محسن بهاری کارگردان اپیزود «رستگاری در گاندی» از سریال «اهل ایران»، در گفت‌وگو با خراسان مطرح کرد

هرکاری برای وطن انجام دهیم، کم است

نویسنده: مائده کاشیان

مترجم:


پس از جنگ 12روزه، اخباری درباره تولید سریال‌هایی با محوریت تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان منتشر شد، اما مجموعه‌ای درباره این موضوع به آنتن نرسید؛ تا این‎که نهم اسفندماه دشمن آمریکایی – صهیونی به ایران حمله کرد و از همان اوایل جنگ رمضان، دو سریال اپیزودیک توسط کارگردانان متعددی جلوی دوربین رفت. در نتیجه این‌بار طی کمتر از دو ماه، دو سریال با موضوع جنگ رمضان، به تلویزیون و نمایش خانگی رسیدند. سریال اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» از چهارشنبه هفته گذشته روی آنتن شبکه یک رفته و دیروز هم مجموعه «اهل ایران» محصول مرکز سریال سوره، در پلتفرم شیدا از راه رسید. مهدی شامحمدی، سجاد پهلوان‌زاده،‌ محسن بهاری، هادی مقدم‌دوست و سیدجواد هاشمی تعدادی از کارگردانان «اهل ایران» هستند. دیروز دو اپیزود «رستگاری در گاندی» ساخته محسن بهاری و «خون سبز» ساخته علی سرآهنگ پخش شدند. به همین بهانه با محسن بهاری که این روزها فیلم «قمارباز» را نیز با موضوع جنگ 12روزه روی پرده سینماها دارد، درباره تجربه ساخت «رستگاری در گاندی» گفت‌وگو کردیم.

چطور شد که به پروژه «اهل ایران» پیوستید؟
با من تماس گرفتند و گفتند قرار است گروهی روی یک سریال درباره‌ جنگ، با قصه‌های اپیزودیک کار کنند، من هم از این موضوع استقبال کردم. آن روزها اوایل جنگ بود و از این بابت که هیچ کاری نمی‌توانستیم انجام دهیم، ناراحت بودم. احساس می‌کردم بالاخره باید برای مردم کاری انجام می‌دادیم.
و در این شرایط برای همکاری در تولید این سریال احساس وظیفه کردید.
بله، چون من که نیروی نظامی نیستم به میدان جنگ بروم، ما باید آن کاری را که از دست‌مان برمی‌آید، انجام بدهیم.
ساخت اپیزود «رستگاری در گاندی» انتخاب خودتان بود یا کارگردان اپیزودها از قبل مشخص شده بود؟
از قبل انتخاب شده بود، البته در ابتدا ترکیب تیم فرق می‌کرد و در طول کار ترکیب‌ها و عناوین بعضی از کارگردان‌ها تغییر کرد.
داستان این اپیزود بر اساس واقعیت نوشته شده است؟
بخش‌هایی از آن و کلیت اپیزود بر اساس واقعیت است.
گفته بودید که قرار بود تصویربرداری اپیزود «رستگاری در گاندی» در بیمارستان گاندی انجام شود، اما اجازه آن صادر نشد؛ ملاحظات امنیتی وجود داشت؟
خیر، چون بیمارستان گاندی خصوصی است، مدیر و هیئت‌مدیره‌ آن اجازه ندادند. ابتدا برای بازدید لوکیشن به ما اجازه دادند و ما هم برای بازدید رفتیم، حتی دکوپاژ جلسه اول و دوم را همان‌جا به بچه‌ها گفتم، اما ناگهان همان روز در حین بازدید لوکیشن، رئیس بیمارستان گفتند بروید و یک ساعت دیگر بیایید، پس از آن دیگر به ما اجازه‌ ورود ندادند و گفتند هیئت ‌مدیره موافقت نکرده است. شنیدم که به یکی، دو گروه‌ خبری دیگر هم اجازه‌ فیلم‌برداری در داخل بیمارستان را ندادند.

