نان برخی در هیاهوسازی است!
هادی نائیجی کارگردان کمدی «آنتیک» در گفتوگو با خراسان، از ایجاد حاشیههایی برای این فیلم میگویدنویسنده: مائده کاشیان
مترجم:
هادی نائیجی پس از کارگردانی فیلم «حق سکوت» و یکی از اپیزودهای فیلم «هیهات» در دهه 90، سال 1403 به سینما بازگشت تا فیلم جدید خود را نیز با مضامین مذهبی، اما اینبار در ژانر کمدی تولید کند. این فیلم با نام «آنتیک» که در چهلوسومین جشنواره فجر رونمایی شد، این روزها روی پرده سینماها در حال اکران است و با توجه به شرایط فعلی، فروش خوبی را تجربه میکند. «آنتیک» درباره دو شیاد است که با سوءاستفاده از جهل مردم و باورشان به خرافات، دنبال سودجویی هستند. در ادامه مطلب با هادی نائیجی درباره ساخت این فیلم گفتوگو کردیم.

گفته بودید ایده قصه که توسط نویسنده فیلم با شما مطرح شد، دغدغهتان از سالهای قبل بوده، این دغدغه از کجا میآید؟
ایران کشور تردد و آمد و شد خاندان منتسب به رسول خدا(ص) بود. بهویژه وقتی حضرت رضا(ع) به ایران آمدند و مستقر شدند این رفت و آمد بیشتر شد و ایرانیها بر اساس فرهنگ شیعی برای سادات احترام ویژهای قائل هستند. برای همین آثار و بقایای حضور امامزادگان و وابستگان به اهل بیت سلاما... علیهم را در اقصی نقاط فلات ایران میبینیم، اما این که قبر هر کسی از سادات تبدیل به محل زیارت و جایگاهی برای توسل و آداب زیارت شود، در طول تاریخ مورد بررسی منضبط و دقیق نبوده. علوم مربوطهای هست برای تشخیص و بررسی و بیشتر به صورت ساختاری و تشکیلاتی پس از انقلاب مورد استفاده قرار گرفته. این که بدانیم فلان فرد از سلسله جلیله سادات بودند و در پارسایی و جایگاه معنوی مورد تایید اهل بیت(ع) بودند یا نه، کار آسانی نیست. به همین دلیل این دغدغه که این فرد مورد احترام کیست و چرا باید محل زیارت و توسل باشد و... در زندگی ایرانی و فرهنگ ایرانی جاری است. شما سفر که میکنید منزل به منزل، شهر به شهر با زیارتگاهی مواجهید، لحظهای توقف میکنید اولین چیزی که ذهن را درگیر میکند، این جایگاه برای کیست؟ آیا واقعا فرزند بلافصل امام است؟ اگر نیست چه جور آدمی بوده؟ و... بالاخره در میان فرزندان اهل بیت(ع) همه جایگاه مورد تایید امام را نداشتند. ما در تاریخ، جعفر کذاب هم که البته برخیها میگويند از کاری که کرده پشیمان شده، داشتیم. فیلم کمدی «آنتیک» از بطن زیست زندگی ایرانی آمده و در خودش پرسشی را با زبان طنز به چالش میکشد.
مرز نقد خرافه و توهین به باورهای مذهبی باریک است، قبل از ساخت فیلم نسبت به این که نگاه منفی در مخاطب به وجود بیاید، نگرانی نداشتید؟
نقد خرافه در عرف جامعه همیشه تبعاتی دارد و اگر اثر هنری از ترس واکنشها عقبنشینی کند، پس چه زمانی میتوانیم در مسیر فرهنگ غبارروبی کنیم؟ مرز خرافات با حقایق دینی نزد عالمان دینی واضح است و این مرزبندی گاهی در بطن جامعه بههم میریزد و شاید همین اختلال بستر روایت تروتازهای از حقیقت میطلبد و یا حداقل با نگاه سلبی، اصل خرافه بهگونهای روایت شود که آینهای مقابل برخی از کجرویهای جامعه باشد.
تاکید دارید که فیلم، خرافه را نقد میکند و البته که تمسخر نسبت به باورهای مذهبی ندارد، اما عدهای از «مخاطبان» چنین برداشتی از فیلم داشتند و حاشیههایی ایجاد شد.
