گفت‌وگو با مریم اسلامی شاعر نیشابوری که چندی پیش نشان درجه یک هنر در رشته شعر را دریافت کرد

پای شعر ایستادم و شعر پاداش مرا داد

نویسنده: شجاعی مهر

مترجم:

​​​​​​​

دریافت نشان درجه یک هنر کشور برای مریم اسلامی، شاعر و نویسنده و معاون آفرینش‌های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، لحظه‌ای است که با هیجان و در عین حال تأمل از آن یاد می‌کند. هنوز چندان از این اتفاق نگذشته، اما وقتی درباره‌اش حرف می‌زند، بیشتر از افتخار شخصی، از مسئولیت می‌گوید. این نشان را متعلق به خود نمی‌داند؛ آن را حاصل همراهی خانواده، استادان و مخاطبانی می‌داند که سال‌ها با شعرهایش زندگی کرده‌اند. به گفته او، هرچه جایگاه یک هنرمند بالاتر می‌رود، بار مسئولیتش در قبال فرهنگ، زبان و نسل‌های آینده سنگین‌تر می‌شود.از همان ابتدا که صحبت به نیشابور می‌رسد، لحنش نرم‌تر و شخصی‌تر می‌شود. می‌گوید نیشابور فقط زادگاهش نیست؛ جایی است که در آن داستان شنیدن و شعر فهمیدن را تجربه کرده است. از خاطرات کودکی‌اش در کوچه‌ها، باغ‌ها و مدرسه‌های شهر می‌گوید؛ فضاهایی که به تعبیر خودش نخستین جرقه‌های علاقه به ادبیات را در ذهنش روشن کرده‌اند. تأکید می‌کند که ذائقه ادبی‌اش در همان سال‌ها شکل گرفته و هنوز هم خود را وامدار آن فضاها می‌داند.
با وجود این که سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند، نیشابور برایش یک «حضور ذهنی دائمی» است. وقتی از این شهر حرف می‌زند، به نام‌هایی مثل خیام، عطار و کمال‌الملک اشاره می‌کند و می‌گوید طبیعی است شهری با چنین پشتوانه‌ای در جهان‌بینی یک شاعر اثر بگذارد. از نگاه او، این تأثیر فقط در شعرها نیست؛ در داستان‌هایش هم پررنگ‌تر دیده می‌شود. حتی به رمان تازه‌اش «راز درگاه تاریک» اشاره می‌کند که فضای نیشابور در آن حضور دارد و بخشی از شخصیت‌هایش از دل همان شهر آمده‌اند.
وقتی از کودکی‌اش می‌پرسیم، انگار تصویرها یکی‌یکی برمی‌گردند. از کوچه‌هایی می‌گوید که ساعت‌ها در آن‌ها دوچرخه‌سواری می‌کرده، از بازی‌های کودکانه و از تماشای زندگی روزمره مردم با نگاهی پر از کنجکاوی. لبخند می‌زند و نیشابور آن روزها را شهری توصیف می‌کند که «آسمانش بزرگ‌تر بود و ستاره‌هایش نزدیک‌تر». حتی از خانه‌هایی می‌گوید که در هر کدام مهمانی حضور داشت و هر مهمان، قصه‌ای برای گفتن.وقتی از وضعیت امروز نوجوانان نیشابور و استعدادهای ادبی‌شان می‌پرسیم، با امید حرف می‌زند. معتقد است امکانات آموزشی و ارتباطی امروز فرصت‌های بیشتری برای نسل جدید فراهم کرده است. اما در عین حال یادآور می‌شود که مسیر ادبی شدن، بیش از هر چیز به استمرار، مطالعه و ساختن نگاه شخصی نیاز دارد.
نیشابور؛ قرن ها خاستگاه شعر و اندیشه
در پاسخ به توصیه‌اش به نوجوانان علاقه‌مند به شعر، لحظه‌ای مکث می‌کند و می‌گوید مهم‌ترین چیز «اعتماد به صدای درونی» است. بعد ادامه می‌دهد که باید زیاد خواند، زیاد آموخت و از نقد شدن ترسید. تأکید می‌کند که موفقیت در هنر یک اتفاق ناگهانی نیست و نتیجه سال‌ها تلاش، عشق و صبوری است؛ و بعد با لحنی ساده اضافه می‌کند: من پای شعر ایستادم و شعر پاداش مرا داد. اگر قرار باشد کتابی به کودکان نیشابور تقدیم کند، می‌گوید دوست دارد آن کتاب درباره رؤیاها و ریشه‌ها باشد. کتابی که به کودکان یادآوری کند در شهری زندگی می‌کنند که قرن‌ها خاستگاه شعر و اندیشه بوده و هرکدام می‌توانند ادامه‌دهنده این مسیر باشند. از کودکی که حرف می‌زند، به شگفتی‌های جهان بر می‌گردد؛ همان چیزهایی که او را به شعر رساندند. از حرکت ابرها، درخشش ستاره‌ها، صدای پرندگان و بارش برف می‌گوید. شعر برایش راهی بوده برای ثبت این شگفتی‌ها. نخستین شعرش را هم به یاد می‌آورد؛ شعری که در نوجوانی برای پدرش سروده بود وقتی در سفر کاری بوده است. بعدها فهمیده همان شعر در قالب نیمایی نوشته شده بود.
نخستین مواجهه با دنیای داستان
سال‌ها ابتدا برای بزرگسالان شعر می‌گفت تا این که در سال ۱۳۷۸ با ورود به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان مربی ادبی، مسیرش تغییر کرد. همان‌جا بود که به گفته خودش فهمید هنوز کودک درونش زنده است و می‌تواند جهان را از نگاه کودک ببیند. از کتابخانه دایی‌اش هم با علاقه یاد می‌کند؛ جایی که نخستین مواجهه‌های جدی‌اش با دنیای داستان شکل گرفت. بعدها خواندن آثار شاعرانی مثل سهراب سپهری به او آموخت که چگونه می‌توان با زبان ساده، تصویرهای عمیق ساخت. وقتی صحبت به ادبیات کودک می‌رسد، جدی‌تر می‌شود. می‌گوید نوشتن برای کودک ساده به نظر می‌رسد اما در واقع بسیار دشوار است؛ چون باید ساده نوشت اما سطحی نبود. کودک امروز را مخاطبی هوشمند و صادق می‌داند که خیلی سریع با متن‌های غیرصادقانه ارتباطش را از دست می‌دهد. برای او مهم است که در آثار کودک، امید و امنیت روانی و کرامت حفظ شود. حتی اگر موضوع سخت باشد، باید با زبانی لطیف و متناسب با سن کودک بیان شود.
10 صفحه اول