مسیر غیرکارشناسی برای تکریم نام بزرگان

نویسنده: وحید تفریحی معاون سردبیر

مترجم:

هر از گاهی، با نیت تکریم بزرگان، مطالبه‌ای برای تغییر نام یک معبر شهری شکل می‌گیرد؛ مطالبه‌ای که در ظاهر قابل دفاع است، اما در عمل، بارها نشان داده که بر یک خطای تکراری و غیرکارشناسی استوار است. اخیرا هم در فضای مجازی مطالبه ای برای تغییر نام بولوار وکیل آباد مشهد مطرح شده است که البته در این زمینه، بحث بر سر یک خیابان یا یک بولوار خاص نیست؛ هرچند روشن است که معابری مانند وکیل‌آباد، به‌واسطه قدمت، کارکرد و حضور در زندگی روزمره مردم، بخشی از هویت شهری و حافظه جمعی به شمار می‌آیند و تغییر نام آن برای تکریم و بزرگداشت جایگاه بزرگان عملا نتیجه ای عکس می دهد، اما مسئله اصلی فراتر از یک نام است؛ سیاست تغییر نام معابر قدیمی و شناخته‌شده، سیاستی است که تجربه، بارها ناکارآمدی آن را ثابت کرده است.
تصمیم گیران در این‌گونه موارد، اغلب با یک پیش‌فرض ساده حرکت می‌کنند، این که با یک مصوبه رسمی و نصب چند تابلو، می‌توان یک نام را در ذهن و زبان مردم جایگزین کرد. اما واقعیت، مسیر دیگری را نشان می‌دهد، نام‌ها در شهر، در تکرار روزمره مردم تثبیت می‌شوند. اگر این تکرار شکل نگیرد، نام جدید در بهترین حالت روی کاغذ می‌ماند. تجربه‌های متعدد هم البته این واقعیت را تأیید می‌کند؛ از تغییر نام میدان قدیمی توحید به نام «شهید رئیسی» گرفته تا تغییر نام بولوار میثاق به نام مرحوم هاشمی رفسنجانی و ده‌ها نمونه ریز و درشت دیگر، یک الگوی مشترک دیده می‌شود: نام رسمی تغییر کرده، اما در زبان مردم، همان نام پیشین زنده مانده است. این یعنی تصمیمی که قرار بوده به ماندگاری یک نام کمک کند، عملاً به دوگانگی میان تابلوی رسمی و زبان عمومی مردم انجامیده است و در این دوگانگی، آنچه دست بالا را دارد، نه مصوبه، بلکه عادت و حافظه جمعی مردم است. 
از سوی دیگر، باید به این نکته توجه کرد که جایگاه شخصیت‌های بزرگ، فراتر از آن است که به چنین ابزارهایی وابسته شود. وقتی می‌دانیم یک نام، به احتمال زیاد در گفتار عمومی جای نمی‌گیرد، اصرار بر الصاق آن به یک معبر شناخته‌شده، نه تنها به ماندگاری آن کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است آن را در موقعیتی قرار دهد که عملاً نادیده گرفته شود و این قطعا تکریم نیست.
مسئله این نیست که نام‌گذاری انجام نشود، بلکه مسئله کجا و چگونه نام‌گذاری کردن است. تجربه نشان داده که نام‌های جدید، وقتی بر فضاهای تازه، پروژه‌های جدید یا مکان‌هایی با بار هویتی تثبیت‌نشده گذاشته می‌شوند، قطعا بهتر پذیرفته می شوند. در مقابل، دست بردن در نام‌های ریشه‌دار، بدون اقناع اجتماعی، معمولاً به شکست می‌انجامد. اگر قرار است تکریمی صورت بگیرد، باید از مسیری باشد که به ماندگاری واقعی بینجامد، نه از راهی که پیشاپیش، تجربه ناکامی آن بارها تکرار شده است.
10 صفحه اول