فرصت نگهداشت سرمایه اجتماعی
تحلیل و پیشنهاد خراسان درباره پدیده بی نظیر تجمعات شبانه که چگونه می توان این ظرفیت عظیم «سرمایه اجتماعی» را به شبکه ای پایدار و تپنده در رگهای شهر تبدیل کردنویسنده: سید عباسعلی وهابزاده موسوی
مترجم:
حدود 50 شب است که سیمای شهرهای ما تغییر کرده است. میادین و تقاطع ها که پیش از این تنها محل عبور و ترافیک بودند، حالا به میعادگاه خانوادههایی تبدیل شدهاند که با پرچم و شعار، نبض حیات سیاسی نظام را در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها به شماره انداختهاند. از منظر حکمرانی رفتاری، ما با یک پدیده بینظیر روبه رو هستیم؛ هجرت از فضای خصوصی خانه به فضای عمومی خیابان، آن هم نه به صورت تودهوار، بلکه به صورت «خانوادهمحور». این حضور مستمر، سرمایه اجتماعی نظام را در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی به اوج رسانده است. اما پرسش بزرگ حکمرانی این است: فردای پس از بحران، این سرمایه کجا خواهد رفت؟
در ادبیات توسعه و حکمرانی، تشکلها حلقههای واسط میان حاکمیت و مردم هستند. واقعیت این است که تشکلسازی در شرایط عادی، فرایندی بسیار پرهزینه، زمانبر و گاه ناممکن است. دولتها میلیاردها تومان هزینه میکنند تا نهادهای مدنی یا گروههای داوطلبانه شکل بگیرند، اما اغلب با شکست مواجه میشوند؛ چراکه تشکل، نیازمند روح جمعی و انگیزه درونی است. اکنون به برکت خون مطهر «امام شهید»، این انگیزه به صورت خودجوش فوران کرده و مردم، حدود 50 روز است که هزینه حضور در صحنه را داوطلبانه پرداختهاند. این یعنی بخش سخت و پرهزینه مسیر طی شده است؛ حالا نوبت نهادینهسازی است.
ضرورت امروز؛ تبدیل این حرکت به نهاد
اگر این تجمعات شبانه و کاروانهای خودرویی به تشکلهای پایدار تبدیل نشوند، طبق قانون استهلاک رفتاری، پس از فروکش کردن هیجانات جنگ، به حاشیه رفته و این انرژی عظیم هدر خواهد رفت. ضرورت امروز، تبدیل این حرکت به نهاد است. اما این جا یک لبه تیز حکمرانی وجود دارد؛ اگر سازمانهای دولتی و رسمی با تابلوهای بزرگ و بوروکراسی خشک وارد میدان شوند، این اقدام مردمی بلافاصله برچسب حکومتی خورده و خاصیت اصیل و خودجوش خود را از دست میدهد. بلکه راهبرد درست، تسهیلگری به جای تصدیگری است. سازمانها باید پشت صحنه بمانند و تنها بستر را فراهم کنند.
یک پیشنهاد به آستان قدس رضوی
در میان سازمانهای موجود، به نظر میرسد آستان قدس رضوی دارای بالاترین ظرفیت معنوی و لجستیکی برای این مأموریت است. آستان قدس رضوی به دلیل انتساب معنوی به حضرت رضا (ع)، از مشروعیتی فراجناحی و عمیق برخوردار است که میتواند این تجمعات را در قالب «کانونهای خادمیاری امام رضا (ع)» یا تشکلهایی با نام «امام شهید» سازماندهی کند. حضور میدانی و شبانه تولیت آستان قدس رضوی، آیت ا... مروی در میان مردم در این شب ها، نشاندهنده یک آمادگی مدیریتی است که میتواند به سرعت به یک الگوی عملیاتی تبدیل شود.
این کانونها میتوانند مأموریتهایی را که در دستورات و وصایای امام شهید بوده -از محرومیتزدایی تا جهاد تبیین- در سایه معنوی حضرت رضا (ع) برعهده بگیرند و حضور خانوادگی مردم را در محلات نهادینه کنند.
مردم، عنصر مورد تاکید در نگاه
رهبر سوم
نکته کلیدی دیگر، همسویی این حرکت با نگاه رهبری جدید، آیت ا... سید مجتبی خامنه ای است. ایشان با تأکید ویژه برعنصر مردم و لزوم توجه به ظرفیتهای مردمی، بستری نظری برای این تحول فراهم کردهاند. در نگاه ایشان، مردم نه تماشاگر، بلکه کنشگران اصلی حکمرانی هستند. تشکلهایی که از دل این شبهای حماسی متولد شوند، دقیقاً همان بازوان اجرایی هستند که میتوانند بارهای زمینمانده نظام را به دوش بکشند.
هرچند هنوز رقابتی میان نهادها برای جذب این سرمایه اجتماعی عظیم، پدیدار نشده است، اما بازهم برنده کسی است که زودتر، هوشمندانهتر و با کمترین ردپای رفتار دولتی، این تودههای پراکنده را به نخ تسبیح تشکل متصل کند. ما نیازمند ساختاری هستیم که در آن «خانواده» به مثابه واحد اصلی باقی بماند. اگر بتوانیم این تجمعات را تبدیل به تشکلهای محلی و شهری کنیم، نه تنها در جنگ نظامی و امنیتی پیروز شدهایم، بلکه در جنگ حکمرانی نیز به مدلی دست یافتهایم که در آن «سرمایه اجتماعی» نه یک شعار، بلکه یک شبکه پایدار و تپنده در رگهای شهر است.
