تحلیل گفتمان پیام رهبر انقلاب به مجلس دوازدهم،از «اختلاف دیدگاه» تا «تله تنازع»
دکترین امنیت داخلی
نویسنده: مهدی نجفی
مترجم:
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی را نباید در حد یک توصیه اخلاقی ساده یا دعوتی گذرا به همدلی تقلیل داد. این پیام، در واقع ترسیم مختصات میدان نبرد آینده است. جبههای که دیگر در مرزهای جغرافیایی یا پشت میزهای دیپلماسی خلاصه نمیشود، بلکه قلب افکار عمومی، ذهن آحاد جامعه و گسستهای میان جریانهای سیاسی-اجتماعی را هدف گرفته است.
ایشان با کالبدشکافی راهبرد خصمانه دشمن، تأکید کردند که بوقهای تبلیغاتی و اتاقهای فکر غرب، پس از ناکامی در جنگ سخت، شکست در پروژه تحریم اقتصادی و بنبست در محاصره سیاسی، اکنون به «مهندسی تفرقه و فروپاشی اجتماعی» روی آوردهاند. این یعنی ورود به فاز جدیدی از یک جنگ ترکیبی تمامعیار؛ کارزاری که هدفش نه تخریب بتن و آهن، بلکه فرسایش سرمایه اجتماعی و ترکانداختن بر دیوار انسجام ملی است.
از «اختلاف دیدگاه» تا «تله تنازع»
تاریخ معاصر گواهی میدهد که هرگاه بدخواهان ایران در تقابل سخت شکست خوردهاند، بلافاصله روی گسلهای داخلی خیمه زدهاند. از فشارهای معیشتی تا پمپاژ دروغ در فضای مجازی، همگی یک کانون مرکزی را هدف گرفتهاند: تبدیل تفاوت سلیقههای طبیعی به بحرانهای هویتی و امنیتی.
وجود اختلافنظر در هر جامعه پویایی، نه یک نقص، بلکه موتور محرک پیشرفت است. حتی در میان وفاداران به انقلاب نیز تفاوت در روشها و اولویتها امری بدیهی است. اما مرز سرخ و خطرناک، عبور از «اختلاف» و سقوط به چاه «تنازع» است؛ همان هشدارباشِ صریحی که در پیام رهبری طنینانداز شد.
تنازع یعنی جایگزینی «حذف» به جای «رقابت»، بدل شدن «نقد» به «تخریب» و تبدیل «تفاوت سلیقه» به «دشمنی». در چنین اتمسفری، دشمن نیازی به صرف انرژی ندارد؛ چرا که جامعه خودش به دست خودش وارد فرایند خودتخریبی و استهلاک داخلی میشود.
حتی اختلافات موجه نیز مرز دارند
شاهبیت پیام رهبر انقلاب، ممنوعیت تبدیل «اختلافات موجه» به تفرقه است. این یک خطکشی هوشمندانه است؛ به این معنا که حتی اگر نقد شما وارد، مطالباتتان برحق و گلایههایتان کاملاً قانونی باشد، نباید فرمِ بیان و مدل پیگیری آن به همبستگی ملی آسیب بزند. امروز متر و معیار رفتار سیاسی ما، فقط «حق یا ناحق بودن» نیست، بلکه باید سنجید که خروجی این رفتار، پازل اقتدار کشور را کامل میکند یا به تکهای از پازل عملیاتی دشمن تبدیل میشود؟
امروز اتاق جنگ روانی رسانههای معاند روی همین گسلها فعال است تا میان مردم و حاکمیت، جریانهای سیاسی، اقوام و مذاقهای مختلف فکری، دیوار انشقاق بسازد. در این اتمسفر غبارآلود، گاهی یک موضعگیری نسنجیده یا یک کلکل جناحی، سوختِ باروتِ رسانههای بیگانه را تأمین میکند.
چتر وسیع انسجام ملی: از وفاداران انقلاب تا دلدادگان ایران
مخاطب این پیام، یک قشر خاص نیست؛ رهبری همه کسانی را که به «اسلام و انقلاب» یا حتی صرفاً به «استقلال، عظمت و سربلندی ایران» عرق دارند، به میدان غلبه بر تفرقه فراخواندهاند. این تعبیر نشان میدهد که حفظ امنیت و انسجام ملی، فراتر از خطکشیهای مرسوم جناحی است. هرکس که دلش برای فردا و آینده این مرز و بوم میتپد، در قبال حفظ صلح اجتماعی مسئول است.
باید تاکید کرد که وحدت، به معنای خفهکردن صدای نقد یا چشمپوشی بر خطاکاریها نیست. اتفاقاً جامعهای مقتدر است که در آن امکان گفتوگو، نقد سازنده و اصلاح درونساختاری در چارچوب منافع ملی و اخلاق فراهم باشد، نه جامعهای که اختلافاتش به کینههای شتری و جنگهای فرسایشی ختم شود.
مسئولیت نخبگان در پیچ تاریخی
این پیام را باید مصلحتنامه و نقشه راه عبور از گردنههای سخت فراروی کشور دانست. اگر تا دیروز خاکریز اول ما در اقتصاد یا صیانت نظامی بود، امروز خط مقدم، «حفظ دژ همبستگی اجتماعی» است.در این دکترین جدید، تکلیف نخبگان سیاسی، اهالی رسانه و فعالان فضای مجازی سنگینتر از همیشه است: هر قلم، تحلیل یا توئیتی که شکافها را عمیقتر کند، گل به خودی در زمین دشمن است.
هر قدمی که بذر امید، اعتماد و همگرایی را در دلها بکارد، جلوهای از جهاد ملی برای صیانت از ایران است.
بنابراین، این فرمان که «اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید»، یک توصیه اخلاقی صرف نیست؛ بلکه یک پیوست استراتژیک و حیاتی برای عبور مقتدرانه ایران از پیچ تاریخی پیشرو است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


