بازگشت مهدویان به روزهای خوب
نگاهی به سریال خانگی «کلاغ»نویسنده:
مترجم:
مجموعه«کلاغ» اثرتازه محمدحسین مهدویان که به تازگی به نمایش درآمده، درامی تاریخی است که کوشیده مؤلفههای ژانر نوآررا رعایت کرده و تا حد امکان، به یک نوآرایرانی تبدیل شود. این اثرکه پس از تجربههای موفقی چون «ماجرای نیمروز» و «ایستاده درغبار»، باردیگر مهدویان را به دهههای50 و 60 برگردانده، ازلحاظ محتوایی تلاشی برای روایت واقعیتهای ساواک به شمار میآید و به عنوان پاسخ این فیلم ساز به سریال «تاسیان» مطرح شده که روایتی ملایم و چه بسا مثبت از این سازمان مخوف ارائه کرده بود.
نخستین نکتهای که درسریال«کلاغ» جلب را توجه میکند، فضاسازی بصری آن است. استفاده از خانههای قدیمی، نورپردازی متناسب و جزییاتی مانند ضبط کاست که هم از لحاظ بصری و هم از لحاظ داستانی کارکرد دارند، توانسته اتمسفر دهه 50 را با دقت بازسازی کند و البته با رنگبندی تیره، حس ترس و خفقان را به خوبی القا کند.
این جنبه از اثر بیتردید یکی از نقاط قوت آن محسوب میشود.
در بخش بازیگری، هادی حجازیفر (جلال) و نیکآفرید سماواتی (سایه) عملکرد قابل قبولی دارند و از پس نقش برمیآیند؛ مواردی که از محمدحسین مهدویان و مهارت ویژهای او در هدایت بازیگران بعید نیست.
با این حال، برگ برنده اصلی «کلاغ»، شخصیت «بهروزی» با بازی محسن قصابیان است که چه در فیلم نامه و چه در اجرا، عالی ازآب درآمده و با جزییات رفتاری چون نوع راه رفتن، خوردن و حتی لحن کلام، به کاراکتری متمایز درسریال تبدیل شده است. قصابیان نیزاین نقش را آنقدرقوی ایفا کرده که به سختی میتوان پذیرفت این بازیگر نقش شهید منصور ستاری را درفیلم «منصور» نیز بازی کرده!
با این حال، مهمترین ضعف سریال به ریتم آن برمیگردد. درقسمتهای ابتدایی «کلاغ»، برخی از موقعیتهای دراماتیک بیش از حدکش داده میشوند و دیالوگها اغلب درحال تأیید و تکرار یک وضعیت واحد به نظر میرسند. به علاوه مضمون تقابل یک مأمور امنیتی با بحران هویت و وظیفه، سوژهای تکراری در سینماست که طی سالهای اخیر زیاد دیده شده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