وقتی اثر هنری خنثی نباشد زبان گزیدهاش برخی را میآزارد. این گزش، فرصتی برای فکر کردن بهوجود میآورد. تماشاگران خالص آثار هنری با صبوری راه درست و غلط را پیدا میکنند، البته اگر برخی نانشان در هیاهوسازی نباشد! و با فضاسازی علیه یک فیلم، راه را نبندند.

بعضی از مخاطبان در نظراتشان نوشتهاند که صحنههای کمدی و بار کمدی فیلم کم است، پاسختان به این نقد چیست؟
به شما پیشنهاد میکنم ماجرای کامنتگذاری و اظهارنظرها در سامانههای بلیت فروشی را البته مخفیانه بررسی کنید و ببینید چقدر به دور از فضاسازی رقبای پخش و چند نقطه که نمیخواهم دربارهاش حرف بزنم، خالص است. من یک هفته این موضوع را تست کردم، نکاتی را فهمیدم که دوست ندارم فعلا جزئیاتش را بیان کنم. حتما میدانید وقتی کامنت میگذارید باید توسط سامانه تایید شود، بعضی از جوابهای واضح و روشن به فضاسازی منفی در کامنتها، دیدیم تایید نمیشوند! بگذریم. گزارش میدانی بسیاری از سالنها در شهرهای مختلف از خندههای جمعی تماشاگر در سراسر فیلم به دست ما رسید که خلاف این حجم کامنتگذاری است. دقت بفرمایید این حجم کامنتگذاری منفی! را عرض میکنم.
حتما همان طور که خودتان هم گفته بودید، عدهای از مخاطبان همان آقای جمشیدی همیشگی را دوست دارند، اما عدهای هم میگویند بازی ایشان تکراری شده و انتظار شمایل متفاوتی دارند، مثل عملکرد و نقش آقای جمشیدی در سریال «زیرخاکی» که هم جدید بود، هم مخاطب پسندید. فکر نکردید که استفاده متفاوتی از ایشان داشته باشید؟
برای نقش «اِبی» در فیلم «آنتیک» به همین طراحی نیاز داشتیم و بر این رویه حرکت کردیم. همیشه صداسازی یا تغییر چهره یا تغییرات حرکتی در آناتومی بازیگر راهحل به وجود آوردن یک نقش نیست. همیشه یک نقش با متفاوت شدن و آشناییزداییها، نقش مناسب داستان نمیشود. آقای جمشیدی اگر در فیلم «آنتیک» با صداسازی و ظاهر متفاوت هم بازی میکرد، در میان منتقدان شریف که نقدشان شنیدنی و خواندنیاست، عدهای قلیل و ثابت هستند که جور دیگری اشکالتراشی میکردند؛ میگفتند تصنع در بازیگری، ادا و اطوار در بازیگری و...
پس از آثاری با مضامین مذهبی، «آنتیک» در ژانر کمدی، اپیزود «برادرم» از سریال «اهل ایران» را هم با محوریت وطندوستی کارگردانی کردید. پس از فضاها و ژانرهای مختلف استقبال میکنید.
بله. یک قصه خوب اقتضای بیانیاش را مشخص میکند که در چه ژانری ساخته شود. «آنتیک» اولین تجربه من در ژانر کمدی است، با فیلمهای «حق سکوت» و «هیهات» از نظر ژانر فرق میکند. اپیزود «برادرم» بهانهای برای ادای احترام به وطنپرستی تهرانیهاست که در خط مقدم جنگ، ایران را عاشقانه و وطنپرستانه زندگی کردند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
نان برخی در هیاهوسازی است!
-
بازار برق در مسیر بازآرایی
-
زیر آوار، هنوز زندگی بود
-
ماجرای درگیری مسلحانه پلیس با قاتل فراری!
-
پای کلاس درس رسانه فردوسی
-
تزیین کیک رئیسجمهور با تباهی کودکی
-
تولید قراردادی مرغ؛ طرح ثبات سازی که متوقف شد
-
سوغات پکن، تقریبا هیچ!
-
سریال غلط های زیادی بن زاید
-
همچون فردوسی خیزش ملت ایران را ماندگار کنید


