر دانش بومی مردم این منطقه است. در این مستند، علاوه بر نمایش ساختار فنی و تاریخی این آسیابها، به سراغ شخصیتی به نام «آقای گندمی» رفتم؛ آخرین بازمانده نسل مرمتگران این سازهها. مردی که نهتنها دانش فنی، بلکه روح فرهنگ آن منطقه را درک کرده و با عشق به حفظ میراث گذشته پرداخته است. او شاعری بود با چند دفتر شعر، عکسهای قدیمی و خاطرات شفاهی که همه در دل فیلم جای گرفتند».

دردسرهای کار مستند
اما ساخت مستندها برای سهیلی چندان راحت نبوده است: «چالشهای زیادی در مسیر ساخت مستند وجود دارد. از کمبود بودجه و نبود حمایت گرفته تا عدم دسترسی به سوژهها. برای مثال، زمانی که قرار بود با آقای گندمی کار کنم، چون مغازهای کوچک داشت، برای هر روز فیلمبرداری، باید کارش را تعطیل می کرد؛ از طرفی در مناطق روستایی، افراد معمولاً با دوربین و فضای فیلمبرداری آشنا نیستند. ایجاد اعتماد زمانبر است. برخی از سوژهها در میانه کار خسته میشوند یا دیگر تمایلی به ادامه همکاری ندارند. همچنین حمایت سازمانها بسیار محدود است. تا زمانی که جایزهای گرفته نشود، کسی سراغ مستندساز نمیآید. اما بهمحض دریافت جایزه، همه سراغ شما میآیند برای عکس و تقدیرهای صوری. حمایت واقعی از مرحله تحقیق و تولید باید آغاز شود، نه فقط پس از دیده شدن».
مستندسازی زندگیها
سهیلی با بیان اینکه ایران سرزمین تنوع است، میگوید: «در کشورمان با اقلیمهای متفاوت، فرهنگهای متنوع و قومیتهای گوناگون مواجهیم. متأسفانه در اغلب آثار نمایشی، تنها یک تصویر خاص از زندگی ایرانی نشان داده میشود؛ زندگی طبقه متوسط شهری، آن هم غالباً در شمال تهران. مستند این امکان را میدهد که زندگی واقعی مردم در دورافتادهترین نقاط کشور، با صداقت و بدون واسطه روایت شود. مستندهای موفق، حتی میتوانند از فیلمهای داستانی تاثیرگذارتر باشند، چرا که مستقیماً از دل زندگی برآمدهاند. جشنوارههای خارجی بهشدت به مستندهایی که فرهنگهای ناشناخته را معرفی میکنند علاقهمندند. ما منابع بیشماری داریم که هنوز به تصویر درنیامدهاند. متأسفانه در ایران مستند مهجور است، نه اکران درستی دارد، نه حمایت مالی کافی و نه آموزشهای منسجم برای علاقهمندان».
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


