خواستیم دروغگو نباشیم

سرباز روح‌ا... رضوی، مجری برنامه «به وقت ایران» در گفت‌وگو با خراسان می گوید، تلاش کردیم چارچوب‌ها و کلیشه ها را بشکنیم تا به روایتی صادقانه از جنگ برسیم

نویسنده: مائده کاشیان

مترجم:


همزمان با آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان، برنامه «به وقت ایران» به صورت زنده از شبکه خبر روی آنتن رفت و موفق شد به عنوان یک برنامه سیاسی ویژه و متفاوت، مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. تفسیر کامل از ابعاد مختلف جنگ رمضان و ارائه این تفسیر، خارج از فضا و ادبیات رسمی برنامه‌های سیاسی مرسوم، تبدیل به برگ‌های برنده «به وقت ایران» شد. به بهانه استقبال از این برنامه، با سرباز روح‌ا... رضوی مجری «به وقت ایران» درباره تولید این برنامه و دلایل موفقیت آن گفت‌وگو کردیم.
​​​​​​​
ایده ساخت «به وقت ایران» چطور شکل گرفت؟ 

تقریبا از ماه‌های ابتدایی جنگ طوفان الاقصی در غزه، یک برنامه اینترنتی راه‌اندازی کردیم به نام «میدان». از ابتدا ایده این برنامه در موسسه رسانه‌ای «نگاه» که در آن فعال هستیم، مطرح شد و با توجه به اهمیتی که برای جنگ طوفان‌الاقصی قائل بودیم و آن را پیوند خورده با مسئله امنیت در ایران می‌دانستیم، دغدغه برنامه این بود که به مسائل روز درباره این جنگ بپردازد. برنامه تقریبا دو سال و خرده‌ای استمرار پیدا کرد و تهیه‌کنندگی و پشتیبانی سازمان اوج این امکان را به ما داد که برنامه را مستمر کنیم. شاید بالغ بر هزار و 500 ساعت پخش زنده در پلتفرم‌های داخلی و خارجی داشتیم و آن‌جا هم مسئله روایت جنگ بود. ما واقعا قائل بودیم وقایع 18 و 19 دی‌ماه ما را به سمت جنگ می‌کشاند، بعد از این اتفاقات فرصتی از طرف صداوسیما فراهم شد و نسخه دیگری از برنامه «میدان» اینترنتی خودمان یعنی «به وقت ایران» را با رعایت ملاحظات آنتن صداوسیما، روی آنتن شبکه خبر بردیم که یک برنامه حدود 30 دقیقه‌ای و البته ضبطی بود. در همان برهه اولیه هم موفقیتی کسب شد تا رسیدیم به روزهای پیش از آغاز جنگ رمضان که تحلیل‌ها و اخبار، ما را به این جمع‌بندی رسانده بود که جنگ قریب‌الوقوع است، خودمان را آماده کردیم اگر جنگی در گرفت، «به وقت ایران» را در پله دیگری از روایت استمرار دهیم، ایده‌مان هم این بود که به یک برنامه حداقل یک ساعته زنده تبدیل شود. با عوامل صحبت کرده بودیم، تدارکات بحث‌های اجرایی، فنی، گرافیک‌ها و این که در کدام استودیو می‌توانیم به صورت زنده آن را روی آنتن ببریم، آماده شده بود، به این ترتیب همان شنبه که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تجاوز را آغاز کردند، «به وقت ایران» را به صورت زنده از شبکه خبر شروع کردیم.
هدف برنامه تمرکز روی کدام ابعاد جنگ است؟
هدف این بود که مخاطب یک به‌روزرسانی پیوسته و قابل درک از جنگ داشته باشد. تحلیل ما این بود که مخاطب عام باید در یک برنامه، خلاصه‌ای از آنچه در ساحت‌های مختلف مربوط به جنگ رخ می‌دهد، به دست بیاورد و این نه در قالب یک سری حرف‌های پراکنده، بلکه در قالب یک تصویر واضح و روشن از آنچه در یک روز از برنامه با آن روبه‌رو شده، به مخاطب منتقل شود.
یکی از ویژگی‌های «به وقت ایران»، زبان ساده آن ویژه مخاطب عام است، از ابتدا سیاست‌گذاری‌ این بود که مخاطب عام پای این برنامه بنشیند؟
کلا تلویزیون برای مخاطب عام است و از استاد دانشگاه تا کارگر آن را می‌بینند، حالا اگر توانستیم روایتی داشته باشیم که حداکثر مخاطب با آن ارتباط برقرار کند، می‌تواند عامل موفقیت باشد. انتقال مفاهیم پیچیده لزوما با ادبیات قلنبه سلنبه اتفاق نمی‌افتد! می‌خواهیم با مردم حرف بزنیم و انتقال معنا اتفاق بیفتد. هیچ چیز به وقت ایران ساختگی نیست؛ من، آقای خضاب و آقای اکبرخانی همان طور که در جلسه سردبیری و تحریریه صحبت می‌کنیم، تلاش کردیم همان ادبیات واقعی فی‌مابین خودمان را روی آنتن هم ببریم، احساس می‌کنم این هم در نزدیک شدن بحث‌ها به عموم مردم خیلی کمک کرد. ما تلاش کردیم چارچوب‌ها را بشکنیم و خیلی راحت صحبت کنیم.
پس ساختارشکنی و فاصله گرفتن از کلیشه‌ها در جذب مخاطب مهم است.
