سیتی دراسارت نبوغ بی‌قرار پپ

به‌نظر می‌رسد طی دوفصل اخیرخلاقیت مهارنشده‌ گواردیولا، ازموتورموفقیت به عاملی برای سردرگمی تیمش تبدیل ‌شده است

نویسنده: صابر

مترجم:

برای مربی‌ای که سال‌ها نماد پیروزی ونوآوری درفوتبال مدرن بوده، هر لغزش کوچک هم تبدیل به موضوعی بزرگ می‌شود. پپ گواردیولا حالا در نقطه‌ای ایستاده که دوباره این پرسش قدیمی درباره‌اش مطرح شده است:«آیا نبوغ اوگاهی به‌جای حریف گریبان تیم خودش را نمی‌گیرد؟» منچسترسیتی فصل گذشته را بدون فتح جامی بزرگ پشت سرگذاشت؛ اتفاقی که برای تیمی با این حجم ازسرمایه وکیفیت، چندان قابل‌قبول به نظرنمی‌رسید. این فصل هم نشانه‌های نگرانی ادامه دارد.درلیگ برتر، سیتی از آرسنال عقب افتاده و دریک هشتم لیگ قهرمانان اروپا هم دربازی رفت شکست سنگین برابر رئال مادرید، سایه حذف زودهنگام را روی تیم انداخته است. درچنین شرایطی، برخی تحلیلگران ازاحتمال نزدیک شدن گواردیولا به پایان یک دوره طلایی حرف می‌زنند؛ چرخه‌ای که پیش از این درکارنامه مربیان بزرگ دیگری هم دیده شده است. ژوزه مورینیو، آرسن ونگریا حتی برخی دیگر از نظریه‌پردازان فوتبال مدرن هم زمانی با ایده‌هایی تازه وارد صحنه شدند، اما پس از سال‌هایی درخشان، همان ایده‌ها به تدریج کارایی اولیه خود را از دست دادند وخلاقیت جدید هم نبود ثبات درپی داشت. حالا بحث درباره گواردیولا دقیقاً درهمین نقطه شکل می‌گیرد: آیا اوهمچنان پیشرواست، یا این‌که درجست‌وجوی مداوم برای نوآوری، تیمش را از ثبات تاکتیکی دورکرده است؟
​​​​​​​
مردی که فوتبال را دوباره تعریف کرد
برای درک موقعیت امروز گواردیولا، باید به نقطه آغازنگاه کرد. پپ ازهمان سال‌های نخست مربیگری، چهره‌ای متفاوت درفوتبال بود. زمانی که در بارسلونا هدایت تیم اول را برعهده گرفت، هنوزمربی‌ای جوان محسوب می‌شد، اما همان‌جا یکی ازمهم‌ترین انقلاب‌های تاکتیکی فوتبال مدرن شکل گرفت. اومیراث فوتبال مالکانه‌ هلندی وفلسفه یوهان کرایف را برداشت وآن را به نسخه‌ای تازه تبدیل کرد؛ فوتبالی مبتنی برمالکیت توپ، پاس‌های کوتاه، جابه‌جایی مداوم بازیکنان ومشارکت جمعی دردفاع وحمله. «تیکی‌تاکا» در دستان گواردیولا نه فقط یک شیوه بازی، بلکه یک تحولی فوتبالی شد. بارسلونای او با ژاوی، اینیستا ومسی به تیمی تبدیل شد که بسیاری آن را یکی از بهترین تیم‌های تاریخ می‌دانند. سپس دربایرن مونیخ،گواردیولا تلاش کرد همین فلسفه را با نظم آلمانی ترکیب کند وشکل تازه‌ای ازفوتبال مالکانه بسازد. هرچند بایرن دراروپا به سلطه بارسا نرسید، اما بسیاری ازمفاهیم تاکتیکی آن تیم بعدها به استانداردهای فوتبال مدرن تبدیل شد. 
روزی که پپ به اوج رسید
درمنچسترسیتی، پروژه پپ به بلوغ رسید. اوتیمی ساخت که نه‌تنها مالکیت توپ را دراختیارمی‌گرفت، بلکه با پرس شدید، بازی را درزمین حریف خفه می‌کرد. استفاده ازمدافعان کناری درمیانه میدان، گردش سریع توپ ومشارکت همه بازیکنان درفازهجومی، سیتی را به یکی ازجذاب‌ترین تیم‌های دهه اخیر تبدیل کرد؛ حتی اگردرمقاطعی مهاجم نوک نداشت وبهترین گلزن تیم در پایان فصل هافبکی مثل دی‌بروینه می‌شد. البته یک نکته مهم همواره در موفقیت‌های گواردیولا وجود داشت: اواغلب بهترین ابزارها را دراختیار داشت. ازنسل طلایی بارسلونا گرفته تا ترکیب پرستاره سیتی، بستراجرای ایده‌هایش هم کم‌نقص بود.
وقتی ایده‌ها ازکنترل خارج می‌شوند
با این حال همان ویژگی‌ای که گواردیولا را به یک تئوریسین بزرگ تبدیل کرده، گاهی به نقطه ضعف او بدل می‌شود: میل دائمی به نوآوری. پپ مربی‌ای نیست که به نسخه‌های تثبیت‌شده بسنده کند. اوتقریباً درهرمسابقه به دنبال تغییراتی تاکتیکی است؛ تغییر درآرایش، نقش بازیکنان یا حتی فلسفه بازی دریک مسابقه خاص. این خلاقیت مداوم گاهی تیمش را غیرقابل پیش‌بینی می‌کند، اما دربرخی مواقع هم باعث سردرگمی بازیکنان خودش می‌شود. نمونه مشهورآن فینال لیگ قهرمانان۲۰۲۱برابرچلسی بود. گواردیولا درآن بازی ناگهان ساختار میانه میدان سیتی را تغییرداد و بدون هافبک دفاعی کلاسیک وارد زمین شد. تصمیمی که نه‌تنها حریف را غافلگیرنکرد، بلکه بازیکنان خود سیتی را هم دراجرای وظایف‌شان مردد کرد. منتقدان می‌گویند مشکل دقیقاً ازهمین‌جا آغاز می‌شود. گواردیولا گاهی تصورمی‌کند برای پیروزی، باید همیشه ایده‌ای تازه ارائه دهد؛ درحالی که فوتبال درسطح بالا بیش ازهرچیز به ثبات ذهنی وساختاری نیازدارد. بازیکنانی که هر هفته با نقش‌های تازه روبه‌رو می‌شوند، ممکن است درلحظات حساس دچارتردید شوند. نشانه‌های این بحران در دو فصل اخیر بیشتر دیده می‌شود. سیتی همچنان تیمی قدرتمند است، اما آن قطعیت و انسجام گذشته را کمتردارد.
 پرسش اصلی اینجاست: آیا گواردیولا می‌تواند میان نبوغ وثبات تعادل برقرار کند، یا این‌که همان خلاقیتی که او را به قله رساند، اکنون به چالش بزرگ دوران مربیگری‌اش تبدیل شده است؟
10 صفحه اول