پنجره فرصت همیشه باز نمیماند، قدر بدانیم
فرصت 50روزه حضور مردم، یک نذر فرهنگی و سیاسی است که باید به وقف اجتماعی تبدیل شود. آستان قدس رضوی با ظرفیت معنوی خود میتواند این گذار تاریخی را رقم بزند؛ به شرط آن که نقش خود را در مقام خادم تشکلهای مردمی تعریف کند، نه مالک یا متصدی آنها. زمان به سرعت میگذرد و حکمرانی رفتاری به ما یادآوری میکند که پنجره فرصت برای همیشه باز نمیماند. نباید بگذاریم این شور، بدون شعور تشکیلاتی فروکش کند.
در ادبیات توسعه و حکمرانی، تشکلها حلقههای واسط میان حاکمیت و مردم هستند. واقعیت این است که تشکلسازی در شرایط عادی، فرایندی بسیار پرهزینه، زمانبر و گاه ناممکن است. دولتها میلیاردها تومان هزینه میکنند تا نهادهای مدنی یا گروههای داوطلبانه شکل بگیرند، اما اغلب با شکست مواجه میشوند؛ چراکه تشکل، نیازمند روح جمعی و انگیزه درونی است. اکنون به برکت خون مطهر «امام شهید»، این انگیزه به صورت خودجوش فوران کرده و مردم، حدود 50 روز است که هزینه حضور در صحنه را داوطلبانه پرداختهاند. این یعنی بخش سخت و پرهزینه مسیر طی شده است؛ حالا نوبت نهادینهسازی است.
ضرورت امروز؛ تبدیل این حرکت به نهاد
اگر این تجمعات شبانه و کاروانهای خودرویی به تشکلهای پایدار تبدیل نشوند، طبق قانون استهلاک رفتاری، پس از فروکش کردن هیجانات جنگ، به حاشیه رفته و این انرژی عظیم هدر خواهد رفت. ضرورت امروز، تبدیل این حرکت به نهاد است. اما این جا یک لبه تیز حکمرانی وجود دارد؛ اگر سازمانهای دولتی و رسمی با تابلوهای بزرگ و بوروکراسی خشک وارد میدان شوند، این اقدام مردمی بلافاصله برچسب حکومتی خورده و خاصیت اصیل و خودجوش خود را از دست میدهد. بلکه راهبرد درست، تسهیلگری به جای تصدیگری است. سازمانها باید پشت صحنه بمانند و تنها بستر را فراهم کنند.
یک پیشنهاد به آستان قدس رضوی
در میان سازمانهای موجود، به نظر میرسد آستان قدس رضوی دارای بالاترین ظرفیت معنوی و لجستیکی برای این مأموریت است. آستان قدس رضوی به دلیل انتساب معنوی به حضرت رضا (ع)، از مشروعیتی فراجناحی و عمیق برخوردار است که میتواند این تجمعات را در قالب «کانونهای خادمیاری امام رضا (ع)» یا تشکلهایی با نام «امام شهید» سازماندهی کند. حضور میدانی و شبانه تولیت آستان قدس رضوی، آیت ا... مروی در میان مردم در این شب ها، نشاندهنده یک آمادگی مدیریتی است که میتواند به سرعت به یک الگوی عملیاتی تبدیل شود.
این کانونها میتوانند مأموریتهایی را که در دستورات و وصایای امام شهید بوده -از محرومیتزدایی تا جهاد تبیین- در سایه معنوی حضرت رضا (ع) برعهده بگیرند و حضور خانوادگی مردم را در محلات نهادینه کنند.
مردم، عنصر مورد تاکید در نگاه
رهبر سوم
نکته کلیدی دیگر، همسویی این حرکت با نگاه رهبری جدید، آیت ا... سید مجتبی خامنه ای است. ایشان با تأکید ویژه برعنصر مردم و لزوم توجه به ظرفیتهای مردمی، بستری نظری برای این تحول فراهم کردهاند. در نگاه ایشان، مردم نه تماشاگر، بلکه کنشگران اصلی حکمرانی هستند. تشکلهایی که از دل این شبهای حماسی متولد شوند، دقیقاً همان بازوان اجرایی هستند که میتوانند بارهای زمینمانده نظام را به دوش بکشند.
هرچند هنوز رقابتی میان نهادها برای جذب این سرمایه اجتماعی عظیم، پدیدار نشده است، اما بازهم برنده کسی است که زودتر، هوشمندانهتر و با کمترین ردپای رفتار دولتی، این تودههای پراکنده را به نخ تسبیح تشکل متصل کند. ما نیازمند ساختاری هستیم که در آن «خانواده» به مثابه واحد اصلی باقی بماند. اگر بتوانیم این تجمعات را تبدیل به تشکلهای محلی و شهری کنیم، نه تنها در جنگ نظامی و امنیتی پیروز شدهایم، بلکه در جنگ حکمرانی نیز به مدلی دست یافتهایم که در آن «سرمایه اجتماعی» نه یک شعار، بلکه یک شبکه پایدار و تپنده در رگهای شهر است.
پنجره فرصت همیشه باز نمیماند، قدر بدانیم
فرصت 50روزه حضور مردم، یک نذر فرهنگی و سیاسی است که باید به وقف اجتماعی تبدیل شود. آستان قدس رضوی با ظرفیت معنوی خود میتواند این گذار تاریخی را رقم بزند؛ به شرط آن که نقش خود را در مقام خادم تشکلهای مردمی تعریف کند، نه مالک یا متصدی آنها. زمان به سرعت میگذرد و حکمرانی رفتاری به ما یادآوری میکند که پنجره فرصت برای همیشه باز نمیماند. نباید بگذاریم این شور، بدون شعور تشکیلاتی فروکش کند.
10 صفحه اول