این مسئله چه تأثیری در روند قصه و تولید سریال داشت؟
تغییرات بسیار جزئی ایجاد کردیم و در قصه نامی از بیمارستان نیاوردیم، فقط اسم اپیزود باقی ماند، اما در لوکیشن خیلی به مشکل برخوردیم و از نظر دوخت و دوز دکوپاژی هم کار سخت شد. مثلا یک راهرو در یک بیمارستان و یک راه‌پله در یک بیمارستان دیگر است و تصویربرداری در این لوکیشن‌ها در دو منطقه مختلف تهران انجام شد.
علاوه بر مشکلات این چنینی، طبیعتا کار در شرایط جنگی و در وضعیت خطر هم سخت بوده است.
بله خطر وجود داشت، اما شیرین بود. ما شب‌کار بودیم و 9 جلسه به صورت شب‌کاری، تصویربرداری کردیم و تقریباً هر شب بمباران و موشک‌باران را داشتیم، اما یک شب حملات خیلی نزدیک بود و عوامل ترسیدند که سعی می‌کردیم کار را مدیریت کنیم، با یکی شوخی می‌کردیم، یک نفر دیگر را آرام می‌کردیم. جالب این‎جاست که یک شب وقتی به لوکیشن دوم رفتیم و در فضای خارجی هم کار می‌کردیم، صدای جنگنده‌ و انفجار خیلی زیاد بود، اما بچه‌ها باهم شوخی می‌کردند و کم‌کم دیگر عادت کرده بودیم! این هم یک تجربه جدید و خوب بود.
بازیگران «اهل ایران» بر چه اساسی انتخاب شدند؟ بیشتر بازیگران اپیزودها چهره‌های جدید هستند.
ابتدا قرار بود بازیگرانی انتخاب شوند که چهره‌های جدید هستند، اما قرارمان این بود که از بازیگرانی استفاده شود که «دیده» شده‌اند اما «چهره»‌ نشده‌اند. هرچه جلوتر رفتیم، چون بیشتر بازیگران تهران نبودند و مسئله اصلی دیگر مسئله مالی بود، به همین دلیل مجبور شدیم در این اپیزود از بازیگرانی استفاده کنیم که اصلا تا به حال دیده نشده‌اند. البته بازیگر خانم ما (نسیم داداشی) قبلا بازی کرده بود، اما بازیگر آقا (مهدی جعفری) اگر هم تجربه بازی داشته، کوتاه و به صورت تک‌سکانس بوده است.
سرانجام نسخه نهایی اپیزود که منتشر شده، مورد تایید شماست؟
در نسخه‌ای که دیدم تغییراتی ایجاد شده که من اصلا اطلاعی نداشتم! بدون هماهنگی با من، پایان اپیزود یک صدای رادیو اضافه شده که اصلا نمی‌دانستم، بعد از انتشار اپیزود دیدم و سورپرایز شدم!
اما احساس وظیفه‌ای که به آن 
اشاره کردید، برطرف شده است.
احساس وظیفه که هنوز برطرف نشده و هر کاری برای این مردم و وطن انجام بدهیم، باز هم کم است، اما این کار ادای دینی بود تا کاری کنیم که اگر کسی این سریال را می‌بیند، نگاهش به جنگ تغییر کند. اگر با دیدن سریال یک نفر از کسانی که فکر می‌کردند و فکر می‌کنند قرار است «کمک»‌ برسد، نه این که نظرش عوض شود، همین که تلنگر کوچکی بخورد، برای دنیا و آخرت ما کافی است.
وضعیت اکران فیلم «قمارباز» 
چطور است؟

در استان های خراسان از فیلم «قمارباز» اصلا استقبال نشده! البته که تقصیر مشهدی‌ها و خراسانی‌ها نیست، تقصیر تلویزیون است که تبلیغات کار ما را پخش نمی‌کند. تلویزیون فکر می‌کند فقط یک فیلم در حال اکران است و انگار اصلا در جریان نیست که چهار فیلم در حال نمایش است! در شرایطی که نه فضای مجازی و نه تبلیغات محیطی وجود دارد، تبلیغات فقط مختص تلویزیون می‌شود، اما تلویزیون فقط سراغ یک فیلم رفته است، در حالی که فیلم ما هم درباره جنگ است. اصلا قرار نبود «قمارباز» نوروز اکران شود و ما به دلیل جنگ پذیرفتیم که فیلم نمایش داده شود. می‌دانستیم فروش فیلم به اندازه شرایط عادی نخواهد بود، اما به دلیل جنگ، سینما و ایران پذیرفتیم در همین زمان اکران شود.
و حمایتی که باید، انجام نشد.
خیر اصلا انجام نشد. البته من از روز اول هم گفتم چون فیلم درباره جنگ است، «قمارباز» را در همین شرایط اکران می‌کنیم، اما الان وضعیت کشور به‌گونه‌ای است که اولویت با خیابان است؛ یعنی مردم اول خیابان و میدان‌ها را داشته باشند بعد به فکر سینما و تماشای فیلم باشند. این را هم گفتم و خیلی از دوستان با این حرف من شوخی هم کردند، اما واقعا اعتقاد قلبی‌ام این بود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار