آقای کتاب خوان

همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب حسین سعیدی، محمدحسین اسلامی‌فر و محمد حقی، 3فعال حوزه نشر، درباره خاطراتشان از حضور رهبر شهید در نمایشگاه کتاب در سال های گذشته گفته اند

نویسنده:

مترجم:

 اردیبهشت برای اهالی فرهنگ، گره خورده با بوی کاغذ نو، هیاهوی سالن‌های شلوغ نمایشگاه کتاب  و وعده‎گاه سالانه دیدار با کتاب و کتاب‎خوان‎ها.  نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سال‌هاست به مهم‌ترین رویداد فرهنگی کشور تبدیل شده؛ رویدادی که امسال به‌صورت مجازی برگزار شد و رنگ‌وبویی متفاوت داشت. اما امسال در کنار همه تفاوت‌ها، یک تفاوت بزرگ با دوره های قبل دارد و آن هم جای خالی یکی از سرشناس‌ترین و جدی‌ترین کتاب‌خوان‌های این سرزمین، رهبر شهید انقلاب است. به مناسبت برگزاری این نمایشگاه، حسین سعیدی، محمدحسین اسلامی‌فر و محمد حقی، سه تن از فعالان حوزه نشر، درباره خاطراتشان از حضور رهبر شهید در نمایشگاه، دقت نظر و تسلط کم‌نظیرشان بر حوزه کتاب و تأثیری که بر جریان نشر و کتاب‌خوانی می‌گذاشتند، گفته اند.
​​​​​​​
کتاب همیشه روی میز کارشان باز بود
 محمدحسین اسلامی فر، مدیرعامل «پاتوق کتاب»

حضور حضرت آقا در سال‌های گذشته در نمایشگاه کتاب، همیشه برای ما توفیق بزرگی بود؛ توفیقی که امسال از ما سلب شد.
 ایشان فقط اهل مطالعه نبودند، بلکه بر تمام زنجیره نشر تسلطی کم‌نظیر داشتند. برخی تصور می‌کنند آقا تنها کتاب می‌خواندند، در حالی که ما از همکارانی که خدمت ایشان می‌رسیدند بازخوردهایی می‌گرفتیم که نشان می‌داد ایشان در گستره وسیعی از موضوعات، اشراف واقعی دارند.
ایشان تنها یک رهبر سیاسی نبودند که طبق روال کشورهای مختلف از نمایشگاه کتاب بازدید کنند. تفاوت در این بود که آقا بر محتوای گوناگون از کتاب مذهبی و تاریخ اسلام تا تاریخ معاصر، فلسفه، رمان، ادبیات داستانی و حتی ترجمه‌های مختلف تسلط داشتند. آقا  می‌دانستند کدام ترجمه بهتر است و کدام ناشر اثر را باکیفیت چاپ کرده است؛ تا جایی که ما می‌دانیم، چنین جامعیتی تقریباً منحصر به رهبر کشور ما بود.
به باور من اگر رهبر شهید ما حتی مسئولیت رهبری را هم نداشت و تنها به‌عنوان یک شخصیت کتاب‌خوان وارد نمایشگاه می‌شد، باز هم توجه‌ها به سمت او جلب می‌شد؛ چون شخصیتِ کتاب‎خوان  بودن ایشان، مستقل از شأن سیاسی‌شان، برجسته و الهام‌بخش بود.
آن‎طور که ما شنیده ایم  کتاب همیشه روی میز کارشان باز بود. از کتاب کودک «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» تا رمان‌هایی مانند «ریشه‌ها»، آثار تاریخی، ادبیات پایداری و حتی مجموعه‌هایی مانند «خانواده تیبو» را با دقت خوانده و درباره نوع و کیفیت ترجمه‌ها هم  نظر داده بودند.