بله و تلاش برای روایت آنچه وجود دارد. ما شعاری داریم که می‌گوییم روایت «عقل سرد». هویت، موضع‌گیری و جهت ما مشخص است و ابراز هم می‌کنیم، اما برای تحلیل آنچه در جنگ رخ می‌دهد، به واقعیت میدان جنگ نگاه می‌کنیم، له ما یا علیه ما. در یکی از برنامه‌ها، ویدئویی از یکی از عملیات‌های حزب‌ا... پخش کردیم که موشکی به سمت تانک اسرائیلی شلیک می‌شد و انفجاری رخ می‌داد. گفتم تانک مورد اصابت قرار گرفت و آقای اکبرخانی گفت نه این تانک نخورد و توضیح داد این عملکرد سامانه تروفی تانک مرکاوا 4 است که یک سامانه پدافندی‌ است و درست لحظه قبل از اصابت موشک حزب‌ا...، این موشک را بیرون از تانک، به فاصله چند ده سانتی‌متری از غلاف تانک منهدم می‌کند؛ ما این موضوع را روی آنتن تلویزیون گفتیم که این عملیات حزب‌ا.. موفقیت‌آمیز نبود، بعد از آن دیگر عملیات‌های بسیار موفق حزب‌ا... را هم پخش کردیم. یا بریده‌ای از ویدئوی تبلیغاتی شرکت رافائل اسرائیل را که عملکرد سامانه تروفی را به نمایش گذاشته بود، پخش کردیم تا به مخاطبان ثابت کنیم تانک مورد اصابت قرار نگرفته و سامانه تروفی تانک با موفقیت عمل کرده. وقتی این را پخش می‌کنیم و در جای دیگری می‌گوییم FPV های حزب‌ا... پدر اسرائیل را درآورده، مخاطب به صداقت ما پی می‌برد. در یکی از برنامه‌ها به اشتباه تصویری را که در شبکه‌های رسمی وایرال شد و ادعا می‌شد جمجمه سرباز اسرائیلی در واقعه شهرضاست، پخش کردیم. بعد از برنامه متوجه شدیم تصویر فیک بوده یا به آن واقعه ربطی نداشته، روز بعد به دلیل پخش این تصویر عذرخواهی کردیم. شاید خیلی‌های دیگر هم این تصویر را گذاشتند و عذرخواهی هم نکردند، شاید همین الان بعضی‌ها در برنامه‌هایشان به تصاویر فیک استناد می‌کنند و شاید لزومی به عذرخواهی نمی‌بینند، اما ما عذرخواهی کردیم. این صداقت اعتماد می‌آورد و رسانه هیچ چیز ارزشمندتری از اعتماد ندارد، وقتی اعتماد از دست برود دیگر خاصیتی ندارد. روایت «واقعیت» و عامه‌فهم، صداقت، تلاش برای داشتن عقل سرد در روایت صحنه جنگ و البته سردبیری سفت و سخت، پیگیری جدی اخبار، چک چندباره محتواها و سابقه دو، سه ساله برنامه‌ای که در فضای دیگری منتشر می‌شد همه عوامل موثری هستند. 
مهمانان برنامه بر چه اساسی انتخاب می‌شوند؟
بر اساس تخصص‌شان در حوزه‌ای که صحبت می‌کنند. ما مباحث همه کارشناسان و مهمانان محترم را دنبال می‌کنیم، در سال‌های گذشته هم در برنامه‌های مختلف از حضور جمع کثیری از کارشناسان استفاده کردیم، به همین دلیل از کارشناسان حوزه‌های مطالعات منطقی و مباحث مرتبط با آنچه در منطقه رخ می‌دهد، شناخت خوبی داشتیم. یک بخش از موضوعات هم مباحث داخلی است که کمتر با آن‌ها ارتباط داشتیم و داریم آن را هم به مرور زمان به حوزه کارشناسی اضافه می‌کنیم. الان دغدغه ما این است؛ کسی که فارغ از جهت‌گیری سیاسی خودش، تحلیلی دارد و نظر او در حوزه خاص خود قابل دفاع و کارشناسی است، این صحبت‌ها را در چارچوب برنامه ما مطرح کند.
بازخوردها چطور بود؟
یکی از اتفاقاتی که باعث خوشحالی‌مان شد، این بود که بخش قابل توجهی مخاطب جوان و نوجوان داریم، برنامه‌های خبری عمدتا مورد توجه افراد میانسال و مسن هستند یا جای خوشحالی دارد که شنیدیم سازمان رسمی ناچار می‌شود بخشنامه کند که کسی در ساعات اداری من حق ندارد برنامه «به وقت ایران» ببیند یا در اتاق تلویزیون فلان زندان که زندانیان سیاسی در آن هستند، تنها برنامه‌ای که تمام زندانیان می‌روند و می‌بینند «به وقت ایران» است. عزیزی برای من پیامک می‌فرستد که برنامه شما را پای لانچرهای پرتاب موشک داریم می‌بینیم. برای ما جای خوشحالی است که شخصی وارد پیتزافروشی در شمال شهر تهران می‌شود و می‌بیند کسی نیست، بعد متوجه می‌شود همه کارکنان آن دارند «به وقت ایران» می‌بینند، خانم‌های بی‌حجاب و آقایان شمال شهر تهران با سبک زندگی خاص خودشان همه پای برنامه نشستند. یعنی تیپ‌ها و آدم‌های مختلف به ما بازخورد می‌دهند که داریم برنامه را می‌بینیم، این‌ها نشان می‌دهد که می‌شود ساختارها را شکست و صداوسیما چه ظرفیت منحصر به فردی در انتقال پیام دارد. برنامه در فضای بین‌الملل هم بازتاب داشت. مثلا «الون میزراهی» یهودی معروف، تحلیل ما درباره اسرائیل را گذاشت و نوشته بود اگر این‌ها تحلیل‌گران تلویزیون ایران هستند و این قدر خوب اسرائیل را می‌شناسند، افسران امنیتی ایران چقدر نسبت به اسرائیل آشنا هستند.
10 صفحه اول