عضویت در باشگاه کتاب خوان ها
 حسین سعیدی، فعال فرهنگی و مدیر انتشارات زائر رضوی

سال‌ها بود که در نمایشگاه کتاب، یک چشم‌انتظاریِ و حسرت عجیب برای دیدار حضرت آقا  بین من و همکارانم در حوزه کتاب  جریان داشت؛ هر دوره از نمایشگاه برایمان امیدی تازه بود برای دیدار ایشان . بالاخره در نمایشگاه اردیبهشت ۱۴۰۲ این توفیق نصیبم شد.
ایشان وقتی وارد بخش غرفه انتشارات آستان قدس شدند، نکته‌ای توجه مرا جلب کرد، با این‎که انتشارات به نشر- انتشاراتی که در آن سال ها در آن فعال بودم- بیشتر در حوزه ادبیات دینی فعالیت داشت و تخصص‌مان دفاع مقدس نبود، اما چشم آقا مستقیم رفت سمت کتاب‌هایی که درباره شهدای دفاع مقدس چیده بودیم. پرسیدند: این آثار چیست؟
وقتی توضیح دادم، این بخش و کتاب‎های آن  با تحسین و تشویق ایشان  رو به رو شد. برایم جالب بود که با وجود جانمایی نه‌چندان مناسب، دقیقاً همان بخش مورد توجه قرار گرفت.آن سال کتاب هایی که در حوزه ادبیات دینی برای کودکان و نوجوانان آماده کرده بودیم نیز مورد توجه ایشان قرار گرفت. در جریان صحبت درباره برخی از این آثار،  توجه دقیقشان نشان می‌داد چقدر ادبیات پایداری، ادبیات کودک و نوجوان برایشان اهمیت دارد.به تازگی شنیدم  تعدادی از کتاب‌هایی که ایشان بر آن تقریظ نوشته بودند و این تقریظ ها  هنوز رونمایی رسمی نشده بود، درکتابخانه شخصی ایشان و در جریان بمباران اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی  و همزمان با شهادت ایشان از بین رفته، اما علاقه و تسلطشان به کتاب هیچ‌وقت کم نشده بود.به نظر من نمایشگاه کتاب،  یک باشگاه بزرگ فرهنگ عمومی بود که آقا خودشان را متعلق به این باشگاه می‌دانستند؛ جایی که اهل فرهنگ دور هم جمع می‌شوند در کشور نمایشگاه های اقتصادی و بسیاری دیگر از نمایشگاه ها هر سال برگزار می شد و آقا تاکید داشتند در این نمایشگاه فرهنگی شرکت کنند. 



 شکر گزاری بعد از بازدید از نمایشگاه کتاب
 محمد حقی ، مدیر نشر نشان 

هر سال نمایشگاه کتاب برای ما یک نشانه روشن داشت: بعد از حضور آقا، جمعیت به شکل محسوسی بیشتر می‌شد. انگار همین که خبر می‌رسید رهبر انقلاب از نمایشگاه بازدید کرده‌اند، توجه عمومی دوباره به کتاب و نمایشگاه جلب می‌شد. پیش از آمدن ایشان هم معمولاً فضای انتظار وجود داشت؛ همه منتظر بودند ببینند آقا چه زمانی می‌آیند، از چه غرفه‌هایی بازدید می‌کنند و به کدام کتاب‌ها توجه نشان می‌دهند. همین رفت‌وآمدها و خبرهایی که از دل آن منتشر می‌شد، فضای نمایشگاه را تغییر می‌داد. وقتی ایشان از کتابی تعریف می‌کردند یا آن را به دست می‌گرفتند، از روز بعد به شکل چشمگیری فروش همان کتاب بالا می‌رفت و مورد توجه مردم قرار می‌گرفت.خودم خاطره‌ای از دو سال پیش دارم. ما کتاب «تل‌آویو سقوط کرد» را در نمایشگاه عرضه کرده بودیم. آقا این کتاب را در دست گرفتند و همان تصویر خیلی سریع در رسانه‌ها منتشر شد؛ حتی رسانه‌های بین‌المللی هم آن را بازتاب دادند، چون عنوان کتاب به‌نوعی پیام سیاسی خاصی در خود داشت. جالب این‎جا بود که حتی برخی رسانه‌های معاند هم آن تصویر را به‌طور جدی منتشر کردند. نتیجه‌اش این شد که از فردای آن روز، سیل مخاطبان برای خرید کتاب راه افتاد و همان‌جا در نمایشگاه چند نوبت چاپش تمام شد.اما شیرین‌ترین خاطره من از دیدار با آقای شهید به سال‌های ۹۰ یا ۹۱ برمی‌گردد. آن زمان سالنی به نام «یاس» توسط مجمع ناشران انقلاب اسلامی در نمایشگاه برپا شده بود. در آن سالن کتاب‌های منتشرشده در سال گذشته به‌صورت موضوعی معرفی می‌شد تا هر کسی وارد می‌شود، با تازه‌های نشر آشنا شود. آقا حدود سه ساعت در نمایشگاه حضور داشتند و بخش‌های مختلف این سالن را هم با دقت دیدند. در هر غرفه، جوانانی حضور داشتند که در موضوع خودشان صدها کتاب خوانده بودند و عملاً به کارشناسان جدی آن حوزه تبدیل شده بودند.
روز بعد شنیدم که آقا به یکی از وزرا گفته‌اند: «شما به نمایشگاه کتاب رفته‌اید؟ حتماً به آن سالنی که این جوان‌های کارشناس حضور دارند سر بزنید.» حتی نقل شد که فرموده‌ بودند وقتی از نمایشگاه برگشته‌اند، در محضر خداوند متعال ،برای این‎که انقلاب توانسته چنین جوان‌هایی را تربیت کند و چنین رویش‌هایی داشته باشد شکرگزاری کرده اند .
10 صفحه